به گزارش گناباد تایمز Ùˆ به نقل از خبرنگار ایثار Ùˆ شهادت خبرگزاری ÙØ§Ø±Ø³ØŒ Ù…ØÙ…د صادق Ùهیمی قوچانی برادر کوچکتر طلبه شهید Ùˆ جاوید الاثر Ù…ØÙ…د جواد Ù…ØÙ…د ØØ³Ù† زاده Ùهیمی است Ú©Ù‡ خاطرات خود از برادر شهیدش به همراه خاطرات از همرزمی با طلبه شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی Ùˆ سردار شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ را Ú©Ù‡ همگی از شهرستان قوچان برای Ø¯ÙØ§Ø¹ از اسلام اعزام جبهه‌های ØÙ‚ علیه باطل شدند، را برای زنده Ù†Ú¯Ù‡ داشتن نام Ùˆ راه شهدا به رشته ØªØØ±ÛŒØ± درآورده است.
به عقیده ÙˆÛŒ در این زمان Ú©Ù‡ جوانان از همه سو در هجوم امواج تخریب کننده ضد دینی قرار دارند، ذکر نام Ùˆ یاد شهیدان به عنوان الگوهای ملموس Ú©Ù‡ در همین جامعه زندگی کردند Ùˆ خالصانه جان خود را در Ø¯ÙØ§Ø¹ از اسلام Ùˆ ایران اسلامی تقدیم کردند، جامعه Ùˆ جوانان را بیمه کرده Ùˆ راه Ùˆ سبک زندگی اسلامی را به تصویر می‌کشد.
شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی Ùˆ شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ مانند دو عاشق همیشه با هم بودند، اولی طلبه غواص Ùˆ تخریب Ú†ÛŒ میدان مین Ùˆ عار٠بالله Ùˆ دومی رزمنده ÙØ±Ù…انده Ùˆ غواص Ùˆ تخریب Ú†ÛŒ بودند. این دو دوره زیارت آل یاسین را در قوچان راه‌اندازی کردند Ùˆ هنوز آن دوره بر قرار است Ú©Ù‡ شبهای جمعه در خانه Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ برگزار می‌شود Ùˆ ØØ§ØµÙ„ آن تقدیم دو شهید یاد شده Ùˆ اکنون دهها Ù†ÙØ± Ú©Ù‡ در آن دوره تربیت شدند Ùˆ درس خواندند Ùˆ دکتر ومهندس Ùˆ ØªØØµÛŒÙ„ کرده شدند Ùˆ به کشور اسلامی خدمت می‌کنند.
شهید طلبه Ùˆ پزشک یار Ùˆ امدادگر جبهه‌های ØÙ‚ Ù…ØÙ…د جواد Ù…ØÙ…د ØØ³Ù† زاده Ùهیمی (ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ مرØÙˆÙ… ØØ§Ø¬ شیخ شکرالله Ú©Ù‡ در ÙØ±Ø§Ù‚ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ شهیدش در روز شهادت ØØ¶Ø±Øª زهرا Ùˆ در مراسم پیاده روی عزاداری به لقاء الله پیوست) چنان Ø´ÛŒÙØªÙ‡ خدا بود Ú©Ù‡ هنوز بعد از Û³Û² سال ØØªÛŒ جنازه‌اش از جبهه بر نگشته است Ùˆ پد رو مادرش هم بعد از عمری چشم به راهی به دیدار ØÙ‚ Ø´ØªØ§ÙØªÙ†Ø¯.
Ù…ØÙ…د صادق Ùهیمی در مقدمه این یادداشت نوشت: ایثارگری Ùˆ شهادت طلبی جایگاه رÙیعی است Ú©Ù‡ هر کس را توان راهیابی به آن نیست. ØÚ©Ø§ÛŒØª ایثارگری Ùˆ شهادت طلبی ØÚ©Ø§ÛŒØª سیر Ùˆ سلوک عاشقانه Ùˆ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù†Ù‡ است Ùˆ منزل به منزل Ù…ÛŒ رود تا به مقصد نهایی، یعنی وصال ØØ¶Ø±Øª دوست برسد.
