تاریخ : جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ 20 ذو الحجة 1447 Friday, 5 June , 2026
2

آسیب‌شناسی ریشه‌های ضعف مشارکت مردمی

  • کد خبر : 9567
  • 21 مهر 1393 - 19:35
آسیب‌شناسی ریشه‌های ضعف مشارکت مردمی

من می خواهم بگویم آن جوان‌هایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استان‌های مختلف و در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می‌کنند، بااراده خودشان، باانگیزه خودشان، کار را هر چه می‌توانند به‌طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند.

با نام و یاد الهی، طلیعه سخن را مزین می‌کنم به بیانات رهبر معظم انقلاب در اول نوروز سال ۱۳۹۳ که خطاب به جوانهایی که در سراسر کشور فعالیتهای فرهنگی خودجوش را دنبال می‌کنند فرمودند: «من می-خواهم بگویم آن جوان‌هایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استان‌های مختلف و در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می‌کنند، بااراده خودشان، باانگیزه خودشان، کار را هر چه می‌توانند به‌طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند.» در این سخنرانی ایشان این فعالیت‌ها را دارای نقش بسیار زیادی در پیشرفت کشور و ایستادگی در مقابل دشمنان دانستند و علاوه بر آن از مراجع فرهنگی به تعبیر خودشان یعنی علما، اساتید، روشنفکران انقلابی، هنرمندان متعهد خواستند نگاه نقّادانه خودشان را نسبت به اوضاع فرهنگی کشور همچنان داشته باشند و تذکر بدهند.

با این مقدمه ضرورت مشارکت مردمی در برنامه‌های فرهنگی کشور تبیین می‌شود. لکن در این مقوله مختصر برآنیم که علل و ریشه‌های ضعف در این زمینه را بررسی و احصا کنیم.

تداخل وظایف دولت و ملت و غفلت از ظرفیت مردمی در عرصه فرهنگ

پس از انقلاب اسلامی، این تصور برای بسیاری از افراد جامعه به‌وجود آمد که تمام وظایف فرهنگی و دینی بر عهده حکومت اسلامی است و نیازی به ایفای نقش توسط مردم نیست. هر چند با استفاده از رهنمودهای مقام معظم رهبری می‌توان تا حد زیادی جایگاه دولت و مردم و میزان نقش‌آفرینی هر کدام از آنها در عرصه فرهنگ را تعیین کرد؛ اما به دلیل عدم انتقال مناسب دیدگاه و ادبیات ایشان به نخبگان علم و فرهنگ، هنوز گفتمان غالبی حول این دیدگاه به‌وجود نیامده است. یکی از راه‌کارهای رفع این آسیب گفتمان‌سازی به‌منظور تعیین وظایف و نقش دولت و مردم در فرهنگ جامعه و اجماع عملی بر آن است که می‌تواند از طریق انجام پژوهش‌هایی با موضوع تبیین وظایف دولت و مردم در عرصه فرهنگ، برگزاری نشست‌های تحلیلی فرهنگی، اصلاح قوانین برای آموزش کودکان در محیط‌هایی غیر از نظام رسمی آموزش و پرورش و استفاده از فرصت-های دینی و تبلیغی ترویجی مانند منابر و مجالس وعظ انجام گیرد.

گستردگی حیطه دولت

بسیاری از فعالیت‎های دستگاه‌های دولتی، قابل واگذاری به بخش خصوصی و تشکل‌های مردمی است و گاه، پرداختن به آنها مانع از انجام وظایف اصیل و اصلی دولت می‌شود. چه بسا برخورداری از بودجه و امکانات فراوان، زمینه این  مسأله باشد. هرچند ابلاغ سیاست‎های اصل ۴۴ قانون اساسی می‌توانست زمینه‌های مساعدی برای این امر به‌وجود بیاورد، اما به‌دلیل عدم شفافیت قوانین خُرد مربوطه و امکان سوء استفاده‌های وسیع، عملاً اجرای این قانون نه تنها سودی ندارد بلکه آسیب‎زا خواهد بود. اصلاح قوانین مربوط به واگذاری بخش‌های فرهنگی دولت به بخش خصوصی و تشکل‌های مردم‌نهاد و تعریف سازوکارهای مربوط به واگذاری فعالیت‌های فرهنگی دولت به مردم و ایجاد ظرفیت‌های قانونی لازم توسط دولت می‌تواند به عنوان یک راه حل مورد توجه قرار گیرد.

