خیلی خوش آمدید عزیزان من، جوانان خوب؛ Ùˆ من از این جلسه Øقیقتاً، قلباً، عمیقاً خوشØالم. Øضور پرشور Ùˆ پرنشاط Ùˆ پرانگیزه‌ی جوانها در عرصه‌ی مسائل گوناگون کشور خیلی مسئله‌ی مهمّی است؛ خیلی Øادثه‌ی مهمّی است. من مطلبی را یادداشت کرده‌ام Ú©Ù‡ عرض بکنم؛ همین‌جا آن را بگویم: جوان ایرانی خوشبختانه جوان پرانگیزه Ùˆ پرشوری است؛ درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است Ú©Ù‡ بعضی از مراکز مغرض آماری Ùˆ غالباً با منشأ خارجی یا اساساً خارجی اعلام میکنند. آنها میگویند جوان ایرانی اÙسرده است؛ یک طبقه‌بندی هم میکنند Ùˆ میگویند جوان ایرانی در Ùلان درجه‌ی از اÙسردگی -یک درجه‌ی خیلی بالایی- قرار دارد. این یک دروغ Ù…Øض Ùˆ خباثت‌آمیزی است Ú©Ù‡ دارد امروز انجام میگیرد Ùˆ بهانه‌ی یک سلسله کارهای خلا٠دیگر است؛ جوان ایرانی اÙسرده است، پس بایستی برایش Ù…Øیط نشاط درست کنیم؛ چه‌جوری؟ با کنسرت موسیقی، با جلسات Ùˆ اردوهای مختلط جنسی، Ùˆ آزادی‌هایی از این قبیل؛ این دنباله‌ی آن Øر٠است. نخیر، بعکس، جوان ایرانی امروز جزو بانشاط‌ترین Ùˆ Ùعّال‌ترین Ùˆ سرزنده‌ترین جوانها است. شما نگاه کنید در دنیای غرب، جوان اروپایی اÙسرده است؛ این‌قدر آمار خودکشی‌ها در آنجا بالا است. اÙسردگی آنجایی است Ú©Ù‡ یک جوانی بر اثر Ùشارهای روØی، تÙÙ†Ú¯ دست میگیرد، میرود در یک ساØÙ„ امن Ùˆ بظاهر آرام Ùˆ Øدود هشتاد کودک را با رگبار میکشد؛ اتّÙاقی Ú©Ù‡ دو سه سال پیش در یکی از کشورهای اروپا اتّÙاق اÙتاد Ú©Ù‡ همه مطّلع شدند Ùˆ در دنیا منعکس شد؛ اÙسردگی این است. اÙسردگی عبارت است از اینکه جوان اروپایی برای خودکشی کردن می‌آید در سÙÙ„Ú© داعش. گزارشهایی Ú©Ù‡ ما داریم نشان میدهد Ú©Ù‡ تعداد بالایی از عناصر انتØاری داعش، جوانهای اروپایی‌اند؛ میخواهد خودکشی کند، Ùکر میکند این خودکشی یک هیجانی دارد Ùˆ بهتر از غرق کردن خود مثلاً در رودخانه‌ی Ùلان کشور اروپایی است، [پس] می‌آید اینجا؛ بر اثر اÙسردگی کامل دنبال هیجان میگردند؛ اÙسرده آنها هستند. جوان ایرانی Ú©Ù‡ روز بیست‌وسوّم ماه رمضان Ú©Ù‡ شب قبل را با اØیاء گذرانده، با دهان روزه، در گرمای شدید تابستان، می‌آید در خیابان راه‌پیمایی میکند، بعد می‌نشیند زیر Ø¢Ùتاب Ùˆ نمازجمعه را برگزار میکند، او Ùرسنگها از اÙسردگی دور است، او سرزنده است، او بانشاط است.
جلسه‌ی امروز شما Ùˆ این صØبتهایی Ú©Ù‡ Ùرزندان عزیز من Ùˆ جوانهای عزیز من کردند Ú©Ù‡ یک طی٠وسیعی از مسائل را شامل میشد، همه نشانه‌های سرزندگی است؛ این بر ما Ùˆ بر امثال بنده هم تأثیرگذار است؛ یعنی این سرزندگی بر روی مستمع شما Ùˆ مخاطب شما اثر میگذارد؛ به‌هرØال از جلسه‌ی امروز خیلی من خرسندم Ùˆ از یکایک کسانی Ú©Ù‡ صØبت کردند، متشکّرم.
بعضی از نکات را هم من یادداشت کرده‌ام Ú©Ù‡ چیزهایی بگویم در ذیل Ùرمایشات این آقایان Ùˆ این خانمها Ú©Ù‡ صØبت کردند؛ نمیدانم وقت میشود یا نمیشود.
یک جمله‌ای را یکی از عزیزان Ùˆ دانشجویان Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ØŒ Ú¯Ùتند از شعار کاری ساخته نیست؛ بله، اگر چنانچه این [شعار] به این معنا باشد Ú©Ù‡ ما دائم شعار بدهیم امّا دنبالش عمل نباشد، بله راست است، کاری از صÙر٠شعار ساخته نیست؛ Ù„Ú©Ù† شعار را چیز کم‌خاصیّتی ندانید؛ شعارها مهمّند. من یادم نمیرود، سالها قبل از انقلاب در مشهد، یک جلسه‌ی دانشجویی داشتیم Ú©Ù‡ من تÙسیر میگÙتم. یک‌عدّه دانشجو Ú©Ù‡ نسبت به جمعیّت‌های آن‌روز جمعیّت زیادی بود -چندصد Ù†Ùر دانشجو [یا] کمتر یک‌جا جمع میشدند- Ùˆ بنده تÙسیر میگÙتم؛ Øالا تÙاصیلش زیاد است. یکی در آن جلسه شعار داد؛ بنده آن جلسه را با یک ترتیبی، با یک پیش‌بینی‌ای پیش میبردم؛ یعنی مباØØ« اساسی Ùˆ اصولی٠انقلابی را در خلال تÙسیر آیات منتقل میکردم؛ دلم نمیخواست با کارهای ظاهری، دستگاه Øسّاس بشود Ùˆ جلوی کار ما را بگیرد. من در صØبتم Ú¯Ùتم خواهش میکنم شعار ندهید؛ شعار نه Øر٠است، نه عمل است؛ Øر٠نیست، چون یک کلمه است؛ عمل نیست، چون یک صدایی است Ú©Ù‡ از Øنجره‌ی شما می‌آید بیرون؛ این را من در سخنرانی آنجا Ú¯Ùتم. Ù‡Ùته‌ی بعد در روز جلسه یکی از دانشجوها Ú¯Ùت من به مطلبی Ú©Ù‡ Ù‡Ùته‌ی گذشته Ùلانی Ú¯Ùت، میخواهم اعتراض کنم؛ Ú¯Ùتیم اعتراض Ú©Ù†. Ú¯Ùت ایشان Ú¯Ùتند شعار نه Øر٠است، نه عمل؛ درØالی‌که اتّÙاقاً شعار هم Øر٠است، هم عمل. Øر٠است، برای خاطر اینکه یک کلمه است Ùˆ مضمون مهمّی دارد؛ بله، یک جمله است Ù„Ú©Ù† نشان‌دهنده‌ی یک مجموعه‌ی مضمون Ùˆ Ù…Øتوا است؛ بنابراین شما Ú©Ù‡ اهل ØرÙید -ما اهل Øر٠بودیم؛ Øر٠میزدیم، بیان میکردیم- این Øر٠را باید مغتنم بشمرید. Ùˆ امّا عمل است، برای خاطر اینکه برانگیزاننده است؛ شعارها انسانها را در صØنه می‌آورند، اینها را بسیج میکنند، جهت میدهند؛ پس عمل است. بله، برخلا٠گÙته‌ی استاد -بنده را میگÙت- Ú©Ù‡ Ú¯Ùتند شعار نه Øر٠است، نه عمل؛ شعار هم Øر٠است، هم عمل. آن جوان دانشجویی Ú©Ù‡ آن روز این Øر٠را زد، امروز یکی از مسئولین کشور است Ú©Ù‡ همه‌ی شماها او را می‌شناسید. من نشسته بودم آنجا Ùˆ آماده بودم برای صØبت؛ وقتی گوش کردم، Ú¯Ùتم ØÙ‚ با این آقا است، راست میگوید؛ شعار هم Øر٠است، هم عمل است. Øالا هم همین را بÙهتان میگویم؛ اگر شعار، خوب، Ù¾ÙرمØتوا، Ù¾Ùرمضمون، Øاکی از یک Øقیقت قابل گسترش Ùکری انتخاب بشود، این میشود هم ØرÙØŒ هم عمل؛ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù† آن جهت‌دهنده Ùˆ برانگیزاننده است. بنابراین کسی بیاید مثلاً Ùرض کنید Ùقط یک کلمه‌ی «اقتصاد مقاومتی» را Ú©Ù‡ ما Ú¯Ùتیم، دائم بیاید تکرار بکند، دنبالش عملی نباشد، بله، از صÙر٠گÙتن این ØرÙØŒ کاری ساخته نیست؛ امّا خود این شعار «اقتصاد مقاومتی» اگر در دل Ùˆ زبان Ùعّالان کشور Ú©Ù‡ از جمله‌ی مهم‌ترین‌اش شما دانشجوها هستید، دنبال بشود Ùˆ تکرار بشود -Ú©Ù‡ Øالا اگر ان‌شاءالله Ùرصت شد تا قبل از اذان، عرض میکنم- آن‌وقت مهم است.
یک [تعداد] مطلب دیگری Ú©Ù‡ Ú¯Ùته شد، سخت‌گیری بر تشکّلهای انقلابی است؛ Ú©Ù‡ این را چند Ù†Ùر از این جوانهای عزیز اینجا Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ØŒ به من هم گزارش شده. من همین‌جا به مسئولین Ù…Øترمی Ú©Ù‡ تشری٠دارند -وزرای Ù…Øترم-(Û²) میگویم Ú©Ù‡ به‌هیچ‌وجه نگذارید اÙرادی Ú©Ù‡ کلیدهای کار دستشان است، بر تشکّلهای انقلابی Ùˆ تشکّلهای اسلامی سخت‌گیری کنند. مطلقاً اجازه‌ی این کار داده نشود Ùˆ Ùضا را تنگ نکنند؛ بگذارند تشکّلهای اسلامی Ùˆ تشکّلهای انقلابی [کار کنند]. خب، همین ØرÙهایی Ú©Ù‡ اینجا زده شد، اینها ØرÙهای ما است؛ اینها همان ØرÙهایی است Ú©Ù‡ ما باید بزنیم؛ همان کارهایی است Ú©Ù‡ ما باید بکنیم؛ این جوانها [هم] دارند این ØرÙها را میزنند Ú©Ù‡ Øالا من نقش بسیار مؤثّر Ú¯Ùتن Ùˆ بازگÙتن Ùˆ بازگÙتن این ØرÙها از سوی دانشجوها را خواهم Ú¯Ùت؛ بگذارید این ØرÙها را بزنند؛ بگذارید بیایند کار کنند؛ اجازه بدهید تشکّلهای دانشجویی، تشکّلهای انقلابی Ùˆ اسلامی -بخصوص روی تشکّلهای انقلابی من تکیه دارم- دست‌وبالشان باز باشد، امکانات داشته باشند، Ù…Øدودشان نکنند.