البته آن کس Ú©Ù‡ طعم شیرین ایمان Ùˆ عمل ØµØ§Ù„Ø Ø±Ø§ نچشیده باشد، به مقام ایثار ØÙ‚یقی Ùˆ شهادت در راه خدا نمی رسد. با این وجود، ØØ±Ú©Øª در این میدان، با سرعت Ùوق العاده ای در به ثمر رسیدن میوه آن، یعنی وصال ØØ¶Ø±Øª دوست Ùˆ تنعم نزد او همراه است، به عبارتی شهادت در راه خدا از نوع Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ùˆ وصال زود بازده است، Ø¹Ø§Ø±ÙØŒ برای وصال ØØ¶Ø±Øª دوست سالها باید به سیر Ùˆ سلوک، اعتکا٠و چله نشینی Ùˆ ذکر Ùˆ توسل Ùˆ توجه مدام مشغول باشد، اما ایثارگر جان، Ùˆ شهید راه خدا، با ØÙ…اسه عاشقانه Ùˆ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù†Ù‡ اش، راه صد ساله را یک شبه Ù…ÛŒ پیماید.
با خویش Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ… یا آدمی خود باید کاری کند تا ماندگار شود Ùˆ یا برای آنهایی کار کند Ú©Ù‡ ماندگار شدند. به قول معرو٠«آنها Ú©Ù‡ Ø±ÙØªÙ†Ø¯ کاری ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ کردند Ùˆ ما Ú©Ù‡ مانده ایم باید کاری سجادی Ùˆ زینبی کنیم.» Ùˆ اکنون میدانی دیگر به پهنای تاریخ، در پیش روی ماست.
زمانی Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: “هر Ú©Ù‡ دارد هوس کرببلا بسم الله/ هر Ú©Ù‡ دارد به سرش عشق Ùˆ ØµÙØ§ بسم الله” Ùˆ شهدا با این زمزمه Ø±ÙØªÙ†Ø¯ تا بیکرانها، کبوترانی Ú©Ù‡ عقاب وار پریدند Ùˆ عاشقانه به دوست لبیک Ú¯ÙØªÙ†Ø¯.
Ùˆ امروز، رهروان، را Ù…Ùیدانی دیگر پیش رو Ùˆ ندایی دیگر در گوش است؛ میدان ØÙظ ارزشها Ùˆ پاسخگویی به ندای “هل من ناصرٔ شهدا. Ú©Ù‡ مدام از ما Ù…ÛŒ پرسند: بعد از ما Ú†Ù‡ کردید؟”
Ùˆ Ú†Ù‡ زیبا ÙØ±Ù…ود رهبر ÙØ±Ø²Ø§Ù†Ù‡ ما Ú©Ù‡: “زنده Ù†Ú¯Ù‡ داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست“!
بی Ø´Ú©ØŒ این رسالت بعد شهدا بر دوش تک تک ماست! نکند در قبال این رسالت عظیم Ùˆ پاسداشت یاد Ùˆ خاطره شهدا Ú©Ù‡ همچون ستارگانی در آسمان Ùˆ چشمه هایی نورانی در زمین Ù…ÛŒ درخشند بی ØªÙØ§ÙˆØª باشیم.
Ùˆ روزی چشم بگشاییم Ú©Ù‡ در برابر این سؤال شهدا (بعد از ما Ú†Ù‡ کردید؟) نه پاسخی داشته باشیم Ùˆ نه ÙØ±ØµØªÛŒ برای جبران.
 خاطراتی از شهدای قوچان
Û±Ù« طلبه Ùˆ پزشک یار شهید Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی (تولد Û±Û³Û´Û¶ قوچان – شهادت ۱۳۶۲عملیات خیبر)

طلبه شهید Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی

مرØÙˆÙ… شیخ شکرالله Ùهیمی پدر شهید Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی Ú©Ù‡ روز شهادت ØØ¶Ø±Øª زهرا(س)
دعوت ØÙ‚ را لبیک Ú¯ÙØª
عاشق شهادت
Û±Û¶ بهار بیشتر از عمرش نمی گذشت Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت بر او آشکار Ùˆ قلبش نورانی شد، آری او عاشق امام خمینی Ùˆ Ø´ÛŒÙØªÙ‡ راه الهیش شده بود Ùˆ زندگی بی ولایت را ØÛŒØ§Øª جاهلی Ù…ÛŒ دانست.
به ÙØ±Ù…ان امام Ùˆ به عشق قبله دلها، به زØÙ…ت بسیار Ùˆ با Ø³ÙØ§Ø±Ø´ این Ùˆ آن، اسمش را برای آموزش نظامی Ù…ÛŒ نویسد، در پادگان آموزشی، بدلیل کوتاهی قد، ÙˆÛŒ را از ص٠بیرون Ù…ÛŒ کشند.
همچون ابر بهاری می‌گرید، گویی عشقش را از او Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند، Ùکر کنم شدیدترین گریه عمرش را آنجا Ù…ÛŒ کند؛ Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÛŒ پاک Ùˆ مملو از عشق، با هیچ چیز آرام نمی گیرد.
اما عشق به وصال ØØ¶Ø±Øª دوست، Ùکرش را زنده Ùˆ پویا کرده بود، در اولین اعزام، در پوتین هایش شن ریزه Ù…ÛŒ ریزد Ùˆ با این زیرکی خود را به کاروانیان عشق Ùˆ عاشقی Ù…ÛŒ رساند.
آری او تنها به رضای معشوقش Ù…ÛŒ اندیشید Ùˆ به هد٠مقدسی Ú©Ù‡ داشت. او کسی نبود مگر، طلبه بسیجی Ùˆ پاسدار پزشکیار شهید Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی…
از ایثار تا شهادت
طلبه Ùˆ پزشکیار شهید Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی [Û±] در عملیات خیبر مسئولیت یک گروه از پزشکیاران را بر عهده داشت، در Ø¨ØØ¨ÙˆØÙ‡ ÙØ´Ø§Ø± دشمن Ùˆ بالا Ø±ÙØªÙ† میزان ØªÙ„ÙØ§ØªØŒ Ú©Ù‡ همه بدنبال پناهگاهی Ù…ÛŒ گشتند، اما این شهید همچنان به درمان Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØ§Ù† Ùˆ هماهنگی برای اعزام آنها به پشت خط ادامه Ù…ÛŒ دهد Ùˆ در پاسخ به همرزمش Ú©Ù‡ وضعیت خطرناک را گوشزد Ù…ÛŒ کند، Ù…ÛŒ گوید: مگر نگاه های مظلومانه Ùˆ ملتمسانه Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØ§Ù† را نمی بینی؟ ما برای Ú†Ù‡ کاری به اینجا آمده ایم؟ او در آن موقعیت پر خطر، جان خود را در راه انجام وظیÙÙ‡ رسیدگی به Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØ§Ù† به مخاطره Ù…ÛŒ اندازد Ùˆ به Ú©Ù…Ú© چند Ù†ÙØ± از همرزمانش تعداد زیادی از Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØ§Ù† را از طرق مختل٠به عقب منتقل Ù…ÛŒ کند اما در ØØ§Ù„ رسیدگی به وضعیت یک Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØŒ ناگهان مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ به درجه رÙیع شهادت نائل Ù…ÛŒ آید.
طبق نقل همرزمش با یکدیگر عهد بسته بودند در صورت مجروØÛŒØª یا شهادت، هرکدام دیگری را به پشت جبهه منتقل کنند.
ÙˆÛŒ Ù…ÛŒ گوید پس از شهادت Ù…ØÙ…د جواد Ùهیمی، طبق تعهد، او را به دوش Ú¯Ø±ÙØªÙ… تا به عقب منتقل کنم، اما ÙØ±Ù…انده Ú©Ù‡ شاهد شهادت او بود به من دستور داد Ú©Ù‡ در صورت تمایل، مجروØÛŒ را به دوش بگیرم Ùˆ من ØØ³Ø¨ الامر ÙØ±Ù…انده چنین کردم. گویا Ø±ÙˆØ Ø´Ù‡ÛŒØ¯ نیز راضی نبود با وجود این همه Ù…Ø¬Ø±ÙˆØØŒ صØÙ†Ù‡ رزم را ترک گوید Ùˆ Ø±ÙˆØØ´ نیز جلوه ای دیگر از ایثار را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯.
عروج جسمانی
یکبار Ú©Ù‡ به جبهه ها Ø±ÙØªØŒ تازه Ùهمید زندگی توأم با ولایت Ùˆ ØÛŒØ§Øª همراه اطاعت یعنی چه؟… خدا نکند آدم مزه عشق Ùˆ عاشقی را بچشد…
علیرغم وابستگی شدید به کانون گرم خانواده، خصوصاً به Ù…ØØ¨Øª پدر Ùˆ مادر، اما Ø±ÙˆØØ´ از همه چیز جدا Ùˆ آدم دیگری شده بود. هیچ علقه Ùˆ وابستگی Ùˆ هیچ Ù…ØØ¨Øª Ùˆ گرمایی، یارای نگهداشتن او در پشت جبهه را نداشت…
آری در قلبش، عشق به خدا، عشق به شهادت Ùˆ عشق به لقاءالله موج Ù…ÛŒ زد، هر بارکه به جبهه ها Ù…ÛŒ Ø±ÙØª ریشه های این شجرۀ طیبه یعنی عشق آسمانی Ù…ØÚ©Ù… Ùˆ استوارتر، Ùˆ از تعلق Ùˆ وابستگی به عشقهای زمینی رهاتر Ù…ÛŒ شد.
پایبند درس Ùˆ مدرسه Ùˆ مسجد Ùˆ استاد نشد، آن قدر بر این Ø±ÙØªÙ† Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ کرد تا اینکه اجر سعی Ùˆ تلاش Ùˆ صبر Ùˆ پایمردیش را در عملیات خیبر از ØØ¶Ø±Øª دوست ستاند.
او را در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ با خون گلویش غسل Ù…ÛŒ کرد به دیدار معبود Ùˆ معشوقش بردند. آنقدر عشق به Ø±ÙØªÙ† داشت، Ú©Ù‡ جز خبری از او نیامد، گوئی با پیکرش به دیدار Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ عروج کرده است.[Û²]
Û²Ù« سردار شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ (متولد Û±Û³Û´Û² قوچان- شهادت دی ماه Û±Û³Û¶Ûµ شلمچه)
بی ادعا و خالص

تشییع جنازه شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ دیماه Û±Û³Û¶Ûµ قوچان Ùˆ خاکسپاری در باغ بهشت قوچان
از ابتدای جنگ از ÙØ¹Ø§Ù„ان اطلاعات Ùˆ عملیات تیپ۲۱ امام رضا(ع) بود. همیشه قبل از عملیات ها با دعوت به جبهه Ù…ÛŒ Ø±ÙØª.

Ù†ÙØ± سوم ایستاده از Ú†Ù¾ شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ در جمع رزمندگان قوچان
تازه کتاب های سال آخر دبیرستان را Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بود Ùˆ تصمیم جدی داشت Ú©Ù‡ دیپلم بگیرد، اما مگر دل عاشق، یکجا آرام Ùˆ قرار Ù…ÛŒ گیرد، با زمزمه اعزام بزرگ سپاه Ù…ØÙ…د، دلش هوایی Ù…ÛŒ شود، به یکباره تصمیم Ù…ÛŒ گیرد این بار Ù…ØªÙØ§ÙˆØª باشد ساده Ùˆ بی تکلم

پیکر پاک شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ در لباس غواصی
به طور غیر منتظره و بدون اطلاع، درس و مدرسه را رها می کند و این بار به صورت یک بسیجی عادی و معمولی به جبهه اعزام می شود.
تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بود ناشناس Ùˆ غریب در یک گردان، دور از نام Ùˆ نشان خدمت کند، Ù…ÛŒ خواست از این طریق هم اقبالش را Ø§Ù…ØªØØ§Ù† کند.
قدیمی های لشکر متوجه ØØ¶ÙˆØ±Ø´ در جبهه Ù…ÛŒ شوند Ùˆ به سراغش Ù…ÛŒ آیند Ùˆ پیشنهاد ÙØ±Ù…اندهی در یکی از بخش های اطلاعات عملیات لشکر.Û²Û±Ù« امام رضا(ع) را به او Ù…ÛŒ دهند، اما نمی پذیرد.
با اصرار زیاد به او Ù…ÛŒ قبولانند Ú©Ù‡ ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ÙØ±Ù…انده گروهانی در یک گردان عملیاتی Ùˆ ویژه باشد، باز هم ناچاراً Ùˆ از سر ØªÚ©Ù„ÛŒÙØŒ Ù…ÛŒ پذیرد، اما مثل یک بسیجی ساده Ùˆ بی ریا Ùˆ بی هیچ ادعا، دوشادوش بچه ها شجاعانه جنگید، Ùˆ در Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡ Û²Û³ دی ماه Û±Û³Û¶Ûµ در عملیات کربلای Ûµ مزد اخلاص Ùˆ مجاهدتش را Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ به Ùیض شهادت نائل آمد…[Û³]
سنگ صبور و گره گشای همرزمان
قرارگاه امام رضا(ع) و گردان ویژه رعد، جمعی لشگر ۲۱ امام رضا(ع)، گردانی که انسانهایی آرام اما شجاع، لرزه بر اندام یزیدیان زمان انداخته بودند.
همه گردان یکطر٠و شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ با آن Ø±ÙˆØ Ø¢Ø³Ù…Ø§Ù†ÛŒ Ùˆ تواضع مثال زدنی اش ÛŒÚ©Ø·Ø±ÙØŒ با اخلاق Ùˆ معنویت خاصش همه را جذب خود کرده بود.
هرکس مشکلی داشت به او مراجعه Ù…ÛŒ کرد Ùˆ Ø³ÙØ±Ù‡ دلش را برای شهید باز Ù…ÛŒ کرد. سنگ صبور بچه های جنگ بود.
ØµØ¨Ø Ø¹Ù…Ù„ÛŒØ§Øª زیر آتش سنگین دشمن Ú©Ù‡ هیچ کس جرأت بیرون آمدن از سنگر را نداشت ØŒ تا شنید یکی از سنگرها مورد اصابت گلوله ØªÙˆÙ¾Â Ù‚Ø±Ø§Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ بچه ها به Ú©Ù…Ú© نیاز دارند، به تنهایی از سنگر بیرون Ù…ÛŒ آید Ùˆ بعد از Ú©Ù…Ú© به بچه ها هنگام برگشت مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ به درجه رÙیع شهادت Ù…ÛŒ رسد.[Û´]
اوج اخلاص و گمنامی
شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ خوش سابقه ترین بسیجی قوچان، با سابقه زیاد جبهه، هرگاه از او Ù…ÛŒ خواستیم خاطره ای برایمان تعری٠کند، Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª چیزی برای Ú¯ÙØªÙ† ندارد، همه Ù…ÛŒ دانستند Ú©Ù‡ Ø±ÙˆØ Ø§Ø®Ù„Ø§ØµØŒ مانع او Ù…ÛŒ شود، Ù…ÛŒ ترسید Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± عجب Ùˆ خودستایی شود.
ØØªÛŒ این خاطره را هم از خودش نشنیدیم، یکی از نزدیک ترین دوستانش تعری٠می کرد؛ به همراه یک گروه شناسایی برای بررسی منطقه عملیاتی مورد نظر Ù…ÛŒ روند. پس از دو روز شناسایی دقیق منطقه، در راه برگشت به کمین عراقی ها برخورد Ù…ÛŒ کنند، لاجرم طبق برنامه بدون درگیری در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ عراقی ها در تعقیب آنها بودند، به طر٠مØÙˆØ± Ùˆ خاکریز خودی ها ØØ±Ú©Øª Ù…ÛŒ کنند.
در یک تعقیب Ùˆ گریز طولانی به میدان مین Ù…ÛŒ رسند، اما ÙØ±ØµØª پیدا کردن معبر میدان مین را نداشتند، هر Ù„ØØ¸Ù‡ عراقی ها نزدیک تر Ù…ÛŒ شدند Ùˆ خطر آنها را بیشتر تهدید Ù…ÛŒ کرد. ناگهان Ùکری الهی به ذهن شهید خطور Ù…ÛŒ کند Ùˆ به توصیه او همه به سجده Ù…ÛŒ Ø§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ از خدا استمداد Ù…ÛŒ طلبند…
پس از سجده، با اشاره شهید، همه با هم، به وسط میدان مین Ù…ÛŒ زنند Ùˆ به لط٠و عنایت خاص الهی از میدان به سلامت عبور Ù…ÛŒ کنند. عراقی ها به تصور اینکه میدان پاکسازی شده، به تعقیب ادامه Ù…ÛŒ دهند. با ورود عراقی ها، مین ها یکی یکی Ù…Ù†ÙØ¬Ø± Ù…ÛŒ شوند Ùˆ عراقی ها کشته Ùˆ به زمین Ù…ÛŒ Ø§ÙØªÙ†Ø¯. گروه شناسایی متØÛŒØ±Ø§Ù†Ù‡ به صØÙ†Ù‡ می‌نگرند Ùˆ سجده شکر به جای Ù…ÛŒ آورند…[Ûµ]
۳٫ طلبه شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی (متولد Û±Û³Û´Û¶ قوچان – شهادت دیماه Û±Û³Û¶Ûµ شلمچه نیم ساعت قبل از شهادت Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ)

طلبه غواص Ùˆ تخریب Ú†ÛŒ شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی
شهدا ØØ±Ù نمی زنند اهل عملند
طلبه ای عار٠مسلک Ùˆ زاهد منش Ú©Ù‡ ØªØØµÛŒÙ„ علم Ùˆ عمل بطور توأمان دغدغه او بود.

پیکر مطهر شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی در عکس شیخ رجب Ú¯ÙˆÚ© ساز سبزی ÙØ±ÙˆØ´ÛŒ Ú©Ù‡ شهیدان قوچان را تجهیز می‌کرد دیده می‌شود
هر بار Ú©Ù‡ به جبهه می Ø±ÙØª عشق به شهادت در جان Ùˆ دلش اوج Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª. در آخرین اعزام به Ø³ÙØ§Ø±Ø´ پدر (مرØÙˆÙ… ØØ¬Øª الاسلام شیخ علی اکبر ØµØ§ØØ¨ الزمانی استاد ØÙˆØ²Ù‡ قوچان Ùˆ کاتب قرآن Ùˆ شاعر اهل بیت) Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ گوید: Û´Ûµ روز بیشتر اجازه ØØ¶ÙˆØ± در جبهه ها را نداری، شهید به پدر قول Ù…ÛŒ دهد، اینکه Û´Ûµ روزه به منزل بازگردد. در اعزامی Ú©Ù‡ سه ماهه بود همه متØÛŒØ± بودیم، بارها تکرار Ù…ÛŒ کرد، Ú©Ù‡ طبق قولی Ú©Ù‡ داده ام، Û´Ûµ روزه باز خواهم گشت.

شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی Ù†ÙØ± دو.Ù… نشسته از Ú†Ù¾ در جمع رزمندگان قوچانی در خرمشهر
در نهایت، در یک مقطع از عملیات کربلای ۵، در Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡ Û²Û³ دی ماه Û±Û³Û¶Ûµ Ø±ÙˆØ Ø¨Ù„Ù†Ø¯Ø´ به ملکوت اعلی پیوست Ùˆ شربت شهادت را نوشید.
ØÛŒØ±Øª آور است؛ ازتاریخ اعزام تا زمانی Ú©Ù‡ بدن پاکش را به وطن برده Ùˆ به خانواده اش تØÙˆÛŒÙ„ دادند، دقیقاً Û´Ûµ روز Ù…ÛŒ گذشت.[Û¶]

از Ú†Ù¾ شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی، ØØ¬Øª الاسلام سید Ù…ØÙ…ود صÙویان، شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒØŒ مجید صادق تبریزی Ùˆ ناشناس در پایگاه شهید شاکری خرمشهر
قطع همۀ تعلقات دنیوی
در اعزام آخر، ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ Ù‡ÙØªÙ‡ ای یکبار، همه دوستان Ùˆ همشهری های گردان، برای Ø±ÙØ¹ خستگی Ùˆ ØªÙØ±ÛŒØ Ùˆ تماس با خانواده به مرخصی Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÛŒÙ…ØŒ تنها او به بهانه اینکه کار دارد Ùˆ از این جور مقولات در قرارگاه Ù…ÛŒ ماند، لباس بچه ها را Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ Ù…ÛŒ شست.
اوقات ÙØ±Ø§Ù‚تش معمولاً به مطالعه Ùˆ تÙکر Ù…ÛŒ گذشت، به زهد Ùˆ عبادت در گردان شهره بود.
بعد از شهادتش همه Ùهمیدند Ú©Ù‡ چرا به مرخصی نمی آمده او نمی خواست ØÙ„قه ارتباطی با ØØ¶Ø±Øª دوست را Ú©Ù‡ به زØÙ…ت بسیار Ùˆ پارسایی Ùˆ تقوای مستمر کسب کرده بود، با دیدن مظاهر ÙØ±ÛŒØ¨Ù†Ø¯Ù‡ دنیا به Ø±Ø§ØØªÛŒ از دست بدهد.
او Ù…ÛŒ خواست در ØØ§Ù„ÛŒ به لقاءالله بشتابد Ú©Ù‡ هیچ علقه Ùˆ وابستگی به مظاهر دنیا نداشته باشد، خواست قلبیش « هب Ù„ÛŒ کمال الانقطاع الیک: خدایا به من کمال خضوع Ùˆ شکستگی به سود خودت عطا ÙØ±Ù…ا» بود، خود را از وابستگی ها Ùˆ تعلقات پوچ Ùˆ بی ارزش دنیا رهانید، تا ØØ¶Ø±Øª دوست مشتاق دیدار او شد Ùˆ او لایق این دعوت شد Ú©Ù‡ «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه، ÙØ§Ø¯Ø®Ù„ÛŒ ÙÛŒ عبادی، وادخلی جنتی»…[Û·]
جمع رضایت والدین و عبادت و بندگی خدا
او طلبه امام زمان (عج) بود اما با روØÛŒØ§ØªÛŒ Ù…ØªÙØ§ÙˆØªØŒ اهل زهد Ùˆ تقوا Ùˆ عاشق عبادت. اکثر اوقات در ØØ¬Ø±Ù‡ Ùˆ مدرسه بود، مشغول مطالعه Ùˆ تÙکر Ùˆ سیر Ø¢ÙØ§Ù‚ Ùˆ Ø§Ù†ÙØ³…
معتقد بود طلبه ای Ú©Ù‡ نماز شب نخواند نمی تواند ادعا کند سرباز امام زمان است، به پدر Ùˆ مادرش شدیداً Ø§ØØªØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ گذاشت Ùˆ اطاعت در Ø±ÙˆØ Ø¢Ø±Ø§Ù…Ø´ موج Ù…ÛŒ زد…
گاهی Ú©Ù‡ به درخواست پدر Ùˆ مادر شب را در منزل Ù…ÛŒ ماند. هنگام خواب مادر برایش رختخواب گرم Ù…ÛŒ انداخت، برای ØÙظ ظاهر روی رختخواب Ù…ÛŒ خوابید، وقتی پدر Ùˆ مادر تنهایش Ù…ÛŒ گذاشتند، رختخواب گرم را جمع Ù…ÛŒ کرد Ùˆ بر روی ÙØ±Ø´ Ù…ÛŒ خوابید …
پدرش نقل Ù…ÛŒ کرد: شبها Ú©Ù‡ به Ù…ØØ³Ù† سرکشی Ù…ÛŒ کردم، Ù…ÛŒ دیدم Ù…ØØ³Ù† رختخوابش را جمع کرده Ùˆ بر زمین خوابیده، یکبار از او پرسیدم، Ù…ØØ³Ù† جان چرا بر زمین Ù…ÛŒ خوابی؟ با ØØ§Ù„تی Ú©Ù‡ گویای عدم تمایل بود، از سر Ø§ØØªØ±Ø§Ù… پاسخ داد: Ù…ÛŒ ترسم رختخواب گرم Ùˆ نرم، خوابم را سنگین کرده مانع شود به Ø±Ø§ØØªÛŒ برای ادای نماز شب از جای برخیزم. Ùˆ اضاÙÙ‡ Ù…ÛŒ کرد، از این مطلب، به مادرم چیزی Ù†Ú¯Ùˆ. Ø±ÙˆØØ´ شاد Ùˆ یادش گرامی باد…[Û¸]
ملتمس دعا- ۰۹/۰۳/۹۴
Ù…ØÙ…د صادق Ùهیمی قوچانی
[۱] . شهیدی از تبار هابیلیان، شهر علم و ایثار، قوچان.
[Û²] . او طلبه شهید Ùˆ پاسدار دلاور اسلام مØÙ…د جواد Ùهیمی بود…
[Û³] . از خاطرات سردار شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ .
[۴] . خاطره ای از همان شهید.
[Ûµ] . خاطره ای دیگر از سردار رشید اسلام، بسیجی مخلص شهید ØØ³ÛŒÙ† Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ.
[Û¶] . او کسی نبود جز طلبه پارسا Ùˆ بسیجی عار٠شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی…
[Û·] . خاطره ای دیگر از طلبه شهید Ù…ØØ³Ù† ØµØ§ØØ¨ الزمانی.
[۸] . خاطره ای دیگر از همان شهید.