ترس از واگذاری فعالیت‌های فرهنگی دولت به مردم

احتیاط به منظور پرهیز از مراعات نشدن تمام جوانب برنامه‌های فرهنگی، عدم توجه به شعائر اسلامی Ùˆ انقلابی، زیر سؤال رفتن حاکمیت نظام اسلامی، ملاحظات امنیتی ناشی از احتمال حضور افراد ضدانقلاب Ùˆ عوامل مرتبط با بیگانگان، امکان بروز خطاهای جبران‌ناپذیر در اجرای برنامه‌های فرهنگی Ùˆ… عواملی است Ú©Ù‡ منجر به ضعف اعتماد مسئولین به مردم می‌شود. در حالی Ú©Ù‡ نه تنها این احتمالات در هیچ‌یک از برنامه‌های فرهنگی Ú©Ù‡ توسط دستگاه‌های دولتی اجرا می‌شود منتفی نیست، بلکه نمونه‌های فراوانی از بروز خطاهای غیر قابل چشم‌پوشی در آنها ملاحظه می‌شود. ضمن آنکه در برنامه‌هایی Ú©Ù‡ توسط مردم اجرا شده، نمونه‌های کاملاً موفق به‌وفور دیده می‌شود. لذا اولین سیاست ما می‌تواند اعتماد به مردم Ùˆ اعتقاد به نصرت الهی در صورت حضور مردم باشد. تمهید قوانین پیش‌گیرانه Ùˆ پی‌گیرانه برای رفع نگرانی‌ها Ùˆ وضع قوانین تشویقی Ùˆ تنبیهی متناسب با برنامه‌ها همراه با کنترل برنامه‌های فرهنگی Ùˆ تهیه گزارش‌های کامل از برنامه‌های فرهنگی اجرا شده توسط نمونه‌ای از اقدامات پیشنهادی در این زمینه می‌باشد.

عدم معرفی شاخص‌های فرهنگ مطلوب، برنامه مطلوب فرهنگی و شاخص‌های ارزیابی فعالیت‌ مردمی

چنانچه مردم وظیفه دارند در عرصه فرهنگ وارد شوند و دولت قصد دارد به‌شکلی عادلانه از سیاست‌های تشویقی و تنبیهی استفاده کند، باید ضمن تعریف دقیق و اطلاع‌رسانی مناسب (و در صورت نیاز آموزش) درباره شاخص‌ها و استانداردهای فرهنگ و برنامه فرهنگی در عرصه‌های مختلف فرهنگی، مردم را در جریان جزئیات ارزیابی برنامه‌های فرهنگی قرار دهد.

تمرکز در سیاست‌گذاری فرهنگی و ضعف در جلب مشارکت مردم در تصمیم‎گیری‌ها

یکی از عوامل عدم حضور مردم در اجرای برنامه‎های خودجوش فرهنگی، احساس «زینت المجالس بودن» در مردم می‌باشد که این امر بر اثر عدم تعریف نقش و جایگاه مناسب برای آنها در تصمیم‌گیری‌ها (اعم از تصمیمات کلان و خرد)، عدم توجه به دیدگاه‌های آنها و واگذاری امور صرفاً اجرایی به آنهاست. در حالی که مردم در بسیاری از امور، مانند شناخت مشکل، یافتن و ارزیابی راه حل‌های مختلف و انتخاب راهکارهای مناسب (در امور کلان و خرد) می‌توانند مشاوران امین و قابل اعتمادی باشند و حضور آنها ضامن اجرای سیاستگذاری‌ها و تصمیمات اجرایی است.استفاده از ظرفیت فناوری‌های مجازی در دریافت نظرات مردم، استقرار سامانه‌های افکارسنجی نخبگان علمی و فرهنگی برای تصمیمات کلان فرهنگی و استفاده از صاحب-نظران مردمی در مراجع تصمیم‌گیری کشور برخی از اقدامات پیشنهادی در این بخش است.

