به گزارش گنابادتایمز، Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÚ¯ÛŒ نوعی اختلال هیجانی اغراق آمیز است. مبتلایان به این اختلال، با سایرین همدل نیستند، ولی نیاز دارند پیاپی از سوی آنان مورد تمجید واقع شوند. این اختلال زمانی ØØ§Ø¯ Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ مدیریت مجموعه ای را نیز برعهده داشته Ùˆ براساس میل خود بخواهد زیر مجموعه ØªØØª نظارت را مدیریت نماید. روزنامه دنیای اقتصاد در یادداشتی به تبیین Ø±ÙØªØ§Ø±ÛŒ مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ پرداخته است Ú©Ù‡ در این مجال بدان Ù…ÛŒ پردازیم :
توانایی‌‌های یک مدیر  خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡
این مدیر‌‌ها همیشه آرزو‌‌های وسوسه‌کننده برای سازمانشان دارند Ùˆ در عین ØØ§Ù„ این توانایی را دارند Ú©Ù‡ دنباله رو‌‌ها را به دنبال خود بکشند.
چشم انداز عالی:
معمولا زمانی Ú©Ù‡ از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ خواسته می‌شود Ú©Ù‡ یک مدیر سازمانی را تعری٠کنند، تعاریÙÛŒ مانند «یک ÙØ±Ø¯ با چشم انداز» زیاد به چشم می‌خورد. مدیران خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ بهره ور، معمولا چشم انداز‌‌های خوبی دارند، چرا Ú©Ù‡ توانایی دیدن تصویر Ú©Ù„ÛŒ از همه چیز را دارند. آنها تØÙ„یل‌گرانی نیستند Ú©Ù‡ بتوانند مشکلات بزرگ را با شکستن به بخش‌‌های کوچک‌تر ØÙ„ کنند. در عین ØØ§Ù„ØŒ آنها هرگز سعی نمی‌کنند آینده را پیش‌بینی کنند، بلکه سعی می‌کنند آن را Ø´Ú©Ù„ دهند. به عبارتی مدیران سازمانی Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ سعی می‌کنند قوانین را آن گونه Ú©Ù‡ می‌خواهند تغییر دهند.
به دست آوردن دنباله رو‌‌ها:
Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡â€Œâ€ŒÙ‡Ø§ چشم انداز دارند. ولی این موضوع به تنهایی کاÙÛŒ نیست. دیوانه‌‌ها در بیمارستان‌‌های روانی هم چشم انداز دارند. یکی از ساده‌ترین تعاری٠مدیر، ÙØ±Ø¯ÛŒ است Ú©Ù‡ دیگران دنبالش می‌کنند. خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡â€Œâ€ŒÙ‡Ø§ این توانایی را دارند Ú©Ù‡ دیگران را به دنبال خودشان بکشند Ùˆ در اکثر قریب به Ø§ØªÙØ§Ù‚ مواقع هم این کار را از طریق ØØ±Ù زدن انجام می‌دهند. آنها به این موضوع اعتقاد دارند Ú©Ù‡ کلمات می‌توانند کوه‌‌ها را به ØØ±Ú©Øª وادارند Ùˆ اینکه سخنرانی‌‌های تشویق کننده می‌توانند Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ را تغییر دهند. این گونه مدیران معمولا سخن‌پردازان ماهری هستند Ùˆ این یکی از خصوصیاتی است Ú©Ù‡ آنها را اینقدر کاریزماتیک می‌کند.
ولی این توانایی یک جنبه پنهان هم دارد. مدیران خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ بسیار وابسته به دنباله‌روهایشان هستند. چرا Ú©Ù‡ آنها نیازمند پرستش Ùˆ ØªØØ³ÛŒÙ† شدن هستند. ØØªÛŒ زمانی Ú©Ù‡ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ به صورت مثبت هم در مقابل خود Ø´ÛŒÙØªÚ¯ÛŒ از خود واکنش نشان می‌دهند، باز هم خطراتی وجود دارد. چرا Ú©Ù‡ کاریزما نوعی شمشیر دو لبه است. در عین اینکه یک مدیر خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ به سمت عالی بودن پیش می‌رود، خودش را از Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØªâ€Œâ€ŒÙ‡Ø§ رها می‌بیند. ایده‌‌ها به خودی خود جریان می‌یابند. او خودش را شکست‌ناپذیر می‌بیند. ولی همین ستایش Ùˆ پرستشی Ú©Ù‡ مدیران سازمان خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ نیاز دارند، می‌تواند تاثیر ÙØ§Ø³Ø¯ کننده داشته باشد. در عین بهتر شدن، این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ کمتر Ùˆ کمتر به نظرات Ùˆ پیشنهادات دیگران گوش می‌کنند. Ø§Ùˆâ€ŒØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒâ€ŒØ¯Ù‡Ø¯ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù†Ø´ را نادیده بگیرد Ùˆ به همین دلیل دچار Ø§ØØ³Ø§Ø³ تنهایی می‌شود. موضوعی Ú©Ù‡ در نهایت می‌تواند به ÙØ§Ø¬Ø¹Ù‡ بینجامد. در دنیای سیاست بیل کلینتون مثال بارز این نوع سر انجام است.
ضعÙ‌‌های مدیران Â Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡
به‌رغم Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª مثبتی Ú©Ù‡ کاریزمای این نوع مدیران سازمانی می‌تواند در میان Ø§ÙØ±Ø§Ø¯Ø´ ایجاد کند، خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡â€Œâ€ŒÙ‡Ø§ با Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª خودشان زیاد Ø±Ø§ØØª نیستند. آنها تنها به اطلاعاتی گوش می‌کنند Ú©Ù‡ به دنبالش هستند. آنها از دیگران به سادگی نمی‌آموزند. آنها دوست ندارند به دیگران درس بدهند ولی بسیار علاقه‌مند به القا کردن Ùˆ سخنرانی هستند. آنها جلسات با زیردستان را در دست می‌گیرند. شاید اصلی‌ترین مشکل این باشد Ú©Ù‡ اشتباهات Ùˆ خطاهای مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ با Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ موÙقیت‌‌هایشان بیشتر به چشم می‌آیند.
ØØ³Ø§Ø³ به انتقاد:
از آنجایی Ú©Ù‡ این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بسیار ØØ³Ø§Ø³ هستند، مدیران خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ از هر نوع Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÛŒ پرهیز می‌کنند. در واقع یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌‌های قرن کار تیمی ‌و شراکت این است Ú©Ù‡ بهترین مدیر سازمانی در دنیای مدرن، ÙØ±Ø¯ÛŒ است Ú©Ù‡ از نظر Ø§ØØ³Ø§Ø³ÛŒ ایزوله باشد. این نوع مدیران معمولا دیگران را در یک ÙØ§ØµÙ„Ù‡ مشخص از خودشان Ù†Ú¯Ù‡ می‌دارند. آنها هر زمان لازم باشد می‌توانند به دور خودشان دیوارهای Ù…ØØ§Ùظ بکشند Ùˆ از آنجایی Ú©Ù‡ این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ معمولا با Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª خودشان مشکل دارند، دوست ندارند دیگران هم Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªØ´Ø§Ù† را در ØØ¶ÙˆØ± آنها بیان کنند.
در واقع ØØªÛŒ خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡â€Œâ€ŒÙ‡Ø§ÛŒ بهره‌ور هم در مقابل انتقاد بسیار ØØ³Ø§Ø³ هستند. این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ به صورت غیرقابل باوری نازک نارنجی هستند. به همین دلیل هم این مدیران ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒâ€ŒØ¯Ù‡Ù†Ø¯ ندانند Ú©Ù‡ دیگران در مورد خودشان Ú†Ù‡ Ùکری می‌کنند مگر اینکه مشکل بزرگی وجود داشته باشد. آنها نمی‌توانند Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª را تØÙ…Ù„ کنند. در واقع آنها در مقابل کارکنانی Ú©Ù‡ در مقابلشان می‌ایستند Ùˆ نظرات مخال٠خود را ابراز می‌کنند، می‌توانند بسیار خشن باشند. برای مثال استیو جابز در ØØ¶ÙˆØ± همه، زیردستانش را مسخره می‌کند. به همین دلیل در عین اینکه این مدیران ادعا می‌کنند Ú©Ù‡ به دنبال کار تیمی‌هستند، چیزی Ú©Ù‡ در واقع نیازمند آن هستند، گروهی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ تاییدکننده است.شنوندگان ضعیÙ:
یکی از نتایج ØØ³Ø§Ø³ بودن به انتقاد این است Ú©Ù‡ این گونه مدیران معمولا زمانی Ú©Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ خطر کنند یا ØØ³ کنند Ú©Ù‡ کسی به آنها ØÙ…له کرده است، گوش کردن را متوق٠می‌کنند. آنها معمولا اعتقاد دارند Ú©Ù‡ با گوش کردن به Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ به جایی Ú©Ù‡ هستند نرسیده‌اند. چرا Ú©Ù‡ بسیاری از موÙقیت‌‌های آنها زمانی به وقوع پیوسته است Ú©Ù‡ همه با کاری Ú©Ù‡ مد نظر آنها بوده است، مخال٠بوده‌اند. ولی موÙقیت نباید بهانه‌ای برای گوش نکردن مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ باشد.
Ùقدان یکدلی:
همیشه این دید وجود دارد Ú©Ù‡ یک مدیر عالی باید یک ÙØ±Ø¯ یکدل با دیگران باشد. ولی مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ معمولا این توانایی را ندارند Ùˆ جالب اینجا است Ú©Ù‡ این Ùقدان تاثیری در توانایی‌‌های برقراری ارتباطشان با دیگران نگذاشته است. در واقع این Ùقدان در شرایط تغییرات اساسی می‌تواند یک نقطه قوت هم تلقی شود. این گونه مدیران می‌توانند تصمیماتی برای خرید Ùˆ ÙØ±ÙˆØ´ سازمان‌‌ها بگیرند Ùˆ به سادگی می‌توانند تعدیل نیرو کنند. به همین دلیل هم این‌گونه مدیران معمولا در بین کارکنانشان زیاد Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ نیستند. آنها نمی‌خواهند تغییر کنند Ùˆ تا زمانی Ú©Ù‡ موÙÙ‚ هستند هم نیازی به تغییر نمی‌بینند. شاید آنها نیاز برخی آموزش‌‌ها را برای مدیرانشان ببینند ولی برای خودشان نه.
این نوع مدیران نوعی هوش اجتماعی دارند. آنها معمولا می‌دانند Ú©Ù‡ کدام یک از کارکنانشان تماما به آنها تعلق دارند Ùˆ اینکه روی Ú†Ù‡ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ می‌توانند ØØ³Ø§Ø¨ کنند. آنها می‌توانند بی‌رØÙ…انه از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کنند. آنها معمولا غیرقابل دوست داشتن هستند. ولی توانایی‌‌های آنها بسیار مورد نیاز است به همین دلیل هم Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ مایل به تØÙ…Ù„ کردن این نوع مدیران هستند.ØªÙ†ÙØ± از منتورینگ:
Ùقدان یکدلی Ùˆ استقلال بیش از اندازه باعث می‌شود Ú©Ù‡ مدیران نتوانند به سادگی دیگران را آموزش دهند یا خودشان آموزش ببینند. آنها به ندرت چیزی را آموزش می‌دهند Ùˆ زمانی هم Ú©Ù‡ این کار را می‌کنند، انتظار دارند Ú©Ù‡ شاگردانشان به آینه‌ای از خودشان تبدیل شوند. مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ خودشان هم از کلاس‌‌های آموزشی Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نمی‌کنند. برخی از آنها موÙÙ‚ می‌شوند دوستان قابل اعتمادی پیدا کنند Ú©Ù‡ از آنها بیاموزند. ولی اکثر آنها معلمینی Ø±Ø§â€ŒØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒâ€ŒØ¯Ù‡Ù†Ø¯ Ú©Ù‡ بتوانند کنترل کنند. اگرچه مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ با دیگران به سادگی رابطه برقرار می‌کنند، نمی‌توانند خودشان را در روابط نزدیک با دیگران تصور کنند Ùˆ به همین دلیل هم از آموزش Ú¯Ø±ÙØªÙ† ÙØ±Ø§Ø±ÛŒ هستند.
تشنگی سیری‌ناپذیر برای رقابت کردن:
مدیران Ø®ÙˆØ¯Ø´ÛŒÙØªÙ‡ در دنبال کردن خواسته‌‌هایشان کوچک‌ترین مکثی نمی‌کنند. بازی برای آنها آزمونی از توانایی بقای آنها به شمار می‌رود. مسلما همه مدیران موÙÙ‚ می‌خواهند برنده باشند، ولی مدیران خود Ø´ÛŒÙØªÙ‡ هرگز وجدانشان را به عنوان مانعی در مقابلشان نمی‌بینند. سازمان‌‌های ØªØØª امر این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ معمولا دچار نوعی رقابت بسیار شدید هستند. میل شدید آنها به برنده شدن، به همراه امکان به دست آوردن شکوه Ùˆ جلال Ùˆ خطر انقراض است. این مدیران همه چیز را نوعی خطر می‌پندارند.