به گزارش گنابادتایمز، در Ù…ØØ§ÙÙ„ Ùˆ مجالس سوگوارى امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام، به ويژه در ماه Ù…ØØ±Ù…ØŒ غذا دادن به مردم به ياد Ùˆ نام مقدّس او، يك شيوه پسنديده Ùˆ مردمى است. اما نباید هد٠برگزاری جلسات اطعام باشد زیرا هیچ عزاداری ØµØ±ÙØ§ به خاطر اطعام در جلسات شرکت نمی کند بلکه غذای امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام را نوعی تبرک Ù…ÛŒ داند. پس نمی توان به دلیل ضع٠مدیریتی در امر اطعام مانع ØØ¶ÙˆØ± Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ در جلسات عزاداری شد.
اطعام به عزاداران در زمان پیامبر Ù€ صلّی الله علیه Ùˆ آله Ù€ Ùˆ به دستور ایشان نیز انجام Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØª. در تاریخ آمده است كه به عزاداران كربلا نیز اطعام می‌دادند. این سنت نیكو در زمان ما نیز با اهتمام در ØØ§Ù„ انجام Ú¯Ø±ÙØªÙ† است. اما مهم شیوه ارائه این خدمات است. اگر شیوه اطعام همین روشی است كه همه می‌دانند قطعاً دچار یك آسیب‌هایی است كه نباید از آن غاÙÙ„ شد.
اطعام برای تكریم عزادار استÂ
اطعام برای تكریم عزادار است اما بعضا مشاهده شده است  نØÙˆÙ‡ خدمت رسانی با شأن این مجالس سازگار نیست. نبود ÙØ±ØµØª كاÙÛŒ Ùˆ امكانات لازم همچنین مدیریت ضعی٠برای پذیرایی از عزادار، نوعی بی‌نظمی Ùˆ ØØ±Øµ Ùˆ ولع را ناخواسته تزریق می‌كند. این گونه اطعام به تكریم انسان‌ها لطمه می‌زند. ضمن بهره‌مند شدن از Ø³ÙØ±Ù‡ امام Ù€ علیه السّلام Ù€ باید به گونه‌ای عمل كرد كه آسیبی به شخصیت عزادار وارد نشود.
 مشاهده شده است در یکی از جلسات Ø³Ø·Ø Ø´Ù‡Ø±Ø³ØªØ§Ù† به دلیل آنچه عدم وجود ÙØ¶Ø§ Ù…ÛŒ خوانند درب های جلسات را Ù…ÛŒ بندند Ú©Ù‡ باعث پشت در ماندن برخی از عزاداران ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ Ú©Ù‡ با تاخیر قصد Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از جلسه را دارند Ù…ÛŒ گردد، برخی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مطلع ØŒ دلیل این اقدام را عدم پیش بینی تعداد Ù†ÙØ±Ø§Øª جهت اطعام Ù…ÛŒ دانند Ú©Ù‡ نمی تواند توجیه منطقی برای این اقدام باشد. امیدواریم با مدیریت صØÛŒØ مدیران مجالس شاهد تکرار این گونه Ø§ØªÙØ§Ù‚ات در Ø³Ø·Ø Ø´Ù‡Ø±Ø³ØªØ§Ù† گناباد نباشیم.
در همین خصوص به ذکر خاطره ای جالب در همین خصوص اشاره می شود:
اطعامي با برکت در منزل جناب آقاي سيد علي شاهرودی
اين قضيه توسط آية الله آقاي سيد علي شاهرودي بيان شده است:
اين جناب در مجلس سوگواري مدرسهâ€ÙŠ Ø¨Ø²Ø±Ú¯ آخوند، به عنوان ÙŠÚ©ÙŠ از خدام بودم.
در شب Ù‡ÙØªÙ… Ù…ØØ±Ù…ØŒ نوعا در عراق به نام ØØ¶Ø±Øª Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ العباس Ø¹Ù„ÙŠÙ‡â€Ø§Ù„سلام مجلس روضه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ù…ÙŠâ€Ø´ÙˆØ¯. در چنان شبي من چند Ù†ÙØ±ÙŠ Ø±Ø§ Ú©Ù‡ در چايخانه با هم مشغول ادارهâ€ÙŠ Ú†Ø§ÙŠ بوديم (Ú©Ù‡ تعداد آنها با خودم Ù‡ÙØª Ù†ÙØ± Ù…ÙŠâ€Ø´Ø¯) براي شام به منزل خودم (Ú©Ù‡ جادهâ€ÙŠ Ø¯ÙˆÙ…ØŒ يعني ميلان دوم بود) دعوت کردم. ضمنا روضهâ€ÙŠ Ù…Ø®ØªØµØ±ÙŠ هم گذاشتم Ùˆ به آقاي شيخ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÙŠÙ† خراساني Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ بيايد Ùˆ ذکر مصيبتي کند.
آن شب، مرØÙˆÙ… آيت الله العظمي ØØ§Ø¬ سيد Ù…ØÙ…ود قدس سره نيز همراه اخوي بزرگ ØØ¶Ø±Øª آيت الله العظمي آقاي سيد Ù…ØÙ…د ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ Ø´Ø§Ù‡Ø±ÙˆØ¯ÙŠ «دامت برکاته» Ùˆ دو تن از داييها تشري٠داشتند.
آقاي شيخ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÙŠÙ†ØŒ مجلس را تمام کرد Ùˆ همه براي صر٠شام نشستند. برخي از آقايان هم Ú©Ù‡ براي شام دعوت نشده بودند، Ùˆ در روضه شرکت کرده بودند، باقي ماندند، ÙŠÚ©ÙŠ از آنها جناب آقاي Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠ Ø¨ÙˆØ¯ Ú©Ù‡ الان از علماي مشهد است.
Ù†Ù…ÙŠâ€Ø¯Ø§Ù†Ù… Ú†Ù‡ کسي به آنها خبر داده بود Ú©Ù‡ سيد علي امشب شام Ù…ÙŠâ€Ø¯Ù‡Ø¯. به Ø¯Ø§ÙŠÙŠâ€Ø§Ù…ØŒ آقاي Ù…ØÙ…د تقي نيشابوري، Ùˆ به اخوي اشاره کردم Ùˆ آنها از اطاقي Ú©Ù‡ در آن روضه خوانده شده بود، بيرون آمدند Ùˆ هر سه Ù†ÙØ± به اطاقي Ú©Ù‡ هم اطاق بود Ùˆ هم آشپزخانه Ø±ÙØªÙŠÙ…. در آنجا ديگ برنج Ùˆ خورش را به آنها نشان دادم: ÙŠÚ© ديگ برنج Ú©Ù‡ Ùقط غذاي ده Ù†ÙØ± را در خود داشت Ùˆ مقداري خورش نيز متناسب با همان بود.
به همسرم Ú¯ÙØªÙ…: غير از اين غذا Ú†Ù‡ داري؟ تعداد اينها زياد است Ùˆ بالغ بر 24 Ù†ÙØ± Ù…ÙŠâ€Ø´ÙˆÙ†Ø¯. خانم Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: همين برنج Ùˆ خورش است Ùˆ دايي نيز Ú¯ÙØª: دير وقت است Ùˆ ازبازار هم Ù†Ù…ÙŠâ€ØªÙˆØ§Ù† غذا تهيه کرد (در آن زمان، چلوکبابي Ùˆ اينها، در نج٠مرسوم نبود) سپس ÙØ±Ù…ود: ØØ§Ù„ا همين غذا را بکش، خدا کريم است! Ùˆ بعد Ø±ÙØª Ùˆ در مجلس نشست.
بنده در وسط خيابان Ø±ÙØªÙ… Ùˆ عمامه را از سرم برداشتم Ùˆ رو به طر٠کربلا کردم Ùˆ Ú¯ÙØªÙ…: يا Ø§Ø¨Ø§Ø§Ù„ÙØ¶Ù„ØŒ اين مجلس شماست Ùˆ من هم سمت نوکري شما را دارم. اگر Ù…ÙŠâ€Ø®ÙˆØ§Ù‡ÙŠ Ø¢Ø¨Ø±ÙˆÙŠ من برود، به من مربوط نيست؛ آبروي خادم Ùˆ مجلس شما Ù…ÙŠâ€Ø±ÙˆØ¯! البته، ØØ§Ù„Ù… هم منقلب شد.
سپس به داخل منزل برگشتم Ùˆ به خانواده Ú¯ÙØªÙ…: شما غذا را در ظرÙها بريزيد، خدا کريم است! در آن وقت کارد Ùˆ چنگال مرسوم نبود Ùˆ ظرو٠چيني هم نداشتيم؛ ظرÙهايي بود ÙØ§Ùوني (از جنس روي)ØŒ Ùˆ ديس، هم مرسوم نبود؛ عوض ديس سيني بود Ùˆ آن هم ÙØ§Ùوني بود. آنها را پر ميâ€Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ Ùˆ به وسيلهâ€ÙŠ Ø¨Ø´Ù‚Ø§Ø¨Ù‡Ø§ تقسيم ميâ€Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯.
ناگهان مرØÙˆÙ… دايي Ùˆ اخوي، از اطاق مهماني صدا کردند: سيد علي، بس است! ما هم Ø§Ù„ØªÙØ§Øª به اينکه چطور شد Ùˆ Ú†Ù‡ قدر غذا Ú©Ø´ÙŠØ¯Ù‡â€Ø§ÙŠÙ…ØŒ پيدا نکرديم؛ نه من Ùˆ نه اهل بيت من، Ù†Ùهميديم Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ شد؟!
آنها Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: ديگر بس است، تو هم بيا! من هم سر Ø³ÙØ±Ù‡ Ø±ÙØªÙ… Ùˆ ديدم غذا زياد است Ùˆ ØØªÙŠ Ø¢Ù† سيني هم Ú©Ù‡ به عنوان ديس بود، پر بود! آمدم نشستم Ùˆ مشغول خوردن شدم. قبلا مرØÙˆÙ… پدرم ÙØ±Ù…وده بودند: سيد علي، اگر شامي داري بياور، دير شده است، نزديک چهار بعد از مغرب است. Ùˆ ديگران، Ú©Ù‡ خبر نداشتند، Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: هان!Ù…ÙŠâ€Ø®ÙˆØ§Ù‡ÙŠ Ø¨Ù‡ آقايان شام بدهي Ùˆ ما را از شام Ù…ØØ±ÙˆÙ… کني؟! آنها بعد از ديدن شام Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: تو اين همه شام داشتي Ùˆ Ù…ÙŠâ€Ø®ÙˆØ§Ø³ØªÙŠ Ù…Ø§ را ادب کني؟! من Ú¯ÙØªÙ…: بياييد ديگ را نگاه کنيد! به خود ØØ¶Ø±Øª Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ Ø¹Ù„ÙŠÙ‡â€Ø§Ù„سلام قسم Ú©Ù‡ نظر خود Ø§Ø¨Ø§Ø§Ù„ÙØ¶Ù„ Ø¹Ù„ÙŠÙ‡â€Ø§Ù„سلام بوده است Ùˆ الا ديگ همين است Ú©Ù‡ Ù…ÙŠâ€Ø¨ÙŠÙ†ÙŠØ¯ Ùˆ هنوز ديگ نصÙÙ‡ بود Ùˆ خالي نشده بود!
مرØÙˆÙ… پدرم آمدند Ùˆ آقايان هم آمدند Ùˆ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: Ø³Ø¨ØØ§Ù† الله! نظر Ù„Ø·Ù ØØ¶Ø±Øª Ø§Ø¨Ø§Ø§Ù„ÙØ¶Ù„ Ø¹Ù„ÙŠÙ‡â€Ø§Ù„سلام بوده است Ú©Ù‡ اين ديگ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ بتواند اين همه جمعيت را غذا بدهد Ùˆ باز Ù†ØµÙØ´ باقي بماند! Ùˆ هر ÙŠÚ© نيز مختصري از آن غذا را به عنوان Ø§Ø³ØªØ´ÙØ§ØŒ به منزل خود بردند.
به خود آقا Ø§Ø¨Ø§Ø§Ù„Ø¶ÙØ¶Ù„ Ø¹Ù„ÙŠÙ‡â€Ø§Ù„سلام قسم، Ú©Ù‡ غذا زياد آمد، به طوري Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯Ø§ مازاد آن را ميان همسايهâ€Ù‡Ø§ تقسيم کرديم Ùˆ تقريبا تا دو سه روز هم خودمان از آن Ù…ÙŠâ€Ø®ÙˆØ±Ø¯ÙŠÙ…!
همين قضيه سبب شد Ú©Ù‡ هر سال شب Ù‡ÙØªÙ… Ù…ØØ±Ù… مردم را دعوت کنيم Ùˆ تعداد مدعوين نيز تا آنجا Ø§ÙØ²Ø§ÙŠØ´ ÙŠØ§ÙØª Ú©Ù‡ سالي چهارصد کيلو برنج ميâ€Ù¾Ø®ØªÙŠÙ… Ùˆ تقريبا ÙŠÚ© گوساله قيمه درست ميâ€Ú©Ø±Ø¯ÙŠÙ… Ùˆ الان هم در شاهرود همين رويه را داريم.