شخصی Ù…ØØ¶Ø± پیامبر(ص) آمد Ùˆ Ú¯ÙØª: من آمدم تا با شما بر اسلام بیعت کنم. پیامبر Ùهمیدند از همان Ù„ØØ¸Ù‡ خیلی قوی آمده، پس به او ÙØ±Ù…ودند: من بیعتت را می‌پذیرم امّا یک شرط دارد Ùˆ آن شرط، این است Ú©Ù‡ بروی پدرت را بکشی!
عرش نیوز به نقل از ÙØ§Ø±Ø³ØŒ آیت‌الله روØâ€ŒØ§Ù„له قرهی مدیر ØÙˆØ²Ù‡ علمیه امام مهدی(عج) ØÚ©ÛŒÙ…یه تهران در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «ØÙ‚یقت ایمان، خلوص قلبی است Ú©Ù‡ باید در عمل هم نشان داده شود» پرداخت Ú©Ù‡ Ù…Ø´Ø±ÙˆØ Ø¢Ù† در ادامه می‌آید:
*ایمان و خلوص در قلب
نقش اخلاق بر ایمان Ùˆ ایمان بر اخلاق را عرض کردیم. در این زمینه به آن روایت شریÙه‌ای اشاره کردیم Ú©Ù‡ بیان ÙØ±Ù…ودند: اخلاق Ùˆ عمل ØµØ§Ù„ØØŒ انسان را به ایمان دعوت می‌کند Ùˆ ایمان هم انسان را به عمل ØµØ§Ù„ØØŒ Ùˆ آنکه عمل ØµØ§Ù„Ø Ø¯Ø§Ø±Ø¯ØŒ به ØÙ‚Ù‘ جزء مؤمنینی است Ú©Ù‡ همه وجودش در ید خداست؛ یعنی اعمال، کردار، ØØ¨Ù‘ Ùˆ بغضش، همه الهی است.
نکاتی را در جلسات گذشته راجع به ایمان Ú©Ù‡ عمل‌آور است، بیان کردیم. از جمله اینکه وجود مقدّس ØØ¶Ø±Øª صادق القول Ùˆ Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ØŒ امام Ø¬Ø¹ÙØ± صادق(ع) بیان ÙØ±Ù…ودند: «لَیْسَ الْإÙÛŒÙ…ÙŽØ§Ù†Ù Ø¨ÙØ§Ù„تَّØÙŽÙ„Ù‘ÙÛŒ وَلَا Ø¨ÙØ§Ù„تَّمَنّÙÛŒ ÙˆÙŽÙ„ÙŽÚ©Ùنَّ الْإÙیمَانَ مَا خَلَصَ ÙÙÛŒ الْقَلْب٠وَصَدَّقَه٠الْأَعْمَالÙ» ایمان، آن نیست Ú©Ù‡ Ùقط به ظاهر باشد Ùˆ یا اینکه Ùقط آرزو باشد، بلکه ایمان، خلوص است در دل.
لذا ØØ¶Ø±Øª Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: ایمان، آن خلوص قلبی – Ú©Ù‡ اولیاء راجع به اخلاص، بسیار ØµØØ¨Øª می‌کنند – است Ú©Ù‡ در عمل نشان داده می‌شود.
*اعلان ایمان و لعن شدن!
آن‌ قدر این مطلب مهم است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: اگر کسی بگوید: ایمان، Ùقط همین است Ú©Ù‡ من اقرار کنم، امّا در Ø±ÙØªØ§Ø±ØŒ کردار، عمل Ùˆ اخلاقش، این ایمان را نشان ندهد؛ ملعون است.
ØØ¶Ø±Øª صادق القول ÙˆØ§Ù„ÙØ¹Ù„(ع) ÙØ±Ù…ودند: «مَلْعÙونٌ مَلْعÙونٌ مَنْ قَالَ الْإÙیمَان٠قَوْلٌ بÙلَا عَمَلÙ» ØŒ ملعون است، ملعون است، آن کسی Ú©Ù‡ بگوید ایمان، امّا ایمانش، بدون عمل باشد.