اولویت دادن به صنایع فرهنگی در سیاست‌ها و عملکرد فرهنگی دولت و فرعیت بخشیدن به تربیت و تأمین نیروی انسانی کارآمد

یکی از دغدغه‌های فرهنگی دستگاه‌های دولتی به‌منظور ارائه گزارش کار قابل مشاهده حسی (به‌جای گزارش کیفی)، تولید و توزیع کالاها و محصولات فرهنگی در جامعه و غفلت از تربیت نیروی انسانی فعال فرهنگی با رویکرد ارزشی است. بسیاری از جوانان و افراد علاقه‌مند به فعالیت فرهنگی دینی در سطح کشور وجود دارند که از نرخ دانش مطلوب در زمینه فعالیت فرهنگی و توانایی مطلوب برای برنامه‌ریزی و اجرای مناسب آن‌گونه فعالیت‌ها برخوردار نیستند. اما هم‌اکنون رویکرد اصلی دولت در زمینه فرهنگ، بهره‌برداری از کالاهای فرهنگی است که توسط فعالان فرهنگی تولید می‌شود، نه تربیت نیروی انسانی دارای توانمندی‌های فعالیت فرهنگی. این رویکرد موجب خواهد شد استعدادهای مطلوب که توانایی خلاقیت در زمینه‌های مختلف فعالیت‌های فرهنگی را دارند، شکوفا نشود و در بلندمدت، کشور در این زمینه‌ها دچار مشکلات اساسی شود. نیز، هستند بسیاری از فعالان فرهنگی که علی‌رغم علاقه و انگیزه به فعالیت در زمینه‌های اسلامی، آشنایی مناسبی با آموزه‌های قرآن و عترت ندارند و نمی‌توانند از توانایی‌های خود در این اموراستفاده نمایند.

عدم الگوسازی مناسب (اعمّ از برنامه الگو و الگوی مردمی فعال فرهنگی)

از مهم‌ترین نقاط ضعف سیستم فرهنگی کشور، عدم معرفی الگوهای مناسب از نظر «شخصیت» Ùˆ «برنامه» است. «شخصیت الگو» باید برای عموم مردم قابل «الگوبرداری» (همزادپنداری) باشد، نه صرفاً بر اساس آرمان‌ها Ùˆ بدون توجه به واقعیت‌های موجود. بلندپروازی‌های نسنجیده در معرفی الگوهای منجر به دور شدن از الگو می‌شود. از مهمترین نقاط قوّت سیستم فرهنگی غرب، معرفی الگوهای متناسب با مبانی منحطّ غربی است. متأسفانه صداوسیما آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته، از طرق مختلف (فیلم، برنامه‌های ورزشی، مستندها، برنامه‌های گفتگو محور Ùˆ …) در توجه مردم به الگوهای نامناسب (مانند برخی از بازیگران ضدّ ارزشی، فوتبالیست‌ها، Ùˆ…) نقش ایفا می‌کند.

ضعف ارتباطات میان فعالان فرهنگی

ارتباط هدفمند فعالان فرهنگی کشور با یکدیگر در زمینه‌های مختلف، می‌تواند علاوه بر آنکه به تبادل تجربه‌ها Ùˆ دیدگاه‌های افراد Ùˆ افزایش یادگیری بینجامد، اولاً زمینه‌ساز شکوفایی ظرفیت‌های پیدا Ùˆ پنهان در عرصه‌های فرهنگی باشد Ùˆ ثانیاً با گسترش کارهای میان‌رشته‌ای (یا میان‌حرفه‌ای) Ùˆ تلفیقی، منجر به بهبود کیفی Ùˆ افزایش مخاطبان تولیدات فرهنگی شود. متأسفانه به‌دلایل مختلف، هم‌اکنون میان فعالان عرصه‌های مختلف فرهنگی، ارتباطات مناسب Ùˆ هدفمندی وجود ندارد Ùˆ با تأسف بیشتر، برخی از سوء تفاهم‌ها، اختلاف سلایق Ùˆ دیدگاه‌ها، بدبینی‌ها، رفتارهای نسنجیده برخی از فعالان Ùˆ مسئولین فرهنگی، کینه‌ها Ùˆ… موجب چندپارگی Ùˆ افتراق بیشتر میان فعالان فرهنگی شده است.

ضعف در بهره‌برداری از ظرفیت رصدی مردم به‌ویژه جوانان مؤمن انقلابی

یکی از عوارض گستردگی دستگاه‌های فرهنگی در کشور، شانه خالی کردن از وظایف اسلامی (و حتی انسانی) با استناد به وظایف دولت است؛ در حالی که بر اساس قرآن و حدیث، مسلمانان در هیچ شرایطی نباید خطر شیاطین و دشمنان درونی و بیرونی را نادیده بگیرند و باید در برابر همه مسائل احساس وظیفه داشته باشند. مردم می‌توانند بهترین بازوهای حکومت اسلامی در پایش، رصد و نظارت مسائل مختلف باشند؛ زیرا هم می‌توانند در مقام چشم بینای رهبر جامعه عمل کنند و هم دست توانای او برای اجرای مطالبات قرآن و عترت در عرصه فرهنگ باشند. نیز، امر به معروف و نهی از منکر، به‌عنوان وظیفه همگانی، ساز و کار اسلام برای کنترل مؤلفه‌های فرهنگی در جامعه است و متأسفانه از این ظرفیت عظیم به‌نحو شایسته‌ای استفاده نشده است. چه‌بسا تهدیدات، احساس ناامنی و ترس از عوارض ناشی از اجرای این فریضه نیز در تشدید این وضعیت نقش مهمی داشته باشد.

ضعف در ایجاد احساس نظارت در مردم نسبت به مسائل فرهنگی

پیامبر(ص) مى‌فرمایند: «کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیّته» همه شما سرپرست [جامعه] و همه شما مسئول شهروندان هستید. این حدیث شریف یعنی تمام افراد جامعه نسبت به افراد دیگر مسئولیت دارند و این مسئولیت همه حیطه‌ها خصوصاً مقوله فرهنگ را در بر می‌گیرد. متأسفانه نظام فرهنگی کشور نتوانسته این احساس مسئولیت را در بین مردم تقویت کند.

لینک کوتاه : https://gonabadtimes.net/?p=9567

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • برچسب‌ها
    1392 آمریکا انتخابات امام جمعه امام جمعه گناباد امام خامنه ای ایران بجستان برجام برگزیده ها بیدخت جشنواره عمار حسن روحانی خامنه ای خراسان رضوی داعش دانشگاه آزاد دکتر حسن روحانی دکتر رجائی دکتر رجایی دکتر محمد رجائی دکتر محمد رجایی رجائی روحانی سعید جلیلی سومین کنفرانس مددکاری اجتماعی ایران شورای شهر شهردار گناباد علیرضا جاویدعربشاهی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی فرودگاه گناباد فرماندار فرماندار گناباد پرسپولیس قنات قصبه نماینده گناباد و بجستان هاشمی رفسنجانی مجلس مجلس شورای اسلامی محرم محمد رجائی محمد صفایی کاخک گناباد گنابادتایمز