یک مسئله، مسئله‌ی کنسرت‌ها در دانشگاه بود Ú©Ù‡ دانشجوی عزیزی Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ Ú©Ù‡ دانشگاه جای کنسرت نیست. راست است؛ این را من هم یادداشت کرده‌ام Ùˆ جزو یادداشت‌های من، همین مطلب هست. اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به Ù…Øیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلطترین کارها است. برای تØرّک دانشجویی Ùˆ تلاش دانشجویی Ùˆ نشاط دانشجویی، راه‌های دیگری وجود دارد؛ آنها را به گناه نباید کشاند، آنها را به سمت شکستن پرده‌های تقوا -Ú©Ù‡ خوشبختانه جوان متدیّن امروزی بر ØÙظ آن اصرار دارد- نباید کشاند؛ آنها را به سمت بهشت باید برد، نه به سمت دوزخ. بله، این کارها در دانشگاه‌ها اصلاً وجهی ندارد. بنده البتّه نشانه‌های این قضیه Ùˆ مشکل را خیلی سال قبل -Ú©Ù‡ از سوی یک تشکّل دانشجویی٠آن‌وقت، یک Øرکتی در دانشگاه انجام گرÙته بود- دیدم Ùˆ هشدار هم دادم Ù„Ú©Ù† متأسّÙانه دنبال نشد Ùˆ چوبش را هم خوردیم؛ چند سال چوبش را خوردیم؛ امروز نبایست اجازه این کارها داده بشود؛ اینها خلا٠آزادی‌خواهی نیست، انجام این کارها نشانه‌ی میل به آزادی Ùˆ آزادی‌خواهی نیست. اینها همان چیزهایی است Ú©Ù‡ دشمنان جامعه‌ی ایرانی Ùˆ جامعه‌ی مسلمان Ùˆ تمدّن اسلامی Ùˆ دشمنان خصوص دانشجوی ایرانی، دنبال میکنند برای اینکه نگذارند از بین اینها شهریاری‌ها درست بشوند، از بین اینها دکتر چمران‌ها درست بشوند؛ آنها با طهارت زندگی کردند، با تقوا زندگی کردند. Ùقط هم مسئله‌ی هسته‌ای نیست، این رشته‌هایی Ú©Ù‡ شما میشنوید Ùˆ در آمارهای ما میگویند ما در دنیا جزو هشت کشوریم، جزو Ù†ÙÙ‡ کشوریم، جزو ده کشوریم Ú©Ù‡ این پیشرÙت را به دست آوردیم، اغلب پیشروان این کارها جوانهای متدیّنند، جوانهای انقلابی‌اند؛ هم در قضیّه‌ی هسته‌ای این‌جور است، هم در نانو این‌جور است، هم در خیلی از رشته‌های دیگر تØقیقی Ú©Ù‡ امروز [وجود دارد]. اینها همه دست بچّه‌های مؤمن، بچّه‌های متدیّن، بچّه‌های انقلابی است؛ اینها هستند Ú©Ù‡ این کارهای بزرگ را انجام دادند. ما بچّه‌ها را از گرایش انقلابی Ùˆ گرایش اسلامی Ùˆ دینی Ùˆ میل به معنویّت دور کنیم با این کارهای غلط؟ این غلطترین کارها است؛ البتّه هر دو وزیر Ù…Øترم مورد اعتماد من هستند منتها مراقب زیردست‌هایشان باشند؛ کاملاً مراقب کسانی Ú©Ù‡ کلید کارهای این‌جوری دست آنها است، باشند؛ بدانند Ú†Ù‡ کار دارد انجام میگیرد. این هم یک نکته بود.
یک نکته‌ی دیگری Ú©Ù‡ یکی از دانشجویان عزیز Ú¯Ùتند، [این بود Ú©Ù‡] کرسی‌های آزاداندیشی به معنای واقعی کلمه تشکیل بشود. کاملاً درست است؛ من مواÙقم Ú©Ù‡ کرسی‌های آزاداندیشی تشکیل بشود. ما Ú©Ù‡ Ú¯Ùتیم کرسی آزاداندیشی، از اوّل نظرمان همین بود؛ کسی بیاید Ùˆ نظر مخال٠خودش را هم بگوید؛ منتها شما جوان٠دانشجوی انقلابی٠مسلمان٠ولائی، آن قدرت منطق Ùˆ قوّت استدلال را پیدا کنید Ú©Ù‡ بتوانید قشنگ بروید با خونسردی در مقابل او قرار بگیرید Ùˆ استدلال او را باطل کنید؛ این خوب است، این درست است. Ùˆ این امروز ممکن است؛ [شاید] ده سال پیش، دوازده سال پیش، پانزده سال پیش این کار ممکن نبود، امروز ممکن است. امروز جوانهایی Ú©Ù‡ در Øوزه‌ی دیانت Ùعّالیّت میکنند Ùˆ توانایی‌های خوب Ùکری دارند، Ùراوانند؛ اشکال ندارد. البتّه یک آداب Ùˆ ترتیبی دارد؛ یعنی کرسی آزاداندیشی یک ترتیبات Ùˆ آدابی دارد Ú©Ù‡ باید عقلای مسئولین دستگاه‌ها بنشینند این ترتیب Ùˆ آداب را -Ú©Ù‡ بتوانند درست هدایت کنند این کرسی‌ها را Ú©Ù‡ کار خودش را انجام بدهد- مشخّص کنند. این هم یک نکته بود.
یک نکته‌ی دیگر Ú¯Ùتند Ú©Ù‡ کسانی به عنوان نماینده‌ی رهبری از زبان رهبری Øر٠میزنند. خب، من خودم هنوز Ú©Ù‡ الØمّدلله زبانم از کار Ù†ÛŒÙتاده؛ Øر٠خود من Ú©Ù‡ مقدّم به Øر٠آنها است. آنچه من میگویم، Øر٠من آن است؛ کسانی هم Ú©Ù‡ Øر٠میزنند -نمایندگان رهبری Ùˆ منصوبین رهبری Ùˆ مانند اینها Ú©Ù‡ تعداد زیادی‌اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید. در همین مسئله‌ای Ú©Ù‡ بالخصوص اسم آوردند، آن کسی را Ú©Ù‡ اسم آوردند، آن کس Øر٠خودش را زده بود؛ از زبان رهبری چیزی Ù†Ú¯Ùته بود. بنده هم Øر٠خودم را زدم؛ هم قبل از آن، هم بعد از آن؛ خب، شما Øر٠من را از خود من بشنوید. بله، ممکن است یک Ù†Ùری جزو منصوبین رهبری هم باشد، درباره‌ی Ùلان مسئله یک عقیده‌ای خلا٠رهبری هم داشته باشد، هیچ اشکال ندارد؛ این‌جور چیزی هم هست. خیلی از همین آقایان Ù…Øترمی Ú©Ù‡ منصوبین رهبری‌اند، در Ùلان مسئله‌ی خاصّ سیاسی یا اجتماعی یا اعتقادی ممکن است عقیده‌شان غیر از عقیده‌ی رهبری باشد؛ ما این را اشکال ندانستیم؛ عمده برای ما جهت‌گیری‌های کلّی است، جهت‌گیری‌های انقلابی است. والّا در هر مسئله Ú©Ù‡ ما نمی‌نشینیم هماهنگ کنیم Ú©Ù‡ ببینیم در Ùلان مسئله نظر ما یکی هست یا نیست؛ خب، او نظر خودش را Ú¯Ùته. این هم نمیشود Ú©Ù‡ من هرجا هرکسی از نمایندگان ما یک چیزی Ú¯Ùت، ما Ùوراً بگوییم آقا! شما، این را غلط Ú¯Ùتید، این را درست Ú¯Ùتید، روابط عمومی اعلان کند؛ این هم نمیشود. بله، اگر از قول Øقیر، کسی چیزی بگوید Ùˆ به گوش من برسد Ùˆ خلا٠باشد، ما به خود او بلاÙاصله تذکّر میدهیم؛ مکرّر اتّÙاق اÙتاده؛ تذکّر دادیم، Ú¯Ùتیم Ú©Ù‡ شما خودتان این را اصلاØØ´ کنید، آن طر٠هم Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡. مصلØت نمیدانم Ú©Ù‡ اگر یک کسی یک چیزی Ú¯Ùت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم Ú©Ù‡ Ùلان کس غلط کرد این Øر٠را زد؛(Û³) اینکه نمیشود. هرجا برخلا٠نظر ما -البتّه از قول من؛ اگر از قول خودش Ú¯Ùته باشد، نه- از قول من چیزی Ú¯Ùته باشد، اطّلاع میدهیم Ùˆ میگوییم آقا! این را شما از قول ما، شنیدیم Ú¯Ùتید Ùˆ باید خودتان Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ù†ÛŒØ¯. این هم این مطلب.
یک نکته‌ی دیگری Ú©Ù‡ سؤال کردند [این بود Ú©Ù‡]ØŒ تکلی٠مبارزه‌ی با استکبار پس از مذاکرات چیست؟ خب، مگر مبارزه‌ی با استکبار، تعطیل‌پذیر است؟ مبارزه‌ی با استکبار، مبارزه‌ی با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین ØرÙهایی است Ú©Ù‡ اتّÙاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام Ú©Ù‡ به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه‌ی با استکبار Ú©Ù‡ تمام نمیشود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. ما به این مسئولین Ù…Øترمی Ú©Ù‡ در قضیّه‌ی هسته‌ای مذاکره میکنند -Ú©Ù‡ Øالا اینها اجازه پیدا کرده‌اند Ú©Ù‡ مسئولین روبه‌رو با هم Øر٠بزنند؛ البتّه سابقه داشت، در این Ø³Ø·Ø Ù†Ù‡ØŒ در Ø³Ø·ÙˆØ Ù¾Ø§ÛŒÛŒÙ†â€ŒØªØ± سابقه داشت؛ در این سطØØŒ اوّلین‌بار بود- Ú¯Ùته‌ایم Ú©Ù‡ Ùقط در مسئله‌ی هسته‌ای شما ØÙ‚ دارید مذاکره کنید؛ در هیچ مسئله‌ی دیگری ØÙ‚ ندارید مذاکره کنید، Ùˆ نمیکنند. آن طر٠مقابل، گاهی مسائل منطقه Ùˆ سوریه Ùˆ یمن Ùˆ مانند اینها را پیش میکشد، اینها میگویند ما در این زمینه‌ها با شما صØبتی نداریم Ùˆ صØبت نمیکنند. مذاکره Ùقط در زمینه‌ی مسئله‌ی هسته‌ای است، آن هم به همان دلایلی Ú©Ù‡ من Ú¯Ùتم Ùˆ چندبار تکرار کردم Ú©Ù‡ چرا در قضیّه‌ی هسته‌ای ما این گرایش را، این رویکرد را انتخاب کردیم؛ من این را Ù…Ùصّل ØªØ´Ø±ÛŒØ Ú©Ø±Ø¯Ù…. مبارزه‌ی با استکبار تعطیل‌پذیر نیست، تکلیÙØ´ کاملاً روشن است Ùˆ خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه‌ی با استکبار.
یک مسئله‌ای Ú©Ù‡ اخیراً Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ØŒ مسئله‌ی ازدواج جوانها بود Ú©Ù‡ خب، همه -پسر Ùˆ دختر- مطمئنّاً علاقه‌مندند. من همین‌جا به توصیه‌ی این جوان عزیزی Ú©Ù‡ از من خواستند به پدر Ùˆ مادرها تذکّر بدهم، به پدرها Ùˆ مادرها تذکّر میدهم؛ من خواهش میکنم Ùˆ تقاضا میکنم از شماها Ú©Ù‡ یک خرده امکانات ازدواج را آسان کنید. پدر Ùˆ مادرها سخت‌گیری میکنند؛ هیچ سخت‌گیری لازم نیست. بله، یک مشکلات طبیعی وجود دارد -مسئله‌ی مسکن، مسئله‌ی شغل Ùˆ از این مسائل- Ù„Ú©Ù† «اÙÙ† یَکونوا ÙÙقَرآءَ ÛŒÙغنÙÙ‡Ùم٠الله٠مÙÙ† ÙَضلÙه»؛(Û´) خب، این قرآن است. ممکن است جوان، الان هم امکانات مالی مناسبی نداشته باشد، امّا ان‌شاءالله بعد از ازدواج خدای متعال گشایش میدهد. ازدواج جوانها را متوقّ٠نکنند؛ من خواهش میکنم Ú©Ù‡ پدرها Ùˆ مادرها به این مسئله توجّه کنند.
البتّه یکی از مسائل مهم این است Ú©Ù‡ رسم خواستگاری رÙتن Ùˆ وساطت کردن برای ازدواج دخترها، متأسّÙانه کمرنگ شده؛ این چیز لازمی است. اÙرادی هستند -سابقها همیشه معمول بود، Øالا هم با کثرت نسل جوان در جامعه‌ی ما، باید این رواج داشته باشد- پسرهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی دختر معرّÙÛŒ میکنند؛ دخترهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی پسر معرّÙÛŒ میکنند؛ تسهیل میکنند Ùˆ آماده‌سازی میکنند ازدواج را؛ این کارها را بکنند. هرچه Ú©Ù‡ ما بتوانیم در جامعه مسئله‌ی مشکل جنسی جوانها را ØÙ„ کنیم، این به Ù†Ùع دنیا Ùˆ آخرت جامعه‌ی ما است؛ به Ù†Ùع دنیا Ùˆ آخرت کشور ما است؛ بعد هم برایمسئله‌ی نسل Ú©Ù‡ من رویش خیلی تکیه دارم [مهم است]. باز من همین‌جا هم به آقای وزیر Ù…Øترم بهداشت عرض میکنم؛ گزارشهایی به من میرسد Ú©Ù‡ آن خواسته‌ی شما Ú©Ù‡ همان خواسته‌ی ما است، [یعنی] مسئله‌ی جلوگیری از منع باروری -Ú©Ù‡ منع باروری یک سیاستی بود؛ بنا بر این گذاشته شد Ú©Ù‡ از این سیاست جلوگیری بشود- درست انجام نمیگیرد؛ بعضی جاها همچنان در بر پاشنه‌ی قبل میگردد.
عزیزان! ماه رمضان، Ùصل معنویّت، بهار معنویّت، بهار صÙا تمام شد؛ روزهای آخر ماه رمضان را میگذرانیم. اگر سرزمین Øاصلخیز دلهای شما Ùˆ جانهای پاک شما ان‌شاءالله تØت تأثیر باران لطی٠رØمت Ùˆ لط٠الهی در این ماه قرار گرÙته باشد، در آینده میوه‌های خودش را خواهد داد. البتّه برای جوانها Ùصل رویش معنوی هیچ‌وقت تمام نمیشود؛ بله، ماه رمضان ویژگی‌ای دارد، اختصاصی دارد، Ù„Ú©Ù† رویش معنویّت در جوانها همیشه امکان‌پذیر است. جوانها مکرّر از من سؤال میکنند -در نامه‌ها Ùˆ همین وسایل ارتباطی Ú©Ù‡ وجود دارد- Ùˆ در مورد معنویّت Ùˆ تعالی روØÛŒ Ùˆ مانند اینها نصیØت میخواهند؛ خب، کسانی هم هستند، بساط ارشاد Ùˆ این چیزها را هم پهن میکنند؛ همه‌ی اینها مورد اعتماد نیستند؛ بعضی‌هایشان دکّان‌دارند، به اینها نمیشود اعتماد کرد. آن چیزی Ú©Ù‡ من از بزرگان شنیدم Ùˆ به شما عرض میکنم، یک کلمه است؛ مهم‌ترین کار برای اعتلای معنوی Ùˆ روØی، پرهیز از گناه است؛ این مهم‌ترین کار است. سعی کنید از گناه پرهیز کنید. گناه‌ها هم مختلÙند؛ هم گناه زبان هست، هم گناه‌های مربوط به چشم هست، هم گناه‌های مربوط به دست هست، انواع گناهان هست؛ گناه‌ها را بشناسید، خودتان را مراقبت کنید. تقوا! تقوا یعنی همین؛ تقوا یعنی مراقبت. در یک جادّه‌ی خطرناک وقتی دارید Øرکت میکنید، دقیق مراقبید، این تقوا است؛ مراقبت کنید، از گناه پرهیز کنید؛ این مهم‌ترین راه اعتلای معنوی است. البتّه بلاÙاصله بعد از این، انجام Ùرائض است؛ در میان Ùرائض هم از همه مهم‌تر نماز است؛ نماز اوّل وقت، باØضور قلب. Øضور قلب یعنی اینکه شما وقتی نماز میخوانید، بدانید دارید با کسی Øر٠میزنید، مخاطب دارید. توجّه به این داشته باشید. گاهی هم Øواس انسان پرت میشود؛ عیبی ندارد، به‌مجرّد اینکه باز Øواس انسان جمع شد، همان Øالت Ùˆ اØساس٠داشتن مخاطب را در خودش اØیاء کند Ùˆ زنده Ù†Ú¯Ù‡ دارد؛ این Øضور قلب است. نماز با Øضور قلب، نماز اوّل وقت، Øتّی‌المقدور نماز به جماعت، این چیزها را رعایت کنید، شما اعتلای روØÛŒ پیدا خواهید کرد، Ùرشته خواهید شد، از Ùرشته بالاتر خواهید شد؛ این را شما بدانید. شماها جوانید، دلهایتان پاک است، روØهایتان پاک است، آلودگی ندارید یا خیلی Ú©Ù… دارید؛ به سن ما Ú©Ù‡ انسان برسد مشکلاتش خیلی زیاد میشود؛ بنابراین اگر این را رعایت بکنید، هیچ نصیØت دیگری لازم نیست؛ ذکر خاص Ùˆ مانند اینها هیچ لزومی ندارد. البتّه خیلی خوب است با قرآن مأنوس باشید، هرروز Øتماً ولو چند آیه‌ای قرآن بخوانید؛ اینها خیلی خوب است. به Ùرائض [اهمّیّت بدهید].
یکی از Ùرائض هم Ùرائض دانشجویی است. قشر دانشجو یک قشر ممتاز است، یک قشر ویژه است؛ به دلایلی Ú©Ù‡ من در این جلسات ماه رمضان سالها با دانشجوها مکرّر Ú¯Ùتم Ùˆ دیگر نمیخواهم تکرار بکنم؛ یک Ùرائضی دارد. اوّلین Ùریضه‌ی دانشجویی عبارت است از آرمان‌خواهی. یک‌عدّه‌ای تبلیغ میکنند Ùˆ وانمود میکنند Ú©Ù‡ آرمان‌خواهی مخال٠واقع‌گرایی است؛ نه آقا، آرمان‌خواهی مخال٠مØاÙظه‌کاری است، نه مخال٠واقع‌گرایی. Ù…ØاÙظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی -هرچه تلخ، هرچه بد- باشید Ùˆ هیچ Øرکتی از خودتان نشان ندهید؛ این Ù…ØاÙظه‌کاری است. معنای آرمان‌گرایی این است Ú©Ù‡ نگاه کنید به واقعیّتها Ùˆ آنها را درست بشناسید؛ از واقعیّتهای مثبت استÙاده کنید، با واقعیّتهای سلبی Ùˆ منÙÛŒ مقابله کنید Ùˆ مبارزه کنید. این معنای آرمان‌گرایی است. چشمتان به آرمانها باشد. این اوّلین Ùریضه‌ی دانشجو است.
آرمانها Ú†Ù‡ هستند؟ جزو چیزهایی Ú©Ù‡ بنده اینجا یادداشت کرده‌ام به عنوان آرمانها، یکی مسئله‌ی ایجاد جامعه‌ی اسلامی وتمدّن اسلامی است؛ یعنی اØیای تÙکّر اسلام سیاسی؛ یک‌عدّه‌ای از قرنها پیش، سعی کردند اسلام را از زندگی، از سیاست، از مدیریّت جامعه هرچه میتوانند دور کنند Ùˆ منØصرش کنند به مسائل شخصی؛ مسائل شخصی را هم یواش یواش Ù…Øدود کنند به مسائل قبرستان Ùˆ قبر Ùˆ مجلس عقد Ùˆ از این ØرÙها؛ نه، اسلام آمده است Ú©Ù‡ «الّا Ù„ÙÛŒÙطاعَ بÙاÙذن٠الله»؛(Ûµ) Ùقط هم اسلام نیست؛ همه‌ی پیغمبران همین‌جورند. ادیان الهی آمده‌اند برای اینکه در جامعه پیاده بشوند، در جامعه تØقّق واقعی پیدا کنند؛ این باید اتّÙاق بیÙتد. یکی از مهم‌ترین آرمانها این است.
یک آرمان دیگر عبارت است از آرمان اعتماد به Ù†Ùس؛ یعنی همین «ما میتوانیم» Ú©Ù‡ در ØرÙهای شماها هم بود؛ این یک آرمان است. بایستی دنبال تÙکّر اعتماد به Ù†Ùس ملّی Ùˆ اعتقاد به قدرت Ùˆ توانایی ملّی [بود] Ùˆ به‌عنوان یک آرمان Øتماً باید تعقیب بشود. البتّه تعقیب آرمانها یک لوازمی دارد Ú©Ù‡ باید به آن لوازم عمل بشود.
یکی از آرمانهایی Ú©Ù‡ من یادداشت کرده‌ام، مبارزه با نظام سلطه Ùˆ استکبار است. نظام سلطه، یعنی نظامی Ú©Ù‡ بر پایه‌ی رابطه‌ی سلطه‌گر Ùˆ سلطه‌پذیر بنا شده؛ یعنی کشورهای دنیا یا مجموعه‌های بشری دنیا، تقسیم میشوند به سلطه‌گر Ùˆ سلطه‌پذیر؛ آن اتّÙاقی Ú©Ù‡ امروز در دنیا اÙتاده [این است]Ø› یک عدّه‌ای سلطه‌گرند، یک عدّه سلطه‌پذیرند. دعوای با ایران هم سر همین است؛ این را بدانید. دعوای با جمهوری اسلامی این است Ú©Ù‡ این، نظام سلطه‌گر Ùˆ سلطه‌پذیر را نپذیرÙته؛ سلطه‌گر Ú©Ù‡ نیست، خودش را از سلطه‌پذیری هم بیرون آورده Ùˆ پای این Øر٠ایستاده. اگر ایران موÙّق شد Ùˆ پیشرÙت پیدا کرد –پیشرÙت علمی، پیشرÙت صنعتی، پیشرÙت اقتصادی، پیشرÙت اجتماعی، گسترش Ù†Ùوذ منطقه‌ای Ùˆ جهانی– نشان داده میشود به ملّتها Ú©Ù‡ میتوان سلطه‌پذیر نبود Ùˆ روی پای خود ایستاد Ùˆ پیشرÙت کرد. نمیخواهند این اتّÙاق بیÙتد؛ همه‌ی دعواها سر این است، بقیّه‌ی ØرÙها بهانه است.
از جمله‌ی آرمانها، عدالت‌خواهی است؛ همین ØرÙهایی Ú©Ù‡ بعضی از برادرها اینجا Ú¯Ùتند. مسئله‌ی عدالت‌خواهی خیلی مهم است، Ø´Ùعب گوناگونی دارد؛ به اسم هم اکتÙا نباید کرد، باید واقعاً دنبال بود. از جمله، مسئله‌ی سبک زندگی اسلامی است. از جمله، آزادی‌خواهی است؛ آزادی نه به‌معنای غلط Ùˆ منØرÙ‌کننده‌ی غربی Ú©Ù‡ معنای آزادی این است Ú©Ù‡ دختر این‌جوری زندگی کند، پسر این‌جوری زندگی کند. لعنت بر آن کسانی Ú©Ù‡ برخلا٠سنّتهای اسلامی Ùˆ سنّت ازدواج، با سنّت ازدواج صریØاً مخالÙت میکنند Ùˆ بعضی از منشورات ما Ùˆ دستگاه‌های Ùرهنگی ما متأسّÙانه این را ترویج میکنند؛ باید با اینها مقابله کرد. مسئله‌ی آزادی‌خواهی در اندیشه، در عمل Ùردی، در عمل سیاسی، در عمل اجتماعی Ùˆ در جامعه Ú©Ù‡ معنای آزادی‌خواهی در جامعه همان استقلال است.
از جمله‌ی آرمانها رشد علمی است؛ از جمله‌ی آرمانها کار و تلاش و پرهیز از تنبلی و نیمه‌کاره کار انجام دادن است. از جمله‌ی آرمانها، ایجاد دانشگاه اسلامی است؛ اینها آرمانها است.
خب، ممکن است کسی بگوید ما این آرمانها را چه‌جوری دنبال بکنیم؟ ما Ú©Ù‡ در کشور اثری نداریم؛ یک عدّه مدیرانی هستند، دارند کار خودشان را میکنند، ما هم اینجا شعار میدهیم، Øر٠میزنیم. این اشتباه در Ùهم مسئله است؛ هرگز این‌جوری نیست. دانشجو تصمیم‌ساز است؛ دانشجو Ú¯Ùتمان‌ساز است. شما وقتی Ú©Ù‡ یک آرمانی را دنبال میکنید، میگویید، تکرار میکنید Ùˆ بجد پای آن می‌ایستید، این یک Ú¯Ùتمان در جامعه ایجاد میکند، این موجب تصمیم‌سازی میشود؛ زید٠تصمیم‌گیر در Ùلان مرکز تصمیم‌گیری٠مدیریّت کشوری، وقتی Ú©Ù‡ یک چیزی به‌عنوان یک Ú¯Ùتمان درآمد، مجبور میشود دنبال بکند. یک نمونه‌ی زنده‌اش همین Ú¯Ùتمان نهضت نرم‌اÙزاری Ùˆ اØیای Øرکت علمی است Ú©Ù‡ Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯ØŒ تکرار شد، خوشبختانه استقبال شد Ùˆ به‌عنوان یک Ú¯Ùتمان درآمد؛ Øرکت جامعه براساس آن به‌وجود آمد؛ ده پانزده سال است Ú©Ù‡ ما از Ù„Øاظ علمی داریم همین‌طور Øرکت میکنیم Ùˆ جلو میرویم. در همه‌ی زمینه‌ها همین‌جور است، دانشجو میتواند مؤثّر باشد. کسی از عزیزان از قول مرØوم شهید بهشتی، نقل کردند Ú©Ù‡ ایشان Ùرمودند Ú©Ù‡ «دانشجو مؤذّن جامعه است؛ وقتی Ú©Ù‡ خواب بماند، مردم هم خواب میمانند»؛ خب، تعبیر خوبی است؛ شما میتوانید بیدارکننده باشید، میتوانید Ú¯Ùتمان‌ساز باشید، به‌هیچ‌وجه تصوّر نکنید Ú©Ù‡ این کارهای دانشجویی شما، کارهای بی‌اثری است.
وقتتان را بیهوده به هدر ندهید؛ خیلی از بچّه‌های جوان ما -دانشجو Ùˆ غیر دانشجو- وقتهایشان را هدر میدهند، در این شبکه‌های اجتماعی Ùˆ مانند اینها میگردند یا در بعضی از جلسات بیهوده‌ی بØث‌وجدل‌های این‌جوری می‌نشینند. وقتتان را هدر ندهید، وقتتان را درست مصر٠کنید، هم به درس برسید، هم به کار تشکیلاتی برسید؛ به هردوی اینها باید برسید.
خب، اذان هم گذشت؛ من از این ØرÙهایی Ú©Ù‡ میخواستم بزنم، بخش خیلی کوچک‌اش را Ú¯Ùتم، بخش خیلی بزرگ‌اش ماند؛ Øالا چه‌کار کنیم به نظر شما؟ … Øالا شما بعد از اÙطار آماده باشید، به شرطی Ú©Ù‡ بنده Øال داشته باشم [ادامه میدهیم]Ø› من البتّه صØبت هم بکنم، کوتاه صØبت خواهم کرد.(Û¶)
بعد از نماز Ùˆ اÙطار
پس عرض کردم Ú©Ù‡ اگر Ù…Øیط دانشجویی، اعتقاد راسخی به یک مطلبی پیدا کرد Ùˆ آن را دنبال کرد در Ùعّالیّتهای متنوّع دانشجویی، این تأثیرگذار در آینده‌ی کشور است. این تصوّر درست نیست Ú©Ù‡ Ùکر کنیم Ú†Ù‡ Ùایده‌ای دارد ما به‌عنوان دانشجو این Ùعّالیّت را بکنیم یا این تلاش را انجام بدهیم؟ Ú†Ù‡ تأثیری در واقعیّتهای کشور میگذارد؟ نه، تأثیر دارد؛ تأثیر زیادی هم دارد. سازوکار تأثیرگذاری‌اش هم همین است Ú©Ù‡ عرض کردم؛ این تبدیل میشود به Ú¯Ùتمان، اوّل در Ù…Øیط دانشجویی، بعد بتدریج در Ù…Øیط کشور Ùˆ این تبدیل میشود به یک عنصر تصمیم‌ساز. بله، شما ممکن است در Ùلان تشکیلات، تصمیم‌گیر نباشید امّا میتوانید تصمیم‌ساز باشید. پس آرمانها را دنبال کنیم. من چند مصداق از مصادیق آرمانها را عرض کردم Ù„Ú©Ù† Ùقط اینها نیست؛ بگردید در مجموعه‌ی بیانات امام، در مجموعه‌ی معار٠انقلاب اسلامی، در مطالعه‌ی دقیق قرآن Ùˆ نهج‌البلاغه، آرمانها را Ùهرست کنید، طبقه‌بندی کنید، دسته‌بندی کنید، روی اینها کار کنید Ùˆ بر آرمانها ایستادگی کنید. یعنی واقعیّتها نباید ما را از آرمانها دور کند؛ واقعیّتها باید مثل پلّکانی ما را به آرمانها نزدیک کند. اگر یک واقعیّت٠مزاØÙ…ÛŒ هم پیدا شد، با آن مقابله کنیم، معارضه کنیم، از سر راه برداریم؛ آرمان‌خواهی یعنی این. البتّه نقطه‌ی مقابلش -همان‌طور Ú©Ù‡ عرض کردم- Ù…ØاÙظه‌کاری است؛ یعنی با واقعیّتها بسازیم، بدش را هم قبول کنیم، خوبش را هم قبول کنیم، به‌عنوان اینکه «چه‌کار میشود کرد، چاره‌ای نداریم» بگذرانیم Ú©Ù‡ خب، بدیهی است Ú©Ù‡ سرنوشت یک چنین ملّتی به کجا خواهد رسید.
اگر تشکّلهای دانشجویی Ùˆ جریان دانشجویی بخواهند یک چنین تأثیرگذاری‌ای را به‌دست بیاورند، الزاماتی دارد؛ این الزامات را باید رعایت کنند. یکی از این الزامات عبارت است از کار بر روی Ù…Ùاهیم اسلامی، یعنی عمقی روی مسائل کار کردن؛سطØی‌نگری ضرر میزند. من البتّه امروز در صØبتهایی Ú©Ù‡ این دوستان کردند -در بعضی از صØبتها، Øالا نمیگویم در همه‌ی آنها- نشانه‌های تعمّق را مشاهده کردم. دیدم خوشبختانه جوان دانشجو به مسائل، با نگاه عمقی نگاه میکند. این شرط اوّل است.
گاهی یک شعارهایی داده میشود، شعارهای به‌ظاهر اسلامی Ú©Ù‡ باطناً اسلامی نیست؛ از جمله‌ی چیزهایی Ú©Ù‡ اخیراً خیلی رایج شده Ùˆ انسان می‌شنود در نوشته‌ها Ùˆ در Ú¯Ùته‌ها، «اسلام رØمانی» [است]Ø› خب، کلمه‌ی قشنگی است، هم اسلامش قشنگ است، هم رØمانی‌اش قشنگ است؛ امّا یعنی چه؟ تعری٠اسلام رØمانی چیست؟ خب، خدای متعال، هم رØمان Ùˆ رØیم است، هم «اشدّالمعاقبین» است؛ هم دارای بهشت است، هم دارای جهنّم است. خدای متعال، مؤمنین Ùˆ غیر مؤمنین را یک‌جور به Øساب نیاورده؛ اَÙÙŽÙ…ÙŽÙ† کانَ Ù…ÙؤمÙنًا Ú©ÙŽÙ…ÙŽÙ† کانَ ÙاسÙقًا لا یَستَوون.(Û·) اسلام رØمانی Ú©Ù‡ Ú¯Ùته میشود، قضاوتش در مورد مؤمن، در مورد غیر مؤمن، در مورد کاÙر، در مورد دشمن، در مورد کاÙر٠غیر دشمن چیست؟ همین‌طور پرتاب کردن یک کلمه بدون عمق‌یابی، کاری است غلط Ùˆ اØیاناً گمراه‌کننده. بعضی‌ها Ú©Ù‡ در ØرÙها Ùˆ نوشتجات Ùˆ اظهارات این تعبیر «اسلام رØمانی» را به کار میبرند، انسان مشاهده میکند Ùˆ خوب اØساس میکند Ú©Ù‡ این اسلام رØمانی یک کلیدواژه‌ای است برای معار٠نشئت‌گرÙته‌ی از لیبرالیسم، یعنی آن چیزی Ú©Ù‡ در غرب به آن لیبرالیسم Ú¯Ùته میشود. البتّه تعبیر لیبرالیسم Ùˆ عنوان لیبرالیسم برای تمدّن غربی Ùˆ Ùرهنگ غربی Ùˆ ایدئولوژی غربی هم تعبیر غلطی است؛ چون واقعاً آنها نه لیبرالند، نه اعتقاد به لیبرالیسم به معنای واقعی کلمه دارند؛ ولی خب Øالا یک اصطلاØÛŒ است لیبرالیسم. اگر اسلام رØمانی اشاره‌ی به این است، این، نه اسلام است، نه رØمانی است؛ مطلقا. تÙکّر لیبرالیستی از تÙکّر اروپای قرن هجدهم Ùˆ نوزدهم -یعنی زیربنای Ùکریاومانیستی Ú©Ù‡ Ù†ÙÛŒ معنویّت Ùˆ خدا Ùˆ مانند اینها است- سرچشمه میگیرد. چون خدایی نیست، پس سلیقه‌ای است؛ چیزهای بشری این‌جوری است؛ Øتّی در Øقایق علمی Ùˆ Øقایق آزمایشگاهی، شما ببینید سلیقه‌ها چقدر مختل٠است. امروز یک تشخیصی را در مورد یک مادّه‌ای میدهند Ú©Ù‡ مثلاً برای Ùلان بیماری یا برای Ùلان مشکل، Ù…Ùید است؛ چند ØµØ¨Ø§Ø Ø¨Ø¹Ø¯ باز هم دانشمندانی اعلام میکنند Ú©Ù‡ نخیر، این Ù…Ùید نیست، مضر است! یعنی کارهای غیر مستند به ÙˆØÛŒ الهی، در معرض خطا Ùˆ اشتباه Ùˆ دوگونه اندیشیدن Ùˆ اینها است. پس تÙکّر وقتی خدایی نشد، سلیقه‌ای است؛ سلیقه‌ای Ú©Ù‡ شد، آن‌وقت ارزشها بر اساس مناÙع گروه‌های قدرتمند تعری٠خواهد شد.
امروز یک چیزی به نام ارزش آمریکایی وجود دارد؛ می‌شنوید در ØرÙهای آمریکایی‌ها، [میگویند] ارزشهای آمریکایی، ارزشهای ما. بنیان‌گذاران آمریکای مستقل، در قرن هجدهم Ú©Ù‡ آمریکا از استعمار انگلیس خارج شد Ùˆ به‌عنوان یک کشوری در آن‌طر٠دنیا خودش را معرّÙÛŒ کرد -همان کسانی Ú©Ù‡ آن‌وقت بودند، جرج واشنگتن Ùˆ دوروبری‌هایش Ùˆ جانشینانش- ارزشهایی را گذاشتند؛ اسم اینها ارزشهای آمریکایی است. خود آن ارزشها در مقام ارزیابی، خیلی‌هایش چیزهای مشکل‌داری است؛ همان چیزهایی است Ú©Ù‡ منتهی میشود به این وضعیّت جهان‌خوارگی امروز٠نظام سلطه؛ Ù„Ú©Ù† همان ارزشها -همان چیزهایی‌اش هم Ú©Ù‡ مثبت است، همان چیزهایی‌اش هم Ú©Ù‡ خوب است- امروز در جامعه‌ی آمریکایی نظام سیاسی٠آمریکای امروز، به Ùراموشی سپرده شده. بنده یک‌وقتی چندسال پیش، یک مطالعه‌ای میکردم بر روی ØرÙهای همین Øضراتی Ú©Ù‡ از دویست‌سال پیش، دویست Ùˆ خرده‌ای سال پیش، Ø¨Ù‡â€ŒØ§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø¨Ù†ÛŒØ§Ù†â€ŒÚ¯Ø°Ø§Ø±Ø§Ù†Ù Ø¢Ù…Ø±ÛŒÚ©Ø§ÛŒÙ†Ø¯ -ØرÙهایی Ú©Ù‡ آنها زدند Ùˆ منشوری Ú©Ù‡ آنها تدوین کردند به‌عنوان منشور آمریکایی Ùˆ ارزشهای آمریکایی- Ùˆ تطبیق میکردم با رÙتارهای Øضرات امروز، دیدم خیلی‌هایش نقض شده است. به ذهنم رسید همان‌وقت Ú©Ù‡ جا دارد کسی این را به رخ ملّت آمریکا بکشد Ú©Ù‡ این ارزشهایی Ú©Ù‡ شما میگویید اینها است، اینها امروز در رÙتار دولت آمریکا Ùˆ رژیم ایالات متّØده‌ی آمریکا وجود ندارد؛ Øالا، همانی Ú©Ù‡ هست. اگر این Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â«Ø§Ø³Ù„Ø§Ù… رØمانی» اشاره‌ی به یک‌چنین چیزی است Ú©Ù‡ خب، این صددرصد غلط است.
اگر منظور از اسلام رØمانی این است Ú©Ù‡ ما به همه‌ی موجودات عالم با چشم رØمت نگاه کنیم، با چشم مودّت نگاه کنیم، این هم درست نیست؛ این هم خلا٠قرآن است. ØµØ±ÛŒØ Ù‚Ø±Ø¢Ù†ØŒ ناطق برخلا٠این Øر٠است. بله، Ù…Øبّت Ùˆ مودّت Ùˆ مَعدÙلت(Û¸) را مخصوص مسلمانها نمیداند؛ میگوید شما Ú©Ù‡ توانایی دارید، نسبت به غیر مسلمان هم بایستی با مودّت Ùˆ مَعدÙلت رÙتار کنید، به شرطی Ú©Ù‡ با شما دشمنی نکرده باشند Ùˆ دشمنی نخواهند بکنند. امیرالمؤمنین در آن خطبه‌ی معرو٠[Ù…ÛŒÙرماید] : بَلَغَنی اَنَّ الرَّجÙÙ„ÙŽ Ù…ÙنهÙÙ… کانَ یَدخÙل٠عَلَی المَرأَه٠المÙسلÙÙ…ÙŽÙ‡Ù ÙˆÙŽ الاÙخری‌ المÙعاهÙدَه؛(Û¹) بعد در آخرش Øضرت Ù…ÛŒÙرماید Ú©Ù‡ جا دارد Ú©Ù‡ انسان مسلمان از این غصّه دق کند؛ چرا دق کند؟ برای اینکه سپاه معاویه بر زنان غیر مسلمان -زنان «معاهَد»، یعنی مسیØÛŒ یا یهودی‌ای Ú©Ù‡ در ذمّه‌ی اسلام زندگی میکند- وارد شدند Ùˆ به او اهانت کردند Ùˆ مثلاً دستبندش را Ùˆ زیورآلاتش را از دستش کندند Ùˆ بردند. Øضرت میگوید از این غصّه انسان باید دق کند. بله، نسبت به غیر مسلمانی Ú©Ù‡ دشمنی نمیکند، این است. قرآن میگوید: لا یَنهکÙم٠الله٠عَن٠الذَّینَ Ù„ÙŽÙ… ÛŒÙقاتÙلوکÙÙ… ÙÙÛŒ الدّین٠وَ Ù„ÙŽÙ… ÛŒÙخرÙجوکÙÙ… Ù…ÙÙ† دÙیارÙÚ©ÙÙ… اَن تَبَرّوهÙÙ… ÙˆÙŽ تÙقسÙطوا اÙلَیهÙÙ…Ø›(Û±Û°) [کسانی Ú©Ù‡] کاÙرند امّا به شما دشمنی نکردند Ùˆ دشمنی نمیکنند، با اینها نیکی کنید، با اینها قسط Ùˆ عدل به‌کار ببرید؛ امّا از آن طر٠میÙرماید Ú©Ù‡ «اَلا تÙقاتÙلونَ قَومًا نَکَثوا اَیمنَهÙÙ… ÙˆÙŽ هَمّوا بÙاÙخراج٠الرَّسول٠وَ Ù‡ÙÙ… بَدَءوکÙÙ… اَوَّلَ مَرَّه»؛(Û±Û±) با آن کسانی Ú©Ù‡ عهدشکنی میکنند، به بر هم زدن کانون زندگی شما Ùˆ پیغمبرتان همّت میگمارند Ùˆ آنها شروع کننده‌اند به دشمنی، میخواهید مبارزه نکنید؟ این آیه‌ی قرآن است؛ با خطاب عتاب‌آمیز Ùˆ گلایه‌آمیز یا ملامت‌آمیز میگوید: اَتَخشَونَهÙÙ…Ø› از اینها میترسید؟ بعد Ù…ÛŒÙرماید: Ùَالله٠اَØَقّ٠اَن تَخشَوه؛ اگر راست میگویید، اگر مؤمنید، از خدا باید بترسید، نه از این کسان. خب، این هم قرآن است. اگر معنای اسلام رØمانی این است Ú©Ù‡ ما با دشمنانی Ú©Ù‡ علیه اسلام، علیه ایران، علیه ملّت ایران، علیه پیشرÙت ایران دارند تلاش میکنند Ùˆ از هیچ کوششی Ùروگذار نمیکنند، بایستی با چهره‌ی Ù…Øبّت‌آمیز، با دل صا٠و پاک برخورد کنیم، نه، این اسلام نیست. این‌جور معارÙ٠من‌درآوردی٠خودساخته را من توصیه نمیکنم، امّا به معار٠واقعی اسلامی توصیه میکنم. تشکلّهای دانشجویی، روی معار٠اسلامی کار کنند. کتاب هم Ú©Ù… نداریم؛ کتاب خیلی داریم. یک‌روزی ما ناچار بودیم Ùقط به کتابهایشهید مطهّری ارجاع بدهیم -البتّه آن کتابها باز هم همچنان در قلّه است Ùˆ خیلی باارزش است- امّا امروز غیر از آنها هم کتابهای زیادی داریم؛ [دانشجویان] میتوانند شیوه‌ها Ùˆ روشهای مطالعاتی انتخاب بکنند، مطالعه کنند، کار کنند، بØØ« کنند، جلسه‌ی خطابه بگذارند، Ø¨Ù‡â€ŒØ§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ú©Ù†Ùرانس بگذارند، میزگرد بگذارند؛ یعنی Ø³Ø·Ø Ø±Ø§ [بالا ببرند]. یکی از الزامات این است.
یکی از الزامات٠اثرگذاری این است Ú©Ù‡ بتوانید بدنه‌ی دانشجویی را جذب کنید. تشکلّها یک اقلّیّت دانشجویی‌اند. مجموع شما تشکلّها را Ú©Ù‡ جمع کنند، در بین Ø®Ùیل انبوه دانشجوها اکثریّت نیستید. باید بتوانید جاذبه در خودتان ایجاد کنید Ú©Ù‡ دانشجو را جذب کند. جاذبه چگونه به‌وجود می‌آید؟ تصوّر من این است Ú©Ù‡ راه‌های زیادی وجود دارد؛ شماها جوانید، ابتکاراتتان بیش از ما است -ما هم البتّه دوره‌ی جوانی همین‌طور برای هر مسئله‌ای ده‌جور روش Ùˆ راه کار به ذهنمان می‌آمد، امّا Øالاها ذهن شما بهتر کار میکند- ابتکارهایی را پیدا کنید برای جذّاب کردن٠مجموعه‌های دانشجویی.
البتّه جذّابیّت از راه اردوی مختلط، صددرصد غلط Ùˆ خطا است. بعضی‌ها این‌جوری جذّابیّت میخواهند ایجاد کنند. یک مجموعه‌ی دانشجویی، Øالا یا به‌عنوان Ù¾Ùرطمطراق٠مجموعه‌ی صنÙÛŒ Ùˆ علمی Ùˆ تخصّصی، یا Øتّی زیر عنوان اسلامی، دختر Ùˆ پسر را با هم بردارند ببرند کوه، بردارند ببرند سÙر، بردارند ببرند اروپا؛ اردوهای خارج از کشور! اینها قطعاً خیانت به Ù…Øیط دانشجویی است Ùˆ خیانت به نسل آینده‌ی کشور است؛ بدون تردید. راه جذّابیّت اینها نیست. همچنان‌که Ú¯Ùتند، بنده هم تأکید کردم، راه جذّاب‌کردن مجموعه‌های شما این نیست Ú©Ù‡ کنسرت موسیقی راه بیندازید. Ú¯Ùتم Ú©Ù‡ یک‌روزی -سالها پیش البتّه- تشکّلهای دانشجویی یک‌چنین کاری را کردند. برای ما سؤال ایجاد شد Ú©Ù‡ این مجموعه‌ی دانشجویی چرا این کار را میکند؟ خیلی برای من تعجّب‌آور بود. [وقتی Ú©Ù‡] پرسیدیم، Ú¯Ùتند میخواهیم دانشجوها را جذب کنیم. خب چوبش را بعداً خوردیم.
بنده یادم آمد یک ماجرایی را Ú©Ù‡ سیّد قطب در یکی از کتابهایش نقل میکند Ú©Ù‡ بنده هم در یکی از نوشته‌ها Ú©Ù‡ مال سالها پیش است -مال قبل از انقلاب است- آن را از قول او نقل کردم. میگوید در یکی از شهرهای آمریکا داشتم میرÙتم، رسیدم به یک کلیسایی؛ دیدم بغل کلیسا یک سالن اجتماعات است. آن‌وقت آنجا برنامه زده‌اند «برنامه‌ی شب»؛ برنامه را Ú©Ù‡ خواندم، دیدم نوشته مثلاً موسیقی٠Ùلان‌جور، بعد موسیقی Ùلان‌جور، بعد آواز Ùلان‌جور، بعد یک شام سبک، بعد مثلاً جلسه‌ی چنین؛ علاقه‌مند شدم بروم ببینم قضیّه چیست؟ Ú¯Ùت شب رÙتم دیدم بله، یک سالنی است مثل یک کاباره! آنجا دخترها، پسرها، جوانها می‌آیند می‌نشینند، با هم مأنوس میشوند؛ آنجا هم برنامه‌هایی هست روی سÙن؛ موسیقی Ùˆ مانند اینها هست؛ من هم تماشا میکردم وضعیّت اینجا را. بعد هم یک شام سبکی آوردند، دادند خوردیم Ùˆ [بعد] مثلاً یک نوشابه‌ای، چیزی؛(Û±Û²) قسمت جالبش اینجا است؛ میگوید Ú©Ù‡ شب چند ساعتی گذشت، آخر٠شب شد، دیدیم Ú©Ù‡ کشیش -کشیش٠آن کلیسا Ú©Ù‡ این سالن، مربوط به آن کلیسا است- با وقار تمام از یک طر٠سÙÙ† وارد شد، رÙت Ùˆ یک مقدار از این کلیدهای برق را زد Ùˆ بعضی از چراغها را خاموش کرد بعد هم کشیش رÙت. میگوید من دیگر رÙتم Ùˆ نماندم.(Û±Û³) میگوید Ùردا رÙتم سراغ آن کشیش، Ú¯Ùتم Ú©Ù‡ خب این Ú†Ù‡ وضعی است؟ آخر شما روØانی هستید، شما آخوند هستید، مبلّغ دین هستید، این Ú†Ù‡ وضعی بود مثلاً شما دیشب با این‌همه جوان Ùˆ این برنامه‌ها؟ Ú¯Ùت Ú©Ù‡ آقا، شما توجّه ندارید؛ من برای جذب کردن جوانها به کلیسا مجبورم این کار را بکنم؛ میگÙت به او Ú¯Ùتم -Øالا به تعبیر بنده- مرده‌شور این کلیسا را ببرد!(Û±Û´) خب بگذار بروند کاباره؛ [اگر] همان کارهایی Ú©Ù‡ در کاباره میکنند، اینجا بنا است بکنند، خب بروند همان کاباره بکنند؛ چرا بیایند کلیسا؟
اگر قرار است Ú©Ù‡ ما جوان را به Ùسق Ùˆ Ùجور Ùˆ عیش Ùˆ عشرت Ùˆ موسیقی Øرام Ùˆ از این قبیل چیزها بکشانیم، خب چرا اسممان را بگذاریم اسلامی؟ این Ú©Ù‡ دیگر اسلامی نیست؛ این غیر اسلامی است، این ضدّاسلامی است. بنابراین جاذبه‌ای Ú©Ù‡ بنده میگویم تشکّل اسلامی باید پیدا کند، از این قبیل جاذبه‌ها نیست، اینها ضدّ مصلØت است، ضدّ ØÙ‚ است؛ اینها خیانت به Ù…Øیط دانشجویی است؛ جاذبه از راه‌های درست.
یکی از انواع ایجاد جاذبه این است Ú©Ù‡ Øر٠نو پیدا کنید: «سخن نو آر Ú©Ù‡ نو را Øلاوتیست دگر»؛(Û±Ûµ) ØرÙهای نو. ØرÙهای نو به معنای ØرÙهای من‌درآوردی نیست، خیلی از Øقایق هست Ú©Ù‡ با مطالعه‌ی در قرآن، با مطالعه‌ی در نهج‌البلاغه Ùˆ در روایات، انسان به آنها برخورد میکند. بنده Ú©Ù‡ مثلاً شصت Ù‡Ùتاد سال در این رشته‌ها بودم Ùˆ کار کردم، گاهی اوقات تلویزیون را باز میکنم، یکی از این آقایان مثلاً دارند صØبت میکنند، یک‌دÙعه یک نکته‌ای میگویند Ú©Ù‡ میبینم این نکته برای من تازه است؛ من این را تا Øالا Ù†Ùهمیده بودم، استÙاده نکرده بودم، Øالا استÙاده کردم. یعنی برای کسی Ú©Ù‡ Øالا مثلاً شصت سال یا بیشتر از شصت سال -بنده بیش از شصت سال است Ú©Ù‡ عمامه‌ای هستم- در Ù…Øیط علم دینی Ùˆ از این ØرÙها بوده، ØرÙهایی وجود دارد Ú©Ù‡ تازه است؛ این‌همه هم قرآن میخوانیم، این‌همه هم بنده با روایات ارتباط دارم، سالها درس قرآن داده‌ام، سالها درس نهج‌البلاغه داده‌ام، درعین‌Øال یک جوان طلبه مثلاً می‌آید در تلویزیون یک ØرÙÛŒ میزند، برای من تازه است، من استÙاده میکنم. خیلی ØرÙهای تازه وجود دارد؛ بگردند ØرÙهای تازه را پیدا کنند؛ منتها آدمهایی باشند Ú©Ù‡ اهلیّت این کار را داشته باشند؛ بتوانند. Øر٠نو [هم] Ùقط Øر٠نو دینی نیست، Øر٠نو سیاسی هم هست، Øر٠نو اجتماعی هم هست، Øر٠نو در زمینه‌ی مسائل بین‌الملل هم هست. شما وقتی‌که در تشکّل خودتان Øر٠نو، سخن نو Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯ÛŒØ¯ØŒ جوان جذب میشود؛ جاذبه دارد دیگر؛ Øر٠نو جاذبه دارد.
یکی دیگر از روشها استÙاده از بخشی از شیوه‌های هنری است Ú©Ù‡ کمتر مورد توجّه قرار گرÙته؛ [مثلاً] تئاتر؛ تئاتر دانشجویی. متأسّÙانه در Ù…Øیط هنری ما، تئاتر از اوّل هم بد متولّد شده. یعنی تئاتر ما، یا تئاتر لغو بیهوده مثل روØوضی‌های مثلاً این‌جوری بوده، یا تئاتر اعتراضی٠بی‌جهت یعنی بدون سمت‌وسوی درست‌وØسابی بوده؛ بعد هم با یک زبان ابهام، خیال میکنند Ú©Ù‡ تئاتر Øتماً بایستی زبان ابهام Ùˆ سمبلیک Ùˆ رازآلود داشته باشد Ú©Ù‡ چنین چیزی نیست. تئاتر یعنی بازیگری جلو چشم بیننده در صØنه. برخلا٠سینما، برخلا٠Ùیلم Ú©Ù‡ Ùقط روی پرده شما یک چیزی را می‌بینید، اینجا در تئاتر، انسانْ انسانها را Øس میکند، ØرÙشان را از زبان خودشان می‌شنود. در این میتواند خیلی چیزهای سازنده‌ای باشد. تئاتر؛ تئاترهای دانشجویی. گروه‌های هنرمند بنشینند واقعاً Ù…Ùاهیم Øقیقی اسلامی را [بیان کنند]. در همین Øسینیّه سالها پیش -شاید بیست سال پیش- یک تئاتری اجرا کردند برای ما، مربوط به Øضرت ایّوب پیغمبر Ú©Ù‡ طول هم کشید؛ یک ساعت، دو ساعت، طول کشید. بعد Ú©Ù‡ تمام شد، من به آن کارگردان Ú¯Ùتم Ú©Ù‡ من داستان ایّوب را در قرآن، شاید صدبار یا صدها بار تا Øالا خوانده‌ام امّا این Ùهمی را Ú©Ù‡ امشب از ماجرای ایّوب از تئاتر تو Ùهمیدم، در این مدّت از خواندن قرآن، این Ùهم را پیدا نکرده بودم. این چیز Ú©Ù…ÛŒ است؟
کاریکاتور. کاریکاتور یکی از شیوه‌های هنری بسیار مؤثّر است. طنز. کارهای طنز Ú©Ù‡ جوانها خوشبختانه در این زمینه‌ها کارهای خوبی کرده‌اند Ùˆ میکنند. اینها کارهای خیلی خوبی است. Ùعّالیّت دانشجویی صرÙاً به معنای اعلام مواضع به‌وسیله‌ی یک اعلامیّه نیست Ú©Ù‡ یک کار تکراری است Ùˆ ممکن است جاذبه‌ای نداشته باشد؛ یا یک کتاب مثلاً بنویسیم بدهیم، یا یک جلسه‌ی دانشجویی [درست کنیم]Ø› Ùقط اینها نیست؛ البتّه اینها هم خوب است امّا کارهای جدید میتوان انجام داد. مثل Ùرض بÙرمایید Ú©Ù‡ سرود، یا نشریّه‌های صوتی؛ بØØ« سرود، بØØ« شعر، یک کار هنری است؛ واقعاً بپردازند. مسائلی وجود دارد Ú©Ù‡ با شعر، با اجرای شعری Ùˆ هنری، تأثیر٠چند برابر پیدا میکند. از این روشها استÙاده کنند. البتّه من Øالا عرض کردم Ú©Ù‡ بنده اگر بخواهم ابتکارات را ذکر کنم، ممکن است همین Ù‡Ùت هشت مورد [را بگویم]ØŒ شما Ú©Ù‡ جوانید، بنشینید Ùکر کنید، ممکن است بیست مورد، سی مورد ابتکارات جدیدی به ذهنتان برسد. از اینها استÙاده کنید تا جاذبه پیدا بکند.
یکی از راه‌های تأثیرگذاری Ùˆ جذّاب شدن تشکّلها، اقناع Ùکری است؛ اقناع Ùکری؛ طر٠را بتوانید قانع کنید. این، Ùرع بر این است Ú©Ù‡ خودتان درست کار کرده باشید. خودتان درست کار کنید؛ Øقیقتاً [وقتی] یک Øقیقتی جزو Ùکر شما Ùˆ ذهن شما شد، میتوانید، قدرت اقناع پیدا میکنید، مخاطبتان را اقناع میکنید؛ اقناع Ùکری. اگر چنانچه ما بخواهیم با تشر Ùˆ تÙشور Ùˆ تهدید Ùˆ ضرب Ùˆ زور، یک چیزی را به ذهن طر٠تØمیل بکنیم، ممکن هم هست مثلاً Ùرض کنید Ú©Ù‡ تØت تأثیر هیجانات، [به‌صورت] Ù„Øظه‌ای قبول هم بکند امّا ماندگار نیست.
کمونیست‌ها در آن دورانی Ú©Ù‡ بودند [با زور پیش بردند]. Øالا خوشبختانه شکست کمونیسم به معنای شکست تÙکّر مارکسیستی در دنیا تلقّی شده Ùˆ درست هم همین است. البتّه من شنیده‌ام در دانشگاه ما یک جریانهایی باز دارند ØرÙمارکسیسم را دوباره زنده میکنند، منتها این، دمیدن در کوره‌ی خاموش است این، نقش بر آب زدن است؛ دیگر به درد نمیخورد. با آن‌همه ادّعامدّعا Ùˆ با آن‌همه سروصدا Ùˆ آن‌همه قربانی گرÙتن Ùˆ مانند اینها، نظامهای کمونیستی دنیا بعد از شصت سال، Ù‡Ùتاد سال، جز اÙتضاØØŒ چیز دیگری به بار نیاوردند؛ یعنی دروغ بودن شعارهایشان ثابت شد، ناتوانی Ùˆ ناکارآمدی‌شان هم ثابت شد؛ بنابراین آن، دیگر برنمیگردد. Ù„Ú©Ù† Øالا شنیده‌ام بعضی‌ها [دنبال این هستند] Ú©Ù‡ اگر واقعیّت داشته باشد Ùˆ الان جریان مارکسیستی به صورت Ùکری در دانشگاه ما Ùعّال باشد، قطعاً پول آمریکایی‌ها دنبالش است؛ برای خاطر اینکه انگیزه‌ای وجود ندارد. پول میدهند؛ برای اینکه بالاخره خود این شقّه شقّه کردن دانشجوها برای آنها یک نعمت بزرگی است. یکی از شقّه شقّه کردن‌ها هم این است Ú©Ù‡ مارکسیست‌ها را دوباره زنده کنند.
همانهایی Ú©Ù‡ عضو Øزب توده بودند Ùˆ بیست سال زندان هم کشیده بودند، بعد آمدند در تلویزیون جمهوری اسلامی، بدون اینکه Ùشار Ùˆ زوری وجود داشته باشد، «غلطکردم‌نامه» را نوشتند Ùˆ خواندند؛ این را شماها شاید یادتان نیست؛ مال سالهای اوائل [دهه‌ی] Û¶Û° است. ده دوازده Ù†Ùر از عناصر Øزب توده آمدند تلویزیون جمهوری اسلامی -بنده آن‌وقت رئیس جمهور بودم؛ من تعجّب کردم، ما دوستان Ùعّال Ùˆ مسئولین درجه‌ی یک کشور تعجّب کردیم Ú©Ù‡ اینها چطور [آمده‌اند]Ø› بعضی از اینها را ما از نزدیک می‌شناختیم؛ بعضی‌ها با ما هم‌زندان بودند؛ بعضی‌ها را بعد از زندان دیده بودیم Ùˆ می‌شناختیمشان، ادّعا Ùˆ مدّعاهایشان تا عرش میرÙت- اینها آمدند ص٠کشیدند، نشستند روی صندلی، یک Ù†Ùر از خودشان به‌عنوان مجری شروع کرد از اینها سؤال کردن [درباره‌ی] مواردی Ú©Ù‡ خیانتهای Øزب توده را به کشور اثبات میکرد. بعد آنها هرکدام Ú©Ù‡ یک خرده کوتاه می‌آمدند Ùˆ Øر٠نمیزدند، این مجری چون از خودشان بود، میگÙت آقا، Ùلان وقت، Ùلان کار را شما کردید، Ùلان چیز را Ú¯Ùتید، مجبور میشد بگوید بله، Ú¯Ùتم؛ یعنی ما نبودیم Ú©Ù‡ از آنها میخواستیم اقرار بگیریم، خودشان از خودشان اقرار میگرÙتند. این جزو اسناد بسیار باارزش صداوسیما است؛ نگذارند از بین برود؛ اینها خیلی چیزهای باارزشی است. خب، بعد از این ØرÙها، Øالا همانها برمیدارند کتاب مینویسند Ùˆ جزوه مینویسند به‌عنوان دÙاع از مارکسیسم؛ خب این مسخره است.
خب، مارکسیست‌ها در آنجاهایی Ú©Ù‡ انقلاب کردند Ùˆ Øکومت را به دست آوردند، با ضرب Ùˆ زور کارشان را پیش بردند، Øتّی در Ù…Øیطهای دانشجویی. میدانید در همین اÙغانستان٠همسایه‌ی خودمان بعد از ظاهرشاه Ùˆ بعد از آن داوود، یک Øکومت مارکسیستی سر٠کار آمد؛ اوّلش قبل از پیروزی انقلاب ما بود Ùˆ بعد مصاد٠شد با سالهای انقلاب Ùˆ ادامه پیدا کرد -Ú©Ù‡ آن‌وقتی Ú©Ù‡ Øکومت کمونیستی اعلام شد، بنده در ایرانشهر تبعید بودم؛ آنجا من شنÙتم Ú©Ù‡ در اÙغانستان Øکومت کمونیستی آمده سرÙکار Ùˆ از قضایا خبر نداشتیم؛ Øالا یواش‌یواش دارد خبرها منتشر میشود- در داخل دانشگاه کابل، مجموعه‌های وابسته به آن Øزب خلق Ú©Ù‡ Øکومت را با کودتا در دست گرÙته بود، میرÙتند از داخل اتاقهای دانشجوها، دانشجوهایی را Ú©Ù‡ Ùکر میکردند مخالÙند میکشیدند بیرون، این‌قدر کتکشان میزدند Ú©Ù‡ یا میمردند یا Ù…ÙشرÙ٠به مردن میشدند؛ همانها می‌آمدند این دانشجوها را میگرÙتند میبردند Ùˆ تØویل نیروهای Øکومتی میداند Ú©Ù‡ زندانی [کنند]Ø› یعنی Øتّی Ù…Øیط دانشگاه را آلوده‌ی به این‌جور Ùشارها Ùˆ خشونتها کرده بودند؛ [امّا] در بین ما این‌جور نبود. همین دانشگاه تهران، Ù…Øیط ضرب Ùˆ زور شد، امّا از طر٠گروه‌های مارکسیستی؛ از طر٠مناÙقین، مجاهدین خلق؛ آنها بودند Ú©Ù‡ آنجا را تبدیل کردند به انبارهای سلاØØ› بچّه‌های مسلمان، نه.
من همان ماه‌های اوّل پیروزی انقلاب، هر Ù‡Ùته میرÙتم به مسجد دانشگاه تهران برای دانشجوها، هم سخنرانی میکردم، هم پاسخ به سؤالات میدادم؛ هر Ù‡Ùته. دانشجوها، بچّه‌های مسلمان، انقلابی، می‌آمدند آرام می‌نشستند، می‌شنÙتند، میرÙتند؛ عدّه هم زیاد بود؛ نه اتاق جنگی بود، نه تÙÙ†Ú¯ÛŒ بود، نه شعارهای ناجوری بود؛ اوّل انقلاب، آن‌هم در Ù…Øیط دانشجویی، آن هم تهران، آن هم بنده Ú©Ù‡ آن‌وقت هنوز رئیس‌جمهور هم نبودم، عضو شورای انقلاب بودم -یعنی همه‌ی عوامل انقلابی بودن جمع بود، میرÙتیم در دانشگاه برای دانشجوها صØبت میکردیم، در یک Ù…Øیط آرام، در یک Ù…Øیط عاقلانه؛ شاید در بین این برادران Ùˆ خواهرانی Ú©Ù‡ آن سالها دانشجو بودند، باشند کسانی در بین شماها Ú©Ù‡ یادشان باشد آن سالها را. آن‌روزی Ú©Ù‡ دانشگاه را گروه‌های کمونیستی Ù‚Ùرق کرده بودند Ú©Ù‡ خطر نابودی بود، اتّÙاقاً روزی بود – نمیدانم دوشنبه بود یا یکشنبه بود- Ú©Ù‡ من آن‌روزهای از Ù‡Ùته میرÙتم دانشگاه تهران. بنده طبق عادت آمدم. چندنÙر از بچّه‌های پاسدار همراه من بودند، Ú¯Ùتند آقا، نروید خطرناک است؛ من Ú¯Ùتم Ú†Ù‡ خطری؟ خب میرویم. آمدیم داخل مسجد Ú©Ù‡ خب کسی نبود، طبعاً برگشتیم. آن‌کسی Ú©Ù‡ Ù…Øیط٠دانشگاه را ناامن میکرد، شلوغ میکرد، با ضرب Ùˆ زور Ùˆ اگر نشد با گلوله میخواست Ùکر خودش را به طر٠مقابل تزریق بکند، گروهای اسلامی نبودند؛ یا گروه‌های مارکسیستی بودند، یا گروه مجاهدین خلق Ú©Ù‡ نسخه‌ی بدل گروه‌های مارکسیستی بود؛ اسمشان اسلامی بود، باطنشان، تÙکّرشان، ایدئولوژی‌شان، همه‌ی نوشته‌هایشان مارکسیستی Ù…Øض بود. ما در اسلام این را نداریم، در اسلام، اقناع داریم؛ معنای این «لآ اÙکراهَ ÙÙÛŒ الدّین»(Û±Û¶) هم Ú©Ù‡ در قرآن هست، این است، یعنی تÙکّر دینی را جز با اقناع نمیشود منتقل کرد Ùˆ منعکس کرد. بتوانید اقناع کنید؛ این، جاذبه ایجاد میکند. بنابراین یکی از عوامل٠جاذبه این است.
یکی از چیزهای دیگر Øضور اساتید ارزشی است. از این اساتید ارزشی استÙاده کنید. آن‌روز در جمع٠استادان دانشگاه Ú©Ù‡ اینجا تشری٠داشتند Ú¯Ùتم؛(Û±Û·) اوایل انقلاب، یک‌روزی بود Ú©Ù‡ همه‌ی اعضای هیئت علمی ما در سراسر کشور Øدود چهار پنج‌هزار Ù†Ùر تخمین زده میشد Ú©Ù‡ امروز خوشبختانه نزدیک به هشتادهزار Ù†Ùر یا بیشتر، اعضای هیئت علمی ما هستند. اکثر این هشتادهزار Ù†Ùر، بچّه‌های مسلمان Ùˆ انقلابی Ùˆ علاقه‌مند Ùˆ خوبند. البتّه بعضی هم هستند بی‌تÙاوتند -این را هم در همین دانشگاه خودمان داریم؛ بی‌اطّلاع هم نیستیم- آدمهایی را هم داشتیم Ú©Ù‡ Øالا امیدوارم دیگر نباشند Ú©Ù‡ دانشجوهای زبده را نشان میکردند، اینها را میخواستند، تشویق میکردند به مهاجرت از کشور؛ [میگÙتند] آقا! اینجا مانده‌ای Ú†Ù‡ کار کنی؟ اینجا Ú†Ù‡ Ùایده دارد؟ برو. یعنی استاد، دانشجو را به جای اینکه تشویق کند Ú©Ù‡ در کشور بماند، تشویق میکرد Ú©Ù‡ از کشور مهاجرت کند برود؛ از اینها هم داریم، امّا خب اینها اقلّیّتند؛ اکثراً اساتید ارزشی، اساتید مؤمن؛ هم در وزارت علوم، هم در وزارت آموزش پزشکی همین‌جور است، عناصر بسیار خوبی هستند؛ از اینها استÙاده کنید در تشکّلها؛ از اینها بخواهید بیایند وقت بگذارند؛ [Øتّی] از خارج از دانشگاه. اینجا اسم آوردند از یکی از برادران خیلی خوب ما Ú©Ù‡ در خطبه‌های نماز جمعه صØبت میکردند؛ خیلی خوب، از ایشان، از امثال ایشان استÙاده کنید، اینها را در تشکّلها بخواهید.
البتّه این جنبه‌ی اثباتی قضیّه است، جنبه‌ی سلبی هم این است Ú©Ù‡ از عناصری Ú©Ù‡ نامطمئن بودن٠خودشان را اثبات کردند، مطلقاً استÙاده نکنید؛ مطلقاً استÙاده نکنید. بعضی‌ها هستند Ú©Ù‡ نشان دادند Ùˆ ثابت کردند Ú©Ù‡ عناصر نامطمئنّی‌اند. برای Ú†Ù‡ کسی نامطمئنند؟ برای شخص Øقیر؟ نه -من Ú©Ù‡ خیلی راØتم در برخورد با این Ùˆ آن؛ با همه‌جور آدمی میتوانم برخورد کنم؛ ارتباطگیری من خوب است؛ میتواند کسی با من هیچ مشکلی نداشته باشد، جز از Ù„Øاظ عقیده- بی‌اعتمادی خودشان را برای نظام ثابت کردند، برای کشور ثابت کردند، برای جمهوری اسلامی ثابت کردند؛ هم برای اسلامیّتش، هم برای جمهوریّتش. همین‌هایی Ú©Ù‡ سال Û¸Û¸ آن بازی را راه انداختند، خب اینها با جمهوریّت نظام جمهوری اسلامی مخالÙت کردند، بدون هیچ منطقی، بدون هیچ Øر٠قابل قبول Ùˆ پسندیده‌ی در مقابل آدمهای باانصاÙ. اینها نامطمئنند؛ من استÙاده‌ی از اینها را مطلقاً توصیه نمیکنم، به‌هیچ‌وجه؛ نه به شماها Ùˆ نه به هیچ دانشجویی Ùˆ نه به هیچ دانشگاهی توصیه نمیکنم. اساتید خوب هستند، از اینها استÙاده کنید.
یکی از چیزهایی Ú©Ù‡ برای تشکّلها به نظر من خیلی لازم است Ùˆ خوب است، Ùهم وضع کنونی کشور است. وضع کشور، منظور Ùقط وضع داخلی Ùˆ مشکلات موجود Ùˆ همین مطالبی Ú©Ù‡ Ú¯Ùتند -مسائل مربوط به روستاها، عدالت‌خواهی، اقتصاد مقاومتی، مشکلاتی Ú©Ù‡ هست، مشکلات مدیریّتی، مدیریّت جهادی Ùˆ مانند اینها- نیست؛ اینها البتّه جزئی از واقعیّتها است. چند واقعیّت مهم دیگر وجود دارد: برادرها، خواهرها، عزیزان من، توجّه کنید!
یک واقعیّت این است Ú©Ù‡ در این کشور از بعد از رØلت امام، سعی یک مجموعه‌ی مصمّمی بر این شد Ú©Ù‡ آرمانهای انقلاب را بکلّ بشویند بگذارند کنار. بعضی‌شان اشتباه کردند Ùˆ همان اوّل، همین را اعلان هم کردند. در روزنامه مقاله نوشتند، Øر٠زدند. اینجا یک خطای راهبردی کردند یا خطای تاکتیکی کردند Ùˆ مشت خودشان را باز کردند Ú©Ù‡ میخواهند آرمانها را بکل، کنار بگذارند. البتّه Øالا پخته‌تر شده‌اند، Øالا نمیگویند، میخواهند بعضی‌ها آرمانها را کنار بگذارند امّا ØµØ±ÛŒØ Ù†Ù…ÛŒÚ¯ÙˆÛŒÙ†Ø¯ØŒ به جای اینکه بگویند عمل میکنند. آن‌وقت، بی‌عقل‌ها(Û±Û¸) قبل از اینکه عمل بکنند بنا کردند Ú¯Ùتن. خب کسانی را هم Ú©Ù‡ Øدس نمیزدند Ú©Ù‡ چنین چیزی وجود داشته باشد، بیدار کردند. از آن روز شروع شده. بی‌وقÙÙ‡ هم کار کردند. Ùقط هم در داخل کار نکردند؛ هم در داخل کار کردند، هم در خارج کار کردند، هم از عنصر Ùکری استÙاده کردند، هم از عنصر علمی استÙاده کردند، هم از عنصر هنری استÙاده کردند، هم از عنصر سیاسی استÙاده کردند، برای اینکه آرمانها را در کشور از بین ببرند، یعنی نسل جدید آرمانها را بکلّ Ùراموش کند. Øالا شما نگاه کنید، ببینید Ú©Ù‡ نشاط Ùˆ Øیات آرمانها در کشور علی‌رغم آنها در Ú†Ù‡ Øد است. قبل از غروب Ú¯Ùتم، بیشتر پیشرÙتهای علمی برجسته‌ی ما به‌وسیله‌ی جوانان ارزشی به وجود آمده؛ بیشترین جلسات مذهبی Ùˆ معنوی Ùˆ دینی از جوانها تشکیل میشود؛ بیشترین عناصر شرکت‌کننده‌ی در مظاهر مربوط به جمهوری اسلامی Ùˆ انقلاب، جوانهایند؛ این جوانهایی Ú©Ù‡ نه جنگ را دیدند، نه امام را دیدند، نه انقلاب را دیدند، نه درست برایشان ØªØ´Ø±ÛŒØ Ø´Ø¯Ù‡. به شما عرض بکنم؛ شما عزیزان من -خب بعضی از شما جای Ùرزند من هستید Ùˆ در مرتبه‌ی Ùرزند من، بعضی در مرتبه‌ی نوه‌ی من- شماها از خیلی از Øوادث، خبر هم ندارید، با همه‌ی این ØرÙهایی Ú©Ù‡ Øالا Ú¯Ùته میشود. یعنی مسائل اوّل انقلاب، مسائل انقلاب، جزئیّات انقلاب، جزئیّات دوران دÙاع مقدّس، Øتّی درست ØªØ´Ø±ÛŒØ Ù‡Ù… نشده -البتّه کتاب نوشته میشود؛ [Ù„Ú©Ù†] با تیراژ دو هزار، سه هزار، پنج هزار، ده هزار؛ من میخوانم این کتابهای مربوط به مسائل مربوط به دÙاع مقدّس را؛ Ùرصت میگذارم برای خودم، یک نگاهی میکنم Ùˆ میخوانم- [اینها] خیلی بخش Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ است از واقعیّتها؛ اینها را شما نمیدانید. آن‌وقت جوانی Ú©Ù‡ از این واقعیّات بسیار درخشان Ùˆ جذّاب Ùˆ Ù¾Ùرکشش Ùˆ هیجان‌انگیز اطّلاع درستی هم ندارد، این‌جور گرایش به آرمانها دارد. یعنی علی‌رغم٠و به کوری چشم کسانی Ú©Ù‡ میخواستند آرمانها در کشور نابود بشود Ùˆ از بین برود، آرمانها از بعد از رØلت امام تا امروز اوج گرÙته. این یکی از واقعیّتهای کشور است.
یکی از واقعیّتهای کشور، Øضور Ø´Ú¯Ùت‌آور جمهوری اسلامی در این منطقه است؛ نه Øضور مادّی Ùˆ جسمانی Ùˆ Øضور Ùیزیکی، بلکه Øضور معنوی. یکی از چیزها [این] Ú©Ù‡ آمریکایی‌ها در مذاکراتشان -در مذاکرات پنهانشان، مذاکرات پشت پرده‌شان- در نشست‌هایی Ú©Ù‡ با عناصر٠دولتی‌های این منطقه Ùˆ با بعضی از همین مرتجعین عرب دارند Ú©Ù‡ می‌نشینند Øر٠میزنند، Ú¯Ù¾ میزنند Ùˆ در واقع با هم درددل میکنند،(Û±Û¹) آنها از ایران شکایت میکنند Ùˆ از آمریکا توقّع دارند Ú©Ù‡ اعمال Ùشار کند، او هم میگوید خب Ú†Ù‡ کار کنم، نمیتوانم!(Û²Û°) خلاصه‌ی بگوبشنوشان این است! همه‌ی این گله‌ها Ùˆ ناراØتی‌ها Ùˆ Ø´Ùکوه‌ها از این است Ú©Ù‡ Ù†Ùوذ ایران گسترده شده. الان بیش از صد روز است Ú©Ù‡ سعودی‌ها دارند یمن را بمباران میکنند؛ نه مراکز نظامی یمن را Ú©Ù‡ خیلی دسترسی به آنها ندارند؛ بیمارستان را، مسجد را، خانه را، بازار را، میدان عمومی را، Ùˆ گروه گروه زن Ùˆ مرد Ùˆ Ú©ÙˆÚ†Ú© Ùˆ بزرگ را میکÙشند؛ صد روز؛ صد روز شوخی نیست! جنگ Û³Û³ روزه در لبنان، Û³Û³ روز طول کشید. بلندترین جنگ منطقه در این چند سال Ú©Ù‡ رژیم صهیونیستی راه انداخته، جنگ پارسال با غزّه بود Ú©Ù‡ پنجاه‌وچند روز طول کشید. اینها صد روز است دارند میکوبند.
Øالا اینجا در پرانتز بگویم: غرب لیبرال، یعنی آزادی‌خواه Ùˆ آزادی‌گرا، لب از لب وانکرده! یک قطعنامه سازمان ملل، شورای امنیّت منتشر کرد Ú©Ù‡ جزو ننگ‌آمیزترین قطعنامه‌های سازمان ملل است Ú©Ù‡ Ùراموش نمیشود. به‌جای اینکه بمباران‌کننده را Ù…Øکوم کند، بمباران‌شونده را Ù…Øکوم کرد! اینها لیبرال‌اند؛ لیبرالیسم یعنی این! Øالا یک عدّه‌ای آدمهای Ø³Ø§Ø¯Ù‡â€ŒÙ„ÙˆØ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÛŒ خودمان، سینه چاک میکنند Ùˆ مقاله مینویسند Ùˆ عکس‌هایشان را چاپ میکنند در Øمایت از این شیوه‌ی Øکومتی Ùˆ شیوه‌ی زمامداری Ùˆ جامعه‌داری Ùˆ مانند اینها، مبنی٠بر دروغ Ùˆ Ùریب Ùˆ خیانت Ùˆ بی‌تÙاوتی در مقابل ظلم Ùˆ بلکه شرکت در ظلم.
خب، این یک واقعیّتی است؛ یکی از واقعیّتها این است: Ù†Ùوذ گسترده‌ی جمهوری اسلامی. من به این رؤسای جمهور Ù…Øترممان، هم به رئیس جمهور Ù…Øترم Ùعلی، هم به قبلی‌ها -Ú©Ù‡ به همه‌ی آنها هم اØترام میگذارم، به همه‌ی آنها هم Ú©Ù…Ú© میکنم، Ùˆ از همه‌ی آنها Ùˆ از هر رئیس جمهوری Ú©Ù‡ مردم انتخاب کنند Ùˆ بیاید سر کار، پشتیبانی میکنم- همیشه Ú¯Ùته‌ام؛ Ú¯Ùته‌ام: شما امروز به هر کشور اسلامی بروید، مردم آن منطقه اگر آزاد باشند Ùˆ اجازه داده بشود Ùˆ شماها بخواهید بروید بینشان، از شما استقبالی خواهند کرد Ú©Ù‡ از سران کشور خودشان چنین استقبالی نمیکنند. Ù†Ùوذ یعنی این دیگر؛ Ù†Ùوذ یعنی این.
از لج٠این Ù†Ùوذ، صد روز است دارند یمن را میکوبند؛ چون میگویند شما در یمن Ù†Ùوذ دارید. خب ما در یمن Ú†Ù‡ کار کردیم؟ اسلØÙ‡ بردیم یمن؟ لشکرکشی کردیم به یمن؟ آنها از کشورهای دیگر مزدور انتخاب میکنند، دلار Ù†Ùتی بهشان میدهند، لباس ارتشی٠سعودی را بهشان میپوشانند، می‌آورند میدهند دم٠چَک٠انصارالله!(Û²Û±) آنها دارند دخالت میکنند، ما Ú†Ù‡ دخالتی در [یمن داریم].
خب، Ù†Ùوذ، Ù†Ùوذ خدادادی است. مگر میشود [این را کاری کرد]ØŸ Ùرض کنید امام بزرگوار ما اینجا می‌نشست Øر٠میزد، ØرÙØ´ را همین‌طور دهن‌به‌دهن میبردند مثلاً در اقصای Ø¢Ùریقا یا در اقصای آسیا؛ آنچنان Ù†Ùوذ میکرد Ú©Ù‡ آدم٠ساکن٠Ùلان کشور دوردست Ø¢Ùریقایی یا آسیایی، اسم بچّه‌اش را میگذاشت روØ‌الله. Ù†Ùوذ یعنی این؛ بدون اینکه یک صÙØÙ‡ کاغذ برای این معنا مایه گذاشته شده باشد. خب، وقتی Øر٠نÙوذ پیدا کرد، وقتی Øر٠Øر٠درستی بود، از دل برآمد بر دلها نشست، خب با آن کاری نمیشود کرد؛ Ù‚ÙÙ„ موتوا بÙغَیظÙÚ©ÙÙ…Ø›(Û²Û²) خب، تو نمیتوانی، به قول مرØوم شهید بهشتی -Ú©Ù‡ از قول ایشان نقل کردند Ú©Ù‡ Ú¯Ùت- از عصبانیّت بمیر! خب، Ú†Ù‡ کار کنیم؛ این یکی از واقعیّتها است. این یکی از واقعیّتهای جمهوری اسلامی است؛ اینها را توجّه داشته باشید؛ یعنی همه‌اش با نگاه منÙÛŒ نگاه نکنید.
بله، از ماها انتظار بیشتری هست؛ بنده از خودم Ùˆ از دیگران خیلی انتظارات دارم؛ باید کار بیشتری بکنیم، پیشرÙتهای بیشتری پیدا کنیم، دهه‌ی پیشرÙت Ùˆ عدالت را واقعاً با پیشرÙت Ùˆ عدالت تمام کنیم؛ اینها را بنده قبول دارم، منتها آن بخش دیگر قضیّه، پیشرÙتها Ùˆ موÙّقیّتها Ùˆ واقعیّتها است. خب، با یک چنین واقعیّتهایی، تشکّلهای دانشجویی میتوانند کار کنند. بنشینید روی مسائل بین‌الملل جمهوری اسلامی کار کنید؛ روی قضایای یمن، روی قضایای عراق، روی قضایای سوریه، تØلیل‌های جذّاب، نگاه به آینده. این هم یک مطلب Ú©Ù‡ بالاخره بایستی اگر میخواهید تأثیر Ù…Øیط دانشجویی بر کشور آن‌طور Ú©Ù‡ عرض کردیم باشد، راهش این است: شما روی Ù…Øیط دانشجویی اثر بگذارید، Ù…Øیط دانشجویی هم روی کشور اثر میگذارد.
البتّه خب، تشکّلهایی هم هستند Ú©Ù‡ مثل ظرÙهای یکبار مصرÙØŒ Ùقط برای انتخابات به‌وجود می‌آیند؛ مصرÙØ´ Ùقط انتخابات است. بعضی از تشکّلها این‌جوری هستند؛ تشکّل را درست میکنند، خجالت هم نمیکشند بعضی‌ها،(Û²Û³) میگویند هم Ú©Ù‡ این تشکّل را درست کردیم برای اینکه در انتخابات٠Ùلان‌جا به‌دردمان بخورد. خب بابا! اینکه اهانت به دانشجو است؛ نگاه ابزاری به دانشجو، آن هم دانشجوی نخبه‌ای Ú©Ù‡ Øالا در یک تشکّل بنا است گرد بیاید، این اهانت به او است. مگر انتخابات چقدر قیمت دارد Ú©Ù‡ انسان به‌خاطر آن، دانشجو را تØقیر کند؛ آن هم دانشجوی نخبه را. این تشکّلها را بنده اعتقادی ندارم Ùˆ معتقد نیستم Ú©Ù‡ اینها به Ù†Ùع کشورند یا میتوانند Ù…Ùید باشند برای کشور؛ [تشکیل] آنها را توصیه نمیکنیم، Ù„Ú©Ù† تشکّلهایی Ú©Ù‡ واقعاً اسلامی‌اند، علاقه‌مندند Ùˆ در خدمت انقلاب Ùˆ اسلام Ùˆ آینده‌ی کشورند، میتوانند خیلی Ù…Ùید باشند.
[والسّلام علیکم Ùˆ رØمهالله Ùˆ برکاته]
Û±) قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، نه Ù†Ùر از دانشجویان مطالبی بیان کردند.
Û²) وزیر علوم، تØقیقات Ùˆ Ùنّاوری (دکتر Ù…Øمّد Ùرهادی) Ùˆ وزیر بهداشت، درمان Ùˆ آموزش پزشکی (دکتر سیّدØسن قاضی‌زاده‌هاشمی) در جلسه Øضور داشتند.
Û³) خنده‌ی Øضّار
Û´) سوره‌ی نور، بخشی از آیه‌ی ۳۲؛ «اگر تنگدستند خداوند آنان را از Ùضل خویش بی‌نیاز خواهد کرد…»
Ûµ) سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی Û¶Û´Ø› «مگر آنکه به توÙیق الهی از او اطاعت کنند…»
Û¶) پس از اقامه‌ی نماز جماعت مغرب Ùˆ عشاء Ùˆ صر٠اÙطار، جلسه ادامه یاÙت.
Û·) سوره‌ی سجده، آیه‌ی ۱۸؛ «آیا کسی Ú©Ù‡ مؤمن است، چون کسی است Ú©Ù‡ ناÙرمان است؟ یکسان نیستند.»
۸) دادگری‌
۹) نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۲۷
Û±Û°) سوره‌ی ممتØنه، بخشی از آیه‌ی Û¸
۱۱) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۳
Û±Û²) خنده‌ی Øضّار
Û±Û³) خنده‌ی Øضّار
Û±Û´) خنده‌ی Øضّار
Û±Ûµ) Ùسانه گشت Ùˆ کهن شد Øدیث اسکندر / سخن نو آر Ú©Ù‡ نو را Øلاوتیست دگر  (Ùرخی سیستانی)
Û±Û¶) سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۵۶؛ «در دین هیچ اجباری نیست…»
Û±Û·) Û±Û³Û¹Û´/Û´/Û±Û³
Û±Û¸) خنده‌ی Øضّار
Û±Û¹) خنده‌ی Øضّار
Û²Û°) خنده‌ی Øضّار
Û²Û±) خنده‌ی Øضّار
Û²Û²) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۱۹؛ «بگو به خشم خود بمیرید…»
Û²Û³) خنده‌ی Øضّار