اولیاء خدا می‌گویند: اینکه عمل انسان، اخلاق(خلق Ùˆ خو)ØŒ Ø±ÙØªØ§Ø± Ùˆ کردارش، همه الهی بشود؛ این، عنوان ایمان است Ùˆ إلّا صورت ظاهر، اعلان ایمان است، امّا در آن، ایمان نیست. متخلّقین به اخلاق الهی بیان می‌کنند: اوج ایمان هم همین عملی است Ú©Ù‡ انسان، خالص Ùˆ Ùقط برای خدا انجام دهد.
*ارتباط ایمان و اخلاص
وجود مقدّس امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «الْإÙÛŒÙ…ÙŽØ§Ù†Ù Ø¥ÙØ®Ù’لَاص٠الْعَمَلÙ» ØŒ آنکه عملش Ùقط برای پروردگار عالم خالص شد، مؤمن ØÙ‚یقی است.
مؤمن ØÙ‚یقی، عملش Ùقط برای خداست، از هیچ چیزی هراس ندارد Ùˆ به هیچ چیزی هم دل خوش ندارد. مؤمن، نه به ظواهر دنیا دل خوش است Ùˆ نه به بغض دنیا. عملش، خالص Ùقط برای خداست.
آن ‌قدر این قضیّه اخلاص مهم است Ú©Ù‡ ØØ³Ø¨ روایاتی Ú©Ù‡ عرض می‌کنم، اصلاً می‌شود Ú¯ÙØª: مؤمن ØÙ‚یقی، آن است Ú©Ù‡ اخلاص در عمل دارد – قبلاً Ù…ÙØµÙ‘Ù„ راجع به اخلاص Ø¨ØØ« کردیم – چنین کسی هم بغضش برای خداست Ùˆ هم ØØ¨Ù‘Ø´. دیگران Ú†Ù‡ بگویند برایش مهم نیست، Ú†Ù‡ تشویقش کنند Ùˆ Ú†Ù‡ ØØ±Ù Ùˆ ØØ¯ÛŒØ« برایش درست کنند، برایش مهم نیست.
*مؤمن ØÙ‚یقی کیست؟
پیغمبر اکرم، خاتم رسل، ØØ¶Ø±Øª Ù…ØÙ…د مصطÙÛŒ(ص) Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «لا یَØÙقّ٠العبد٠ØÙ‚یقةَ Ø§Ù„Ø¥ÛŒÙ…Ø§Ù†Ù ØØªÙ‘Ù‰ یَغْضَبَ للّه ٠ویَرضى للّه» بنده آن ‌گاه به ØÙ‚یقت ایمان دست می‌یابد Ú©Ù‡ غضبش، Ùقط Ùˆ Ùقط برای خدا باشد Ùˆ برای خدا هم خشنود شود Ùˆ إلّا این‌گونه نیست.
یعنی برای اینکه دیگران خوششان بیاید، نباید خشنود شود، بلکه باید برای خدا خشنود شود. یا برای اینکه دیگران از او Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª می‌شوند، نباید از ØÙ‚Ù‘ عقب‌نشینی کند. جالب است Ú©Ù‡ در این روایت، عنوان ØÙ‚ را هم می‌آورد Ùˆ «ØÙ‚یقه الایمان» بیان می‌کند. لذا اگر ÙØ±Ø¯ÛŒØŒ مثل کسی بود Ú©Ù‡ هر زمان Ùˆ هر دقیقه نظرش عوض می‌شود، هر طرÙÛŒ Ú©Ù‡ باد می‌آید، می‌رود Ùˆ گاهی شرایط زمانی او را به این سمت می‌برد Ùˆ یک موقعی هم به آن سمت ببرد؛ معلوم است Ú©Ù‡ ØØ¨Ù‘ Ùˆ بغض او، برای خدا نیست. چنین کسی به تعبیری ÙØ±ØµØªâ€ŒØ·Ù„ب است؛ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ مؤمن Ùقط خدا را می‌بیند Ùˆ در هر شرایطی Ùقط ØØ¨Ù‘ Ùˆ بغض خدا برایش مهم است. لذا اگر خدا غضب کند، Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª می‌شود Ùˆ غضبی هم Ú©Ù‡ خودش می‌کند، برای خداست. اگر علیه او، سر Ùˆ صدا کنند Ùˆ در همه جا غوغا شود، برایش مهم نیست، اگر به به Ùˆ Ú†Ù‡ Ú†Ù‡ هم به او بگویند، برایش مهم نیست. برای همین خصوصیّت مؤمن ØÙ‚یقی، این است Ú©Ù‡ Ùقط Ùˆ Ùقط خدابین است.
Â«ÙØ¥Ø°Ø§ Ùَعلَ ذلکَ Ùَقَد٠اسْتَØÙŽÙ‚Ù‘ÙŽ ØÙ‚یقةَ الإیمان٠» هر وقت کسی، Ùقط Ùˆ Ùقط خدابین بود، آن ‌وقت سزاوار این است Ú©Ù‡ به او مؤمن بگویند Ùˆ چنین کسی دیگر دارای ایمان ØÙ‚یقی شده است؛ چون وقتی می‌گوییم: مؤمن؛ یعنی کسی Ú©Ù‡ دارای ایمان ØÙ‚یقی است.
*مؤمن و یکی بودن لسان و قلب و عمل
آن ‌قدر مهم است Ú©Ù‡ عنوانش را می‌گذارد پروردگار عالم به اینکه لسان Ùˆ عملش، لسان Ùˆ قلبش یکی باشد. لذا ØØ¨ÛŒØ¨Ø´ هم بیان ÙØ±Ù…ود: «إنّ الرّجÙÙ„ÙŽ لا یکون٠مؤمنا ØØªÙ‘Ù‰ یکونَ قلبÙه٠مَع Ù„ÙØ³Ø§Ù†Ùه٠سَواءً»، انسان، مؤمن نیست، مگر اینکه قلبش با زبانش یکی شود.
در ادامه نیز Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «ویکونَ Ù„ÙØ³Ø§Ù†Ùه٠مَع قلبÙه٠سَواءً» یعنی همین ‌طور Ú©Ù‡ قلبس با لسانش یکی است، لسانش هم با قلبش یکی است Ùˆ هیچ ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد. «ولا ÛŒÙØ®Ø§Ù„ÙÙÙŽ قولÙه٠عمَلَهÙ» عملش هم با زبانش Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª ندارد. یعنی عملش همان است Ú©Ù‡ بیان می‌کند.
جالب این است Ú©Ù‡ در آخر Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «وَیأمَنَ جارÙه٠بَوائقَهÙ» همسایه او – Ú©Ù‡ می‌توانیم هم همسایه خانه به خانه Ùˆ هم همسایه اجتماعی Ùˆ همسایه کشوری ØØ³Ø§Ø¨ کنیم – از گزند او در امان باشند.
*مؤمن Ùˆ ایمن بودن همسایگان ØØªÙ‘ÛŒ کشوری، از گزندش
لذا یکی از نشانه‌های مؤمن هم همین است Ú©Ù‡ دیگران از گزند او در امانند. لذا هم باید به لسان مراقب بود Ùˆ هم اینکه مواظب بود Ú©Ù‡ همسایه اذیّت نشود انسان امّا این به این معنا نیست Ú©Ù‡ تصوّر ‌کنیم متخلّقین به اخلاق الهی Ùˆ علمای ربّانی کسانی هستند Ú©Ù‡ یک جا بنشینند Ùˆ مثلاً Ùقط سبوØÙŒ قدّوس بگویند Ùˆ وقتی هم مردم پیش آن‌ها بیایند، بگویند: آقا! اخلاقی باش، همین Ùˆ دیگر به هیچ امری، کار نداشته باشند. اگر این ‌طور باشد Ú©Ù‡ اسلام از دست می‌رود. لذا چنین کسی، مؤمