به گزارش خبرنگار آیین Ùˆ اندیشه خبرگزاری ÙØ§Ø±Ø³ØŒ بعد از شهادت امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام Ùˆ یاران Ø¨Ø§ÙˆÙØ§ÛŒ ایشان در عصر عاشورا، مشکلات Ùˆ مصیبت‌های خاندان امام، صد چندان شد. ماجراهایی Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ú©Ù‡ قلم از نوشتن آن Ùˆ زبان از Ú¯ÙØªÙ†Ø´ شرم دارد. چنان سوزناک است Ú©Ù‡ اشک هر انسان آزاده‌ای را سرازیر Ùˆ هر جوانمردی را بی‌تاب می‌کند. در کتاب «عاشورا ریشه‌â€Ù‡Ø§ØŒ انگیزه‌â€Ù‡Ø§ØŒ رویدادها، پیامد‌ها» Ú©Ù‡ زیر نظر ØØ¶Ø±Øª آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نوشته شده مطالب ارزنده‌ای در این‌باره نقل شده است.
* آمدن Ø°ÙˆØ§Ù„Ø¬Ù†Ø§Ø Ø¨Ù‡ خیامâ€
پس از شهادت امام، اسب آن ØØ¶Ø±Øª شیههâ€â€ŒØ²Ù†Ø§Ù† Ùˆ ناله‌â€Ú©Ù†Ø§Ù† در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ پیشانى خود را به خون امام علیه‌السلام آغشته کرده بود، به جانب خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ Ø´ØªØ§ÙØª.
از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است Ú©Ù‡ اسب آن ØØ¶Ø±Øª در Ø´ÛŒÙ‡Ù‡â€Œâ€Ø§Ø´ مىâ€â€ŒÚ¯Ùت: «الظَّلیمَةَ الظَّلیمَةَ Ù…Ùنْ Ø£Ùمَّة٠قَتَلَتْ ابْنَ بÙنْت٠نَبÙیّÙها؛ امان از ظلم Ùˆ ستم٠امتى Ú©Ù‡ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ دختر پیامبرشان را کشتند».
زنان Ùˆ خواهران Ùˆ دختران امام علیه‌السلام با دیدن مرکب بىâ€â€ŒØ³ÙˆØ§Ø± نالهâ€â€ŒÙ‡Ø§ سر دادند Ùˆ زار زار گریستند.
«Ùَوَضَعَتْ Ø£Ùمّ٠کÙلْثÙوم٠یَدَها عَلى†امّ٠رَأْسÙها وَنادَتْ: ÙˆØ§Ù…ÙØÙŽÙ…Ù‘ÙŽØ¯Ø§Ù‡! وَاجَدَّاه! وانَبÙیَّاه! وا أَبَاالْقاسÙماه! واعَلÙیَّاه! واجَعْÙَراه! واØÙŽÙ…ْزَتاه! واØÙŽØ³ÙŽÙ†Ø§Ù‡! هذا ØÙسَیْنٌ Ø¨ÙØ§Ù„Ù’Ø¹ÙŽØ±Ø§Ø¡ÙØŒ صَریعٌ بÙکَرْبَلاءَ، مَجْزÙÙˆØ±Ù Ø§Ù„Ù’Ø±ÙØ£Ù’س٠مÙÙ†ÙŽ Ø§Ù„Ù’Ù‚ÙŽÙØ§Ø¡ÙØŒ مَسْلÙوب٠الْعÙÙ…Ø§Ù…ÙŽØ©Ù ÙˆÙŽØ§Ù„Ø±Ù‘ÙØ¯Ø§Ø¡ÙØŒ Ø«Ùمَّ ØºÙØ´Ùیَ عَلَیْها»
ام کلثوم، دستها را روى سر نهاد Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زد: وامØÙ…داه! واجدّاه، وانبیاه، وا ابالقاسماه، واعلیّاه، ÙˆØ§Ø¬Ø¹ÙØ±Ø§Ù‡ØŒ واØÙ…زتاه، ÙˆØ§ØØ³Ù†Ø§Ù‡ØŒ این ØØ³ÛŒÙ† است Ú©Ù‡ در خاک کربلا روى زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ØŒ سرش را از پشت سر جدا کردند، عبا Ùˆ Ø¹Ù…Ø§Ù…Ù‡â€Œâ€Ø§Ø´ را به غارت بردند، این Ø¨Ú¯ÙØª Ùˆ بیهوش بر زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯Â».
* غارت Ø³Ù„Ø§Ø Ùˆ لباس‌هاى امام علیه‌السلامâ€
سپاه غارتگر ابن سعد، پس از شهادت امام علیه‌السلام براى غارت لباس‌ها Ùˆ Ø³Ù„Ø§Ø Ø§Ù…Ø§Ù… علیه‌السلام هجوم آوردند. ØØªÙ‰ برخى آنقدر رذالت Ùˆ پستى به خرج دادند Ú©Ù‡ پیش از شهادت امام علیه‌السلام به این کار اقدام نمودند. در این بخش از تاریخ کربلا Ø´Ú¯ÙØªÙ‰â€Œâ€Ù‡Ø§ÛŒÙ‰ در کتب مقاتل نقل شده است Ú©Ù‡ هر یک از دیگرى عبرتâ€â€ŒØ§Ù†Ú¯ÛŒØ²ØªØ± است Ùˆ ما بخشى از آن را در اینجا Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¢ÙˆØ±ÛŒÙ… از جمله: «مالک بن بشیر کندى» کلاه آن ØØ¶Ø±Øª را Ú©Ù‡ با ارزش بود به†یغما برد Ùˆ چون آن را به خانهâ€â€ŒØ§Ø´ برد، همسرش به وى Ú¯ÙØª: «اموال پسر پیغمبر را غارت مىâ€â€ŒÚ©Ù†Ù‰ Ùˆ آن را به خانه Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¢ÙˆØ±Ù‰ØŸ! از نزد من خارج شو Ú©Ù‡ خدا قبرت را از آتش پر کند» این مرد تا زنده بود با Ùقر Ùˆ تنگدستى دست Ùˆ پنجه نرم کرد Ùˆ دستهایش خشک شد Ùˆ در زمستان خون Ùˆ چرک از آن جارى بود.
Â«Ø¨ØØ± بن کعب» جامه آن ØØ¶Ø±Øª را Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ پوشید Ùˆ به نقل سید بن طاووس پاهاى او خشک شد Ùˆ زمین گیر گشت.
Â«Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن ØÙˆÛŒÙ‘ة» پیراهن ØØ¶Ø±Øª را Ú©Ù‡ یکصد Ùˆ Ù‡ÙØ¯Ù‡ سوراخ از آثار نیزه Ùˆ شمشیر Ùˆ تیر در آن بود، Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ پوشید Ùˆ به برص Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± شد.
عمامه آن بزرگوار را «اخنَس بن مَرثَد» Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ به سر نهاد Ùˆ دیوانه شد!
زره مخصوص آن ØØ¶Ø±Øª را Ú©Ù‡ Ùقط جلو را مى‌â€Ù¾ÙˆØ´Ø§Ù†Ø¯ Ùˆ پشت نداشت «عمر بن سعد» Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ زره دیگر آن امام شهید را «مالک بن نمیر» Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ پوشید Ùˆ بنا به روایتى مجنون شد.
«قیس بن اشعث» ØÙˆÙ„Ù‡ مخصوص ØØ¶Ø±Øª را Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ پس از آن به «قیس قطیÙه» مشهور شد Ùˆ بنا به نقل خوارزمى، به مرض جذام Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± شد Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ خانوادهâ€â€ŒØ§Ø´ از او کناره Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯.
«اسود بن خالد» Ú©ÙØ´â€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ ØØ¶Ø±Øª را برداشت.
«بجدل بن سلیم کلبى» انگشتر امام علیه‌السلام را با قطع انگشت آن ØØ¶Ø±Øª به Ú†Ù†Ú¯ آورد. بنا به نقل سید بن طاووس این انگشتر غیر از آن انگشترى است Ú©Ù‡ از ذخائر نبوت است Ùˆ امام آن را به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ على بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام داده است.
شمشیر ØØ¶Ø±Øª را «جÙمیع بن خلق» یا «اسود بن ØÙ†Ø¸Ù„ه» Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ این شمشیر غیر از ذوالÙقار است Ú©Ù‡ از ذخائر امامت شمرده مىâ€â€ŒØ´ÙˆØ¯.
در واقع هر کدام به غارت†چیزى از مختصات ØØ¶Ø±Øª Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± مىâ€â€ŒÚ©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ ولى Ø§ÙØªØ®Ø§Ø±Ù‰ Ú©Ù‡ سرانجام سبب شرمندگى همه آنها شد.
غارت لباس‌ها Ùˆ سلاØâ€Œâ€Ù‡Ø§ نسبت به سایر شهدا نیز Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ø§ÙØªØ§Ø¯. به Ú¯ÙˆÙ†Ù‡â€Œâ€Ø§Ù‰ Ú©Ù‡ سپاه Ú©ÙˆÙÙ‡ بدن‌هاى آن عزیزان خدا را برهنه Ùˆ عریان روى خاکها رها کردند.
* غارت خیمه‌â€â€Œâ€ŒÙ‡Ø§
سپاه روسیاه Ú©ÙˆÙÙ‡ به ÙØ±Ù…اندهى «شمر» خیمه‌â€Ú¯Ø§Ù‡ را Ù…ØØ§ØµØ±Ù‡ کرد. شمر دستور داد وارد خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ شوند، Ùˆ هر Ú†Ù‡ به دستشان مىâ€â€ŒØ±Ø³Ø¯ غارت کنند. اراذل Ùˆ اوباش Ú©ÙˆÙÙ‡ با شنیدن این ÙØ±Ù…ان بر یکدیگر سبقت Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯. دختران رسول خدا Ùˆ یادگاران ØØ¶Ø±Øª زهراى اطهر علیها‌السلام از سراپرده بیرون آمدند Ùˆ همگى مىâ€â€ŒÚ¯Ø±ÛŒØ³ØªÙ†Ø¯.
دشمن هر Ú†Ù‡ را مى‌â€ÛŒØ§Ùت، مى‌â€Ú¯Ø±Ùت، ØØªÙ‰ گوشواره ØØ¶Ø±Øª ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از گوشش کشیدند Ùˆ گوشâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ آن بانوى بزرگ را پاره کردند.
مردى پست از سپاه ابن سعد چشمش به خلخال پاى ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ بنت Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام Ø§ÙØªØ§Ø¯ØŒ Ùˆ در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ مىâ€â€ŒÚ¯Ø±ÛŒØ³Øª خلخال را از پایش کشید. دختر امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام با تعجب پرسید: چرا گریه مى‌â€Ú©Ù†Ù‰ØŸ! Ú¯ÙØª: چرا گریه نکنم در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ اموال دختر رسول خدا را غارت مىâ€â€ŒÚ©Ù†Ù…. ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ بنت Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام Ú¯ÙØª: خوب، اگر کار بدى است چرا چنین مىâ€â€ŒÚ©Ù†Ù‰ØŸ! Ú¯ÙØª: Ù…Ù‰â€Œâ€ØªØ±Ø³Ù… اگر من نکنم دیگرى آن را انجام دهد!
در روایتى Ù…Ù‰â€Œâ€Ø®ÙˆØ§Ù†ÛŒÙ…: هنگامى Ú©Ù‡ سپاه ابن سعد به خیمه‌â€Ù‡Ø§ یورش بردند، زینب علیهاالسلام ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زد: عمر سعد! اگر مقصودتان اسباب Ùˆ زیورآلات است، Ø®ÙˆØ¯Ù…Ø§Ù†â€ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¯Ù‡ÛŒÙ…ØŒ به سپاهت بگو شتاب نکنند. مگذار دست Ù†Ø§Ù…ØØ±Ù…ان به سوى خانواده پیامبر صلى الله علیه Ùˆ آله دراز شود.
زینب خود لباس مندرس پوشیده بود به زنان ÙØ±Ù…ان داد هر Ú†Ù‡ وسایل Ùˆ زیورآلات داشتند در گوشهâ€â€ŒØ§Ù‰ جمع کنند، گوشوارهâ€â€ŒÙ‡Ø§ را از گوشهایشان درآورند، ØØªÙ‰ ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ دختر امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام Ú©Ù‡ نوعروس بود Ùˆ دوست داشت گوشوارهâ€â€ŒÙ‡Ø§ÛŒØ´ را Ú©Ù‡ یادگار پدر مظلومش بود Ù†Ú¯Ù‡ دارد، عمهâ€â€ŒØ§Ø´ زینب از ترس آنکه مبادا دست Ù†Ø§Ù…ØØ±Ù…Ù‰ به سویش دراز شود، اجازه نداد. زنان Ùˆ کودکان در Ú¯ÙˆØ´Ù‡â€Œâ€Ø§Ù‰ جمع شدند، آنگاه زینب ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زد: هر کس مىâ€â€ŒØ®ÙˆØ§Ù‡Ø¯ اسباب Ùˆ وسایل دختران على علیه‌السلام Ùˆ ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ علیها‌السلام را به یغما ببرد بیاید. Ø¹Ø¯Ù‡â€Œâ€Ø§Ù‰ از سپاه آمدند Ùˆ هر Ú†Ù‡ بود را به غارت بردند.
در این میان، تنها یک زن از قبیله بکر بن وائل Ú©Ù‡ با شوهرش در سپاه ابن سعد بود این جسارت Ùˆ Ø¨Ù‰â€Œâ€ØØ±Ù…ØªÙ‰ را تØÙ…Ù„ نکرد Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ ØÙ…ایت از دختران Ùˆ زنان رسول خدا را سر داد، شمشیر Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ Ù‚Ø¨ÛŒÙ„Ù‡â€Œâ€Ø§Ø´ را مخاطب ساخت Ùˆ Ú¯ÙØª: «یا آلَ Ø¨ÙŽÚ©Ø±Ù Ø£ÙŽØªÙØ³Ù’لَب٠بَنات٠رَسÙول٠اللَّهÙ! لا ØÙکْمَ إلّا Ù„ÙÙ„Ù‘ÙŽÙ‡ÙØŒ یالَثارات٠رَسÙÙˆÙ„Ù Ø§Ù„Ù„Ù‘ÙŽÙ‡ÙØ› اى قبیله بکر، دختران رسول خدا غارت مىâ€â€ŒØ´ÙˆÙ†Ø¯ Ùˆ شما نظاره مى‌â€Ú©Ù†ÛŒØ¯ØŸ! هیچ ÙØ±Ù…انى جز ÙØ±Ù…ان خدا نیست (کنایه از اینکه دیگر نباید از آل امیه اطاعت کرد) به خونخواهى رسول خدا بپاخیزید».
شوهرش آمد و او را به جایگاهش برگرداند.
این اولین ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ خونخواهى از خونâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ به نا ØÙ‚ ریخته مظلومان کربلا بود Ú©Ù‡ از ØÙ„قوم زنى خارج Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´Ø¯. از ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ بنت Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام روایت شده است Ú©Ù‡ Ú¯ÙØª: در جلو خیمه ایستاده بودم Ùˆ به کشته‌â€Ù‡Ø§ نظاره مىâ€â€ŒÚ©Ø±Ø¯Ù… Ùˆ در این اندیشه بودم Ú©Ù‡ ØØ§Ù„ بر سر ما Ú†Ù‡ خواهد آمد؟ ناگاه متوجه شدم Ú©Ù‡ مردى سوار بر اسب، زنان را با Ù†ÛŒØ²Ù‡â€Œâ€Ø§Ø´ تعقیب مىâ€â€ŒÚ©Ù†Ø¯ Ùˆ زنان در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ لباس‌â€Ù‡Ø§ Ùˆ زینت‌â€Ù‡Ø§ÛŒØ´Ø§Ù† به غارت Ø±ÙØªÙ‡ به یکدیگر پناه مى‌â€â€ŒØ¨Ø±Ù†Ø¯ Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ بر Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¢ÙˆØ±Ù†Ø¯: واجَدَّاه وا أَبَتاه، وا عَلÙیَّاه، واقÙلَّةَ Ù†Ø§ØµÙØ±Ø§Ù‡ واØÙŽØ³ÙŽÙ†Ø§Ù‡ØŒ أَما Ù…Ùنْ Ù…ÙØ¬ÛŒØ±Ù ÛŒÙØ¬ÛŒØ±Ùنا، أَما Ù…Ùنْ Ø²Ø§Ø¦ÙØ¯Ù یَذÙود٠عنَّا.
تا آنکه آن مرد متوجه من شد Ùˆ با نیزه به سویم ØÙ…له کرد، من به صورت بر زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù…ØŒ گوشهایم را درید Ùˆ گوشواره از گوشم خارج کرد Ùˆ مقنعه از سرم ربود. خون از گوشها بر گونه‌هایم جارى بود. با سر برهنه بیهوش بر زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù…ØŒ چون به هوش آمدم دیدم Ø¹Ù…Ù‡â€Œâ€Ø§Ù… در کنارم نشسته گریه مى‌â€Ú©Ù†Ø¯.
Ú¯ÙØªÙ…: «یا عَمَّتاه! هَلْ Ù…Ùنْ Ø®ÙØ±Ù’Ù‚ÙŽØ©Ù Ø£ÙŽØ³Ù’ØªÙØ±Ù بÙها رَأْسÙی؛ عمّه جانم! آیا پارچهâ€â€ŒØ§Ù‰ هست Ú©Ù‡ سرم را با آن بپوشانم؟!».
Ø¹Ù…Ù‡â€Œâ€Ø§Ù… ÙØ±Ù…ود: «یا بÙنْتاه! ÙˆÙŽ عَمَّتÙÚ©Ù Ù…ÙØ«Ù’Ù„ÙÚ©ÙØ› دخترم! Ø¹Ù…Ù‘Ù‡â€Œâ€Ø§Øª نیز مانند تو است» نگاه کردم دیدم Ø¹Ù…Ù‡â€Œâ€Ø§Ù… نیز سر برهنه است Ùˆ تمام بدنش بر اثر ضربات دشمن سیاه شده است.
* یورش به خیمه امام سجاد علیه‌السلامâ€
شمر با گروهى از پیاده نظام به خیمه امام على بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام آمد، امام از شدت بیمارى در بسترى آرمیده بود، همراهان شمر Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: آیا این بیمار را نمىâ€â€ŒÚ©Ø´Ù‰ØŸ
ØÙ…ید بن مسلم- واقعه â€Ù†Ú¯Ø§Ø± روز عاشورا- Ú¯ÙØª: Ø³Ø¨ØØ§Ù† اللَّه! آیا نوجوان بیمار هم کشته Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´ÙˆØ¯ØŸ! او را همین بیمارى بس است. پس اصرار کرد تا آنان را از کشتن امام بازداشت.
بنا به نقلى دیگر، زینب دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام چون از قصد شمر Ùˆ یارانش مطلع شد ÙØ±Ù…ود: «او هرگز کشته Ù†Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´ÙˆØ¯ مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان ØØ±Ù… با گریه Ùˆ خشم بر او اعتراض کردند Ùˆ از Ø±ÙØªØ§Ø± Ø¨Ù‰â€Œâ€Ø´Ø±Ù…انه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد Ú¯ÙØª: کسى ØÙ‚ ندارد وارد خیمه‌â€Ù‡Ø§Ù‰ زنان شود Ùˆ متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.
زنان از عمر سعد خواستند تا لباسâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ آنان را برگردانند تا خود را بپوشانند. ابن سعد خطاب به سربازانش Ú¯ÙØª: هرکس چیزى از این خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡â€Œ â€Ø§Ø³Øª آنها را برگرداند.
ØÙ…ید بن مسلم مىâ€â€ŒÚ¯ÙˆÛŒØ¯: ولى به خدا سوگند، ØØªÙ‰ یک Ù†ÙØ± هم چیزى را بر نگرداند.
* آتش زدن خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§
از ØÙˆØ§Ø¯Ø« بسیار تکان دهنده در غروب عاشورا، سوزاندن خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ آل رسول اللَّه صلى الله علیه Ùˆ آله بود. این صØÙ†Ù‡ جانسوز در شرایطى Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø§Ùتاد Ú©Ù‡ بدنهاى پاره پاره امام مظلومان Ùˆ یاران ایثارگر Ùˆ شهیدش در بیابان رها شده Ùˆ قبل از آن خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ غارت شده بود Ùˆ جامهâ€â€ŒÙ‡Ø§ Ùˆ زیورها از زنان پاک دامن هاشمى ربوده شده بود Ùˆ Ø¢ÙØªØ§Ø¨ آن روز Ú©Ù‡ شاهد Ø´Ú¯ÙØªâ€â€ŒØ¢ÙˆØ±ØªØ±ÛŒÙ† ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ تاریخ بود به سرعت رو به غروب مىâ€â€ŒØ´ØªØ§Ùت Ùˆ شب سیاه از راه Ù…Ù‰â€Œâ€Ø±Ø³ÛŒØ¯. در چنین وضعیت Ø§Ø³ÙØ¨Ø§Ø±Ù‰ Ú©Ù‡ غم Ùˆ اندوه از هر طر٠بر ذریه رسول خدا Ø§ØØ§Ø·Ù‡ کرده بود، دشمن به قصد آتش زدن آشیانه‌â€Ù‡Ø§Ù‰ آن زنان مصیبت دیده، با شعلهâ€â€ŒÙ‡Ø§ÛŒÙ‰ از آتش به خیمه‌â€Ù‡Ø§ یورش بردند. در این ØØ§Ù„ یکى از سپاه ابن سعد ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø²Ø¯: «أَØÙ’رÙÙ‚Ùوا بÙÛŒÙوتَ الظَّالÙمینَ!Ø› خیمه‌â€Ù‡Ø§Ù‰ ستمگران را آتش بزنید!».
خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ به سرعت مىâ€â€ŒØ³ÙˆØ®Øª Ùˆ خاکستر Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´Ø¯ØŒ دختران رسول خدا سراسیمه از خیمه‌â€Ù‡Ø§ بیرون دویدند Ùˆ برخى از کودکان یتیم به دامن عمهâ€â€ŒØ´Ø§Ù† پناه بردند. بعضى راه†بیابان در پیش Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ در آن متوارى شدند. تعدادى نیز به دشمن سنگدل استغاثه مى‌â€Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ Ùˆ تقاضاى رØÙ… Ùˆ مروت داشتند.
یادآورى این خاطره تلخ همواره اشکâ€â€ŒÙ‡Ø§ را از دیدگان امام سجاد علیه‌السلام جارى Ù…Ù‰â€Œâ€Ø³Ø§Ø®Øª. او مىâ€â€ŒÙرمود: «بخدا سوگند، من هیچگاه به عمّه‌â€Ù‡Ø§ Ùˆ خواهرانم نظر نمى‌â€Ú©Ù†Ù… جز اینکه گریه گلویم را مى‌â€Ùشارد Ùˆ یاد مى‌â€Ú©Ù†Ù… آن Ù„ØØ¸Ø§Øª را Ú©Ù‡ آنها از خیمهâ€â€ŒØ§Ù‰ به خیمه دیگر مىâ€â€ŒØ¯ÙˆÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ منادى سپاه دشمن ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø²Ø¯ Ú©Ù‡: خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ ستمگران را آتش بزنید!».
ØØªÙ‰ امامان معصوم علیه‌السلام دیگر نیز با یادآورى آتش Ú¯Ø±ÙØªÙ† خیام امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام به سختى متأثّر Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´Ø¯Ù†Ø¯.
در روایتى Ù…Ù‰â€Œâ€Ø®ÙˆØ§Ù†ÛŒÙ… هنگامى Ú©Ù‡ منصور دوانیقى در٠خانه امام صادق علیه‌السلام را آتش زد، تعدادى از شیعیان خدمت آن ØØ¶Ø±Øª شرÙیاب شدند، امام علیه‌السلام را گریان Ùˆ اندوهگین دیدند، از دلیل آن پرسیدند، ÙØ±Ù…ود: «لَمَّا أَخَذَت٠النَّار٠ما ÙÙÛŒ الدّÙهْلیز٠نَظَرْت٠إلَى Ù†ÙØ³Ø§Ø¦ÙÛŒ وَبَناتÙÛŒ یَتَراکَضْنَ ÙÙÛŒ صَØÙ’ن٠الدَّار٠مÙنْ ØÙجْرَة٠إلى†ØÙجْرَة٠وَمÙنْ Ù…ÙŽÚ©Ø§Ù†Ù Ø¥Ù„Ù‰â€ Ù…ÙŽÚ©Ø§Ù†ÙØŒ هذا وَأَنا مَعَهÙنَّ ÙÛŒ الدّار٠Ùَتَذَکَّرْت٠ÙÙØ±Ø§Ø±ÙŽ Ø¹Ùیال٠جَدّÙیَ الْØÙسَیْن٠علیه السلام یَوْمَ عاشÙورا Ù…Ùنْ خَیْمَة٠إلى†خَیْمَة٠وَمÙنْ Ø®ÙŽØ¨Ø§Ø¡Ù Ø¥Ù„Ù‰â€ Ø®ÙŽØ¨Ø§Ø¡ÙØ› گریه من براى آن است Ú©Ù‡ وقتى آتش در دهلیزخانه زبانه کشید، زنان Ùˆ دخترانم را دیدم Ú©Ù‡ از این اطاق به آن اطاق Ùˆ از این جا به آن جا پناه Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¨Ø±Ù†Ø¯ با آنکه (تنها نبودند Ùˆ) من نزدشان ØØ¶ÙˆØ± داشتم، با دیدن این صØÙ†Ù‡ به یاد بانوان جدّم ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام در روز عاشورا Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… Ú©Ù‡ از خیمهâ€â€ŒØ§Ù‰ به خیمه دیگر Ùˆ از پناهگاهى به پناهگاه دیگر ÙØ±Ø§Ø± مى‌â€Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯Â».
آتش زدن خیمهâ€â€ŒÙ‡Ø§ÛŒÙ‰ Ú©Ù‡ زنان Ùˆ کودکان خردسال در آن بودند، نشان Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¯Ù‡Ø¯ Ú©Ù‡ هد٠نهایى دشمن این بود Ú©Ù‡ ØØªÙ‰ نسل Ùˆ ذریه پاک رسول خدا صلى الله علیه Ùˆ آله را ریشه‌â€Ú©Ù† کنند، این صØÙ†Ù‡â€â€ŒÙ‡Ø§ نشان از Ø¨Ù‰â€Œâ€Ø±ØÙ…Ù‰ Ùˆ سنگâ€â€ŒØ¯Ù„Ù‰ دشمنان Ùˆ اوج مظلومیت خاندان Ø§Ù‡Ù„â€Œâ€Ø¨ÛŒØª علیهم‌السلام†دارد. Ùˆ خدا را شکر Ú©Ù‡ این اعمال ÙˆØØ´ÛŒØ§Ù†Ù‡ Ùˆ ددمنشانه پرده از روى نیات شوم آنها برداشت Ùˆ رسواى خاص Ùˆ عام شدند.
* تاختن اسب‌ها بر پیکر امام علیه‌‌السلامâ€
برابر ÙØ±Ù…انى Ú©Ù‡ ابن زیاد صادر کرده بود، «ابن سعد» مأمور بود پس از شهادت امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام بدن مبارکش را زیر سمّ اسبان قرار دهد؛ وى Ú©Ù‡ به خاطر تقرّب به ابن زیاد Ùˆ در خیال خامش براى رسیدن به ØÚ©ÙˆÙ…ت رى از هیچ جنایتى خوددارى نمىâ€â€ŒÚ©Ø±Ø¯ØŒ در میان Ø§ØµØØ§Ø¨Ø´ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زد: «مَنْ ÛŒÙŽÙ†Ù’ØªÙŽØ¯ÙØ¨Ù Ù„ÙلْØÙسَیْن علیه السلام ÙÙŽÛŒÙوطÙیَ الْخَیْلَ صَدْرَه٠وَ Ø¸ÙŽÙ‡Ù’Ø±ÙŽÙ‡ÙØ› کیست Ú©Ù‡ داوطلبانه بر پیکر ØØ³ÛŒÙ† اسب بتازد تا سینه Ùˆ پشت وى را زیر سم اسبان پایمال کند؟!»
شمر Ú©Ù‡ قساوت Ùوقâ€â€ŒØ§Ù„Ø¹Ø§Ø¯Ù‡â€Ø§Ù‰ داشت با شنیدن این ÙØ±Ù…ان، پیشقدم شد Ùˆ بر بدن پاک زاده زهرا علیها‌السلام اسب تاخت. ده Ù†ÙØ± دیگر نیز از وى تعبیت کردند Ú©Ù‡ عبارت بودند از:
1. Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن ØÙویّة. 2. هانى بن Ø«ÙØ¨ÛŒØª ØØ¶Ø±Ù…Ù‰. 3. ÙˆØ§ØØ¸ بن ناعم. 4. اسید بن مالک. 5. ØÚ©ÛŒÙ… بن Ø·Ùیل طائى. 6. اخنس بن مَرثَد. 7. عمرو بن ØµÙØ¨ÛŒØ. 8. رجاء بن Ù…ÙÙ†Ù‚ÙØ° عبدى. 9. ØµØ§Ù„Ø Ø¨Ù† وهب. 10. سالم بن خثیمه.
اینان آن قدر با اسبان خویش بر پیکر مقدس ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ پیامبر صلى الله علیه Ùˆ آله تاختند Ú©Ù‡ استخوان‌â€Ù‡Ø§ را درهم شکستند. آنان نه تنها از این عمل ننگین خویش پروایى نداشتند Ú©Ù‡ به آن Ø§ÙØªØ®Ø§Ø± هم کرده تقاضاى جایزه نمودند، چنانکه اسید بن مالک- یکى از این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯- در برابر ابن زیاد چنین Ú¯ÙØª: «ما سینه ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام را بعد از پشت وى با اسبان قوى هیکل Ùˆ نیرومند درهم کوبیدیم!»
ولى برخلا٠انتظارشان ابن زیاد دستور داد به آنان جایزه ناچیزى دادند. بعدها مختار چون این عده را دستگیر کرد، دست و پاى آنان را بر زمین میخ‌کوب کرد و اسب بر بدنشان تاخت تا به هلاکت رسیدند.
* ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù‡ شدن سر امام علیه‌السلام به سوى Ú©ÙˆÙÙ‡â€
«ابن سعد» براى اینکه خبر پیروزى ظاهرى خویش را هر Ú†Ù‡ زودتر به عبیداللَّه بن زیاد برساند در عصر همان روز عاشورا سر امام علیه‌السلام را توسط «خولى بن یزید» Ùˆ «ØÙ…ید بن مسلم» به Ú©ÙˆÙÙ‡ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯.
خولى Ú©Ù‡ ØØ§Ù…Ù„ خبرى عظیم بود خود را با شتاب به Ú©ÙˆÙÙ‡ رساند Ùˆ جلو دارالاماره آمد Ùˆ چون در قصر را بسته ÛŒØ§ÙØª به ناچار به سوى خانه خود Ø±ÙØª Ùˆ سر٠امام را زیر طشتى قرار داد Ùˆ به نزد همسرش- نوار دختر مالک بن عقرب ØØ¶Ø±Ù…Ù‰- Ø±ÙØª.
«نوار» از وى سؤال کرد: Ú†Ù‡ خبر؟ Ú¯ÙØª: Â«Ø¬ÙØ¦Ù’تÙÚ©Ù Ø¨ÙØºÙÙ†ÙŽÙ‰ Ø§Ù„Ø¯Ù‘ÙŽÙ‡Ù’Ø±ÙØ› ثروت دنیا را برایت آوردهâ€â€ŒØ§Ù…!» اینک سر ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام در خانه توست!
Ú¯ÙØª: Ø´Ú¯ÙØªØ§! مردم زر Ùˆ سیم به خانه Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¢ÙˆØ±Ù†Ø¯ØŒ تو سر پسر دختر پیامبر صلى الله علیه Ùˆ آله را. «لا، وَاللَّه٠لا یَجْمَع٠رَأْسÙÛŒ وَرَأْسÙÚ©ÙŽ بَیْتٌ أَبَداً؛ نه به خدا سوگند، هرگز سر من Ùˆ تو در زیر یک سق٠جمع نخواهد شد».
این Ú¯ÙØª Ùˆ از اتاق بیرون آمد، مشاهده کرد نورى از آسمان تا زیر آن طشت کشیده†شده است Ùˆ مرغان سÙیدى اطرا٠طشت Ùˆ در مسیر نور در پروازند. چون ØµØ¨Ø Ø´Ø¯ خولى با عجله Ùˆ شتاب سر امام علیه‌السلام را نزد عبیداللَّه برد.
* تقسیم سرهاى شهدا
«ابن سعد» تا ØØ¯ÙˆØ¯ ظهر روز یازدهم به دÙÙ† اجساد پلید Ú©ÙˆÙیان مشغول بود. پس از اتمام کار در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ پیکر پاک ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ رسول خدا صلى الله علیه Ùˆ آله Ùˆ یاران پاکبازش در زیر Ø¢ÙØªØ§Ø¨ رها شده بود، دستور داد سرهاى دیگر شهداى کربلا را از بدنها جدا کنند Ùˆ به قصد تقرّب به ابن زیاد Ùˆ Ú¯Ø±ÙØªÙ† جایزه با خود به Ú©ÙˆÙÙ‡ ببرند.
این سرهاى پاک Ú©Ù‡ مجموع آنها با سر امام علیه‌السلام به 72 سر نورانى Ù…Ù‰â€Œâ€Ø±Ø³ÛŒØ¯ اینگونه بین قبائل تقسیم شد:
1. قبیله کنده به سرکردگى قیس بن اشعث، سیزده سر!
2. قبیله هوازن به ÙØ±Ù…اندهى شمر بن ذى الجوشن، دوازده سر!
3. قبیله تمیم، Ù‡ÙØ¯Ù‡ سر!
4. قبیله بنى اسد، نه سر!
5. قبیله Ù…Ø°ØØ¬ØŒ Ù‡ÙØª سر!
6. سایر قبایل، سیزده سر!
* اسارت Ø§Ù‡Ù„â€Ø¨ÛŒØª علیهم‌السلامâ€
عمر سعد پس از دÙÙ† اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور ØØ±Ú©Øª به سوى Ú©ÙˆÙÙ‡ را صادر کرد. با این دستور زنان Ùˆ دختران Ùˆ کودکان ØØ±Ù… ØØ³ÛŒÙ†Ù‰ را بر شتران بدون جهاز سوار کردند Ùˆ همانند اسیران بلاد Ú©ÙØ± به سوى Ú©ÙˆÙÙ‡â€ ØØ±Ú©Øª دادند.
«ابن عبد ربه» در «عقد Ø§Ù„ÙØ±ÛŒØ¯Â» مى‌â€Ù†ÙˆÛŒØ³Ø¯: در میان اسراء دوازده پسر بچه Ùˆ نوجوان از جمله آنها Ù…ØÙ…د بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† Ùˆ على بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام بودند.
از جمله زنان بزرگوارى که در کربلا به اسارت درآمدند عبارتند از:
زینب کبرى علیها السلام، ام کلثوم، ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ دختر امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام، سکینه دختر امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØŒ Ùˆ دختر چهارساله امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام (رقیه)ØŒ Ùˆ رباب دختر امرء القیس همسر با ÙˆÙØ§Ù‰ امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام، رمله، مادر ØØ¶Ø±Øª قاسم Ùˆ همسر امام ØØ³Ù† مجتبى علیه‌السلام.
اینان بازماندگان از عترت رسول اللَّه بودند Ú©Ù‡ ابن سعد Ùˆ سپاهش ØØ±Ù…ت پیامبر را در ØÙ‚ آنها رعایت نکردند Ùˆ با جسارت تمام آنان را چون اسیران جنگى به بند کشیدند Ùˆ با خیل Ù†Ø§Ù…ØØ±Ù…ان Ú©Ù‡ قاتلان ذرارى پیامبر صلى الله علیه Ùˆ آله Ùˆ یارانش بودند، به سوى Ú©ÙˆÙÙ‡ روانه ساختند.
* عبور قاÙله اسیران از قتلگاهâ€
از دشوارترین Ù„ØØ¸Ø§Øª تاریخ کربلا، Ú©Ù‡ در عظمت Ùˆ سنگینى با همه آسمانها Ùˆ زمین برابرى مى‌â€Ú©Ù†Ø¯ØŒ Ù„ØØ¸Ù‡ وداع جانسوز قاÙله اسیران با بدن‌â€Ù‡Ø§Ù‰ پاره پاره شهیدان است.
دشمنان، اسیران Ø¯Ù„â€Œâ€Ø³ÙˆØ®ØªÙ‡ را از کنار آن پیکرهاى پاک شهیدان عبور دادند، همان پیکرهاى غرقه به خونى Ú©Ù‡ یکجا همه عزّت Ùˆ مظلومیت را در خود جمع Ùˆ خلاصه کرده بودند.
برابر بعضى از نقلâ€â€ŒÙ‡Ø§ØŒ اسیران خود چنین درخواستى داشتند تا براى وداع با آن عزیزان شهیدشان از کنار قتلگاهشان عبور کنند.
Ù†Ø§Ú¯ÙØªÙ‡ پیداست Ú©Ù‡ ترک سرزمین کربلا در آن وضعیت غمبار Ùˆ ÙˆØØ´ØªÙ†Ø§Ú© براى آن دلâ€â€ŒØ³ÙˆØ®ØªÚ¯Ø§Ù† بسیار دشوار Ùˆ سخت بوده است. به ویژه آنکه دشمن اجساد پلید سربازانش را دÙÙ† کرده بود ولى پیکرهاى ذرارى پیامبر صلى الله علیه Ùˆ آله به خصوص پیکر پاک سرور جوانان بهشت Ø¨Ù‰â€ØºØ³Ù„ Ùˆ Ú©ÙÙ† در بیابان رها شده بود. دشمن بدکینه نه خود به دÙÙ† آنها اقدام نمود Ùˆ نه اجازه تدÙین آنها را به کسى داد.
مشاهده آن صØÙ†Ù‡â€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ دلخراش با آن بدنâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ پاره پاره Ùˆ پایمال سمّ اسبان Ú©Ù‡ عمدتاً قابل شناسایى نبودند، مىâ€â€ŒØªÙˆØ§Ù†Ø³Øª هر بینندهâ€â€ŒØ§Ù‰ را از پاى درآورد ولى طمأنینه Ùˆ آرامشى Ú©Ù‡ در زینب کبرى†علیها‌السلام، یادگار صبر Ùˆ شکوه على علیه‌السلام ظهور کرد Ùˆ صلابت Ùˆ استØÚ©Ø§Ù…Ù‰ Ú©Ù‡ در کلمات دلنشین او موج Ù…Ù‰â€Œâ€Ø²Ø¯ØŒ تا ØØ¯ÙˆØ¯ زیادى آن ÙØ¶Ø§Ù‰ سنگین را شکست Ùˆ آن را براى آل رسول قابل تØÙ…Ù„ کرد.
زنان ØØ±Ù… چون چشمشان به آن بدنهاى پاره پاره Ø§ÙØªØ§Ø¯ØŒ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯Ø´Ø§Ù† به ناله Ùˆ شیون بلند شد Ùˆ بر صورت خود لطمه زدند.
زینب Ú©Ù‡ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¯Ø§Ù†Ø³Øª دشمن در انتظار است تا با دیدن کوچکترین Ù†Ø´Ø§Ù†Ù‡â€Œâ€Ø§Ù‰ از ضع٠وپشیمانى درخاندان پیامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با دیدن پیکر به خون آغشته برادر، رو به آسمان کرد Ùˆ Ú¯ÙØª: «أَللَّهÙمَّ تَقَبَّلْ هذا Ø§Ù„Ù’Ù‚ÙØ±Ù’بانَ؛ خدایا این قربانى را قبول ÙØ±Ù…ا!».
این جمله چون پتکى بر سر دشمن ÙØ±ÙˆØ¯ آمد Ùˆ کوس رسوایى آنها را به â€ØµØ¯Ø§ در آورد.
راوى مى‌â€Ú¯ÙˆÛŒØ¯: هر Ú†Ù‡ را ÙØ±Ø§Ù…وش کنم، هرگز کلمات زینب دختر ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ زهرا علیهاالسلام را ÙØ±Ø§Ù…وش نخواهم کرد، به خدا سوگند بىâ€â€ŒÙ‚رارىâ€Ù‡Ø§ Ùˆ سخنان زینب هر دوست Ùˆ دشمن را به گریه واداشت.
او با دلى شکسته Ùˆ صدایى Ù…ØØ²ÙˆÙ† چنین Ú¯ÙØª: ÙˆØ§Ù…ÙØÙŽÙ…Ù‘ÙŽØ¯Ø§Ù‡! صَلّى†عَلَیْکَ مَلیک٠السَّماء، هذا ØÙسَینٌ Ù…ÙØ±ÙŽÙ…Ù‘ÙŽÙ„ÙŒ Ø¨ÙØ§Ù„دّÙÙ…Ø§Ø¡ÙØŒ Ù…ÙÙ‚ÙŽØ·Ù‘ÙŽØ¹Ù Ø§Ù„Ù’Ø£ÙŽØ¹Ù’Ø¶Ø§Ø¡ÙØŒ یا Ù…ÙØÙŽÙ…Ù‘ÙŽØ¯Ø§Ù‡! بَناتÙÚ©ÙŽ سَبایا ÙˆÙŽØ°ÙØ±Ù‘ÙیَّتÙÚ©ÙŽ Ù…Ùقَتَّلَة، تَسْÙى†عَلَیْها ریØÙ الصَّبا، هذا ØÙسَیْنٌ Ø¨ÙØ§Ù„Ù’Ø¹ÙŽØ±Ø§Ø¡ÙØŒ مَجْزÙور٠الرَّأس٠مÙÙ†ÙŽ Ø§Ù„Ù’Ù‚ÙŽÙØ§ØŒ مَسْلÙوب٠الْعÙÙ…Ø§Ù…ÙŽØ©Ù ÙˆÙŽØ§Ù„Ø±Ù‘ÙØ¯Ø§Ø¡ÙØ›
اى Ù…ØÙ…د صلى الله علیه Ùˆ آله! درود ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† آسمان بر تو باد! این ØØ³ÛŒÙ† توست Ú©Ù‡ در خون غلتیده است Ùˆ پیکر او پاره پاره شده است. اى Ù…ØÙ…د صلى الله علیه Ùˆ آله! دختران تو اسیر Ø´Ø¯Ù‡â€Œâ€Ø§Ù†Ø¯ Ùˆ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù†Øª کشته گشتهâ€â€ŒØ§Ù†Ø¯ Ùˆ باد صبا بر پیکرهایشان مى‌â€ÙˆØ²Ø¯. این ØØ³ÛŒÙ† توست Ú©Ù‡ روى خاک Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ØŒ سرش را از Ù‚ÙØ§ Ø¨Ø±ÛŒØ¯Ù‡â€Œâ€Ø§Ù†Ø¯ØŒ عمامه Ùˆ رداى او را به یغما Ø¨Ø±Ø¯Ù‡â€Œâ€Ø§Ù†Ø¯.
زینب علیها‌السلام همچنان سخن مى‌â€Ú¯Ùت Ùˆ دوست Ùˆ دشمن مى‌â€Ú¯Ø±ÛŒØ³ØªÙ†Ø¯.
زینب علیها‌السلام Ú©Ù‡ گویا سخنگوى آن صØÙ†Ù‡ عجیب بود چنین ادامه داد:
Ø¨ÙØ£ÙŽØ¨ÙÛŒ مَنْ [أَضْØÙ‰â€] عَسْکَرÙÙ‡Ù ÙÛŒ یَوْم٠الإثْنَیْن نَهْباً، Ø¨ÙØ£ÙŽØ¨ÛŒ مَنْ ÙÙØ³Ù’طاطÙÙ‡Ù Ù…ÙÙ‚ÙŽØ·Ù‘ÙŽØ¹Ù Ø§Ù„Ù’Ø¹ÙØ±Ù‰â€ØŒ Ø¨ÙØ£ÙŽØ¨ÙÛŒ مَنْ لا Ù‡ÙÙˆÙŽ ØºØ§Ø¦ÙØ¨ÙŒ ÙÙŽÛŒÙØ±Ù’تَجى†وَلا جَریØÙŒ ÙÙŽÛŒÙØ¯Ø§ÙˆÙ‰â€ØŒ Ø¨ÙØ£ÙŽØ¨ÙÛŒ مَنْ Ù†ÙŽÙْسی لَه٠الْÙÙØ¯Ø§Ø¡ÙØŒ Ø¨ÙØ£Ø¨ÙÛŒ الْمَهْمÙومَ ØÙŽØªÙ‘Ù‰â€ Ù‚ÙŽØ¶Ù‰â€ØŒ Ø¨ÙØ£Ø¨ÛŒ الْعَطْشانَ ØÙŽØªÙ‘Ù‰â€ Ù…ÙŽØ¶Ù‰â€ØŒ Ø¨ÙØ£ÙŽØ¨ÙÛŒ مَنْ شَیْبَتÙÙ‡Ù ØªÙŽÙ‚Ù’Ø·ÙØ±Ù Ø¨ÙØ§Ù„دّÙÙ…Ø§Ø¡ÙØ›
پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کسى باد Ú©Ù‡ (خیمهâ€â€ŒÚ¯Ø§Ù‡) سپاهش روز دوشنبه غارت شد. پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کس باد Ú©Ù‡ طنابهاى خیمهâ€â€ŒØ§Ø´ بریده Ùˆ بر زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯. پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن Ú©Ù‡ نه Ø³ÙØ± Ø±ÙØªÙ‡ است تا امید بازگشتش باشد Ùˆ نه چنان زخمى برداشته Ú©Ù‡ امید مداوایش باشد. پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کس Ú©Ù‡ جانم ÙØ¯Ø§Ù‰ او باد. پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کس Ú©Ù‡ با دل پرغصّه جان سپرد، پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کس Ú©Ù‡ با لب تشنه شهید شد، پدرم ÙØ¯Ø§Ù‰ آن کس Ú©Ù‡ از Ù…ØØ§Ø³Ù†Ø´ خون مىâ€â€ŒÚ†Ú©Ø¯Â».
دلها Ù…Ù‰â€Œâ€Ø±Ùت Ú©Ù‡ از سینه‌â€Ù‡Ø§ بیرون بزند، باران اشک به Ø§ØØ¯Ù‰ مجال نمىâ€â€ŒØ¯Ø§Ø¯ØŒ زینب این بار Ø§ØµØØ§Ø¨ جدّش را مخاطب ساخت Ùˆ Ú¯ÙØª:
یا ØÙزْناه! یا کَرْباه! الْیَوْمَ ماتَ جَدّÙÛŒ رَسÙÙˆÙ„Ù Ø§Ù„Ù„Ù‘ÙŽÙ‡ÙØŒ یا Ø£ÙŽØµÙ’ØØ§Ø¨ÙŽ Ù…ÙØÙŽÙ…Ù‘ÙŽØ¯Ø§Ù‡! هؤÙÙ„Ø§Ø¡Ù Ø°ÙØ±Ù‘ÙÛŒÙ‘ÙŽØ©Ù Ø§Ù„Ù’Ù…ÙØµÙ’Ø·ÙŽÙÙ‰â€ØŒ ÛŒÙØ³Ø§Ù‚Ùونَ سَوْقَ السَّبایا؛
امروز گویا جدم رسول خدا از دنیا Ø±ÙØªÙ‡ØŒ اى Ø§ØµØØ§Ø¨ Ù…ØÙ…د صلى الله علیه Ùˆ آله! اینان ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† پیامبر برگزیدهâ€â€ŒØ§Ù†Ø¯ Ú©Ù‡ آنان را همانند اسیران مىâ€â€ŒØ¨Ø±Ù†Ø¯.
در اینجا بود Ú©Ù‡ سکینه قدم پیش نهاد، پیکر پاک پدر را در آغوش Ú¯Ø±ÙØªØŒ هر Ú†Ù‡ تلاش کردند وى را جدا کنند ممکن نشد، جماعتى از اعراب آمدند Ùˆ سکینه را کشان کشان از پیکر پدرش جدا ساختند (Ø«Ùمَّ Ø¥Ùنَّ سÙکَیْنَةَ اعْتَنَقَتْ جَسَدَ الْØÙسَیْن٠علیه السلام Ùَاجْتَمَعَ Ø¹ÙØ¯Ù‘َةٌ Ù…ÙÙ†ÙŽ الْأَعْراب٠ØÙŽØªÙ‘ى†جَرّÙوها عَنْهÙ).
ناگهان زینب علیهاالسلام سنگ صبور اهل کاروان، Ú©Ù‡ با نوØÙ‡ سرائى بجا Ùˆ به موقعش تا ØØ¯ÙˆØ¯Ù‰ باعث تخلیه بغضâ€â€ŒÙ‡Ø§Ù‰ ÙØ±Ùˆ Ø®ÙØªÙ‡ در گلو شده بود، متوجه على بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام شد Ú©Ù‡ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø±Ùت از سر بىâ€â€ŒÙ‚رارى قالب تهى کند، زینب علیهاالسلام خود را به امام سجاد علیه‌السلام رساند Ùˆ Ú¯ÙØª: «مالÙÛŒ أَراکَ تَجÙود٠بÙÙ†ÙŽÙØ³ÙÚ©ÙŽ یا بَقÙیَّةَ جَدّÙÛŒ ÙˆÙŽ أَبÙÛŒ وَإخْوَتی؛ تو را Ú†Ù‡ شده، اى یادگار جدّ Ùˆ پدر Ùˆ برادرانم! Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¨ÛŒÙ†Ù… Ú©Ù‡ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø®ÙˆØ§Ù‡Ù‰ جانت را تسلیم کنى؟!».
امام سجاد علیه‌السلام پاسخ داد: چگونه Ø¨Ù‰â€Œâ€ØªØ§Ø¨Ù‰ نکنم در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¨ÛŒÙ†Ù… پدر Ùˆ برادران Ùˆ عموها Ùˆ عموزادگان Ùˆ کسان من بر زمین Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ Ùˆ در خونشان غلتیده، سرهایشان جداشده، لباسهایشان به غارت Ø±ÙØªÙ‡ است، نه Ú©Ùنى دارند، نه دÙنى Ùˆ کسى به آنها توجهى ندارد.
زینب علیهاالسلام پاسخ عجیبى داد: ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ برادرم! نگران مباش، به خدا سوگند این پیمانى است Ú©Ù‡ پیامبر خدا از جد Ùˆ پدر Ùˆ عمویت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ùˆ آنان نیز آن را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡â€Œâ€Ø§Ù†Ø¯.
خداوند از جماعتى از این امت Ú©Ù‡ گردنکشان زمین آنها را Ù†Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´Ù†Ø§Ø³Ù†Ø¯ ولى ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† آسمان آنان را Ù…Ù‰â€Œâ€Ø´Ù†Ø§Ø³Ù†Ø¯ØŒ عهد Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ این پیکرهاى پاره پاره Ùˆ پراکنده را جمع کنند Ùˆ به خاک بسپارند، در آینده در این سرزمین بر مرقد پدرت ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام پرچمى به اهتزاز در مىâ€â€ŒØ¢ÛŒØ¯ Ú©Ù‡ هیچگاه کهنه نشود Ùˆ در گذر زمان گزندى به آن نرسد Ùˆ سردمداران Ú©ÙØ± هرچه در Ù…ØÙˆ آن تلاش کنند، روز به روز بر عظمت آن Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ شود.
زینب دختر شجاع امیرمؤمنان علیه‌السلام با این پیشâ€Ú¯ÙˆÛŒÙ‰ عجیب Ùˆ Ø´Ú¯ÙØªâ€â€ŒØ¢ÙˆØ±Ø´ØŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ برادر خود را تسلى بخشید Ùˆ آینده کربلا Ùˆ عاشورا را آن‌â€Ú¯ÙˆÙ†Ù‡ Ú©Ù‡ ما امروز بعد از ØØ¯ÙˆØ¯ 14 قرن مىâ€â€ŒØ¨ÛŒÙ†ÛŒÙ… دقیقاً ترسیم کرد، آرى قلب نازنین زینب علیها‌السلام Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¯Ø§Ù†Ø³Øª Ú©Ù‡ این آغاز کار است هر چند ØªØ§Ø±ÛŒÚ©â€Œâ€Ø¯Ù„ان Ø¨Ù†Ù‰â€Œâ€Ø§Ù…یّه Ùˆ مناÙقان آن را پایان کار مى‌â€Ù¾Ù†Ø¯Ø§Ø´ØªÙ†Ø¯.
* دÙÙ† اجساد پاکâ€
به تعبیر مرØÙˆÙ… ØØ§Ø¬ «شیخ عباس قمى» در Ù†ÙØ³ المهموم: «در کتب معتبر Ú©ÛŒÙیت دÙÙ† امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام Ùˆ Ø§ØµØØ§Ø¨Ø´ به ØªÙØµÛŒÙ„ نیامده است».
ولى بنا به نقل مشهور اجساد مطهر شهدا سه روز زیر Ø¢ÙØªØ§Ø¨ بر روى زمین مانده†بودند Ùˆ باد ØµØØ±Ø§ بر آن بدنهاى پاک مى‌â€ÙˆØ²ÛŒØ¯. تا آنکه طائÙÙ‡ Ø¨Ù†Ù‰â€Œâ€Ø§Ø³Ø¯ Ú©Ù‡ در غاضریه- Ù…ØÙ„Ù‡â€â€ŒØ§Ù‰ نزدیک کربلا- منزل داشتند، پس از تخلیه کربلا از سپاه ابن سعد به کربلا آمدند Ùˆ آن بدنهاى پاک را در خاک Ùˆ خون مشاهده کردند.
آنان از زن Ùˆ مرد ÙØ±ÛŒØ§Ø¯Ø´Ø§Ù† به ناله Ùˆ شیون بلند شد. وقتى Ú©Ù‡ مصمم شدند آن بدنهاى پاک را دÙÙ† کنند، چون نه سر در بدن داشتند Ùˆ نه لباسى بر تن، هیچ یک را نمىâ€â€ŒØ´Ù†Ø§Ø®ØªÙ†Ø¯. لذا متØÛŒØ± Ùˆ سرگردان بودند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ کنند، ناگاه امام سجاد علیه‌السلام از سمت ØµØØ±Ø§ به†سوى آنان آمد Ùˆ شهدا را به آنها معرÙÙ‰ کرد Ùˆ قبل از همه به دÙÙ† پیکر پاک امام ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام اقدام ÙØ±Ù…ود.
او در گوشهâ€â€ŒØ§Ù‰ از کربلا کمى خاک را کنار زد، قبرى ساخته Ùˆ پرداخته آشکار شد، دستها را زیر بدن قرار داد Ùˆ به تنهایى به داخل قبر برد Ùˆ ÙØ±Ù…ود: «با من کسانى هستند Ú©Ù‡ مرا یارى کنند». چون بدن را در قبر نهاد صورت مبارکش را بر گلوى بریده پدرش گذاشت Ùˆ در ØØ§Ù„Ù‰ Ú©Ù‡ باران اشک چون ابر بهارى بر گونه‌â€Ù‡Ø§ÛŒØ´ جارى بود، ÙØ±Ù…ود:
Ø·ÙÙˆØ¨Ù‰â€ Ù„ÙØ£ÙŽØ±Ù’ض٠تَضَمَّنَتْ جَسَدَکَ Ø§Ù„Ø·Ù‘Ø§Ù‡ÙØ±ÙŽØŒ Ùَإنّ الدّÙنْیا بَعْدَک Ù…ÙØ¸Ù’Ù„Ùمَةٌ ÙˆÙŽØ§Ù„Ù’Ø¢Ø®ÙØ±ÙŽØ©Ù بÙÙ†ÙورÙÚ©ÙŽ Ù…ÙØ´Ù’رÙقَةٌ، أَمَّا اللَّیْل٠ÙÙŽÙ…ÙØ³ÙŽÙ‡Ù‘َدٌ وَالْØÙزْن٠Ùَسَرْمَدٌ، أَوْ یَخْتارَ Ø§Ù„Ù„Ù‘ÙŽÙ‡Ù Ù„ÙØ£ÙŽÙ‡Ù’ل٠بَیْتÙÚ©ÙŽ دارَکَ الَّتی أَنْتَ بÙها Ù…Ùقیمٌ وَعَلَیْکَ Ù…Ùنّی السَّلام٠یَابْنَ رَسÙول٠اللَّه وَرَØÙ’مَة٠اللَّه٠وَ بَرَکاتÙÙ‡Ù
خوشا به آن زمینى Ú©Ù‡ پیکر پاک تو را در Ø¨Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ØŒ دنیا پس از تو تاریک شد Ùˆ آخرت به نور جمال تو روشن گشت. شبها دیگر خواب به سراغم Ù†Ù…Ù‰â€Œâ€Ø¢ÛŒØ¯ Ùˆ اندوهم پایانى نخواهد داشت. تا آن زمان Ú©Ù‡ خداوند اهل بیت تو را به تو ملØÙ‚ کند Ùˆ در کنار تو جاى دهد. درود Ùˆ سلامم بر تو باد اى ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ رسول خدا Ùˆ رØÙ…ت Ùˆ برکات خدا بر تو باد.
آنگاه از قبر خارج شد Ùˆ آن را از خاک پوشاند Ùˆ با انگشت روى قبر نوشت: «هذا قَبْر٠الØÙسَیْن٠بن٠عَلÙÛŒÙ‘Ù Ø¨Ù†Ù Ø£Ø¨ÛŒâ€Œâ€Ø·Ø§Ù„ÙØ¨ الَّذÙÛŒ قَتَلÙوه٠عَطْشاناً غَریباً؛ این قبر ØØ³ÛŒÙ† بن على علیه‌السلام است Ú©Ù‡ او را با لب تشنه Ùˆ غریب کشتند.
سپس بدن پاک على اکبر علیه‌السلام پایین پاى ØØ¶Ø±Øª به خاک سپرده شد Ùˆ بقیه شهدا از بنى‌â€Ù‡Ø§Ø´Ù… Ùˆ Ø§ØµØØ§Ø¨ نیز در یک قبر دستهâ€â€ŒØ¬Ù…عى پایین پاى امام علیه‌السلام دÙÙ† شدند.
آنگاه امام سجاد علیه‌السلام، قوم Ø¨Ù†Ù‰â€Ø§Ø³Ø¯ را به طر٠نهر علقمه Ù…ØÙ„ شهادت ØØ¶Ø±Øª عباس قمر بنىâ€â€ŒÙ‡Ø§Ø´Ù… راهنمایى کرد. Ùˆ پیکر پاک آن ØØ¶Ø±Øª را در همانجا دÙÙ† نمودند.
امام زین العابدین علیه‌السلام در ØØ§Ù„ دÙÙ† عمویش گریه سوزناکى کرد Ùˆ ÙØ±Ù…ود: «عَلَى الدّÙنْیا بَعْدَکَ Ø§Ù„Ù’Ø¹ÙŽÙØ§ یا قَمَرَ بَنی هاشÙم٠وَعَلَیْکَ Ù…Ùنّی السَّلام٠مÙنْ Ø´ÙŽÙ‡ÛŒØ¯Ù Ù…ÙØÙ’ØªÙŽØ³ÙŽØ¨Ù ÙˆÙŽ رَØÙ’مَة٠اللَّه٠وَبَرَکاتÙÙ‡ÙØ› اى قمر بنى‌â€Ù‡Ø§Ø´Ù…! بعد از تو خاک بر سر دنیا، بر تو درود مى‌â€Ùرستم Ùˆ رØÙ…ت Ùˆ برکات خداوند را براى تو طلب مىâ€â€ŒÚ©Ù†Ù…».
سپس بنىâ€â€ŒØ§Ø³Ø¯ Â«ØØ¨ÛŒØ¨ بن مظاهر» را Ú©Ù‡ بزرگ قبیله آنان بود، جداگانه- همانجایى Ú©Ù‡ اکنون هست- دÙÙ† نمودند.
در اینکه امام سجاد علیه‌السلام چگونه در ØØ§Ù„ اسارت اقدام به چنین عملى نموده است، روایات زیادى در دست است Ú©Ù‡ مىâ€â€ŒØ±Ø³Ø§Ù†Ø¯ برابر مبانى اعتقادى شیعه، متولى Ú©ÙÙ† Ùˆ دÙÙ† هر امامى، امام بعد از اوست.
از جمله در روایتى از امام رضا علیه‌السلام Ù…Ù‰â€Œâ€Ø®ÙˆØ§Ù†ÛŒÙ… Ú©Ù‡ به همین نکته اشاره کرده در پاسخ على بن â€ØÙ…Ø²Ù‡ ÙØ±Ù…ودند: «همان کسى Ú©Ù‡ على بن Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ† علیه‌السلام را قدرت داده است Ú©Ù‡ (در ØØ§Ù„ اسارت) به کربلا بیاید Ùˆ جسد مطهّر پدرش را به خاک سپارد، به ØµØ§ØØ¨ این امر (اشاره به خودش) قدرت داده است تا به بغداد آمده Ùˆ امر پدرش (ØØ¶Ø±Øª موسى بن Ø¬Ø¹ÙØ± علیه‌السلام) را Ø¹Ù‡Ø¯Ù‡â€Œâ€Ø¯Ø§Ø± شود Ùˆ سپس باز گردد.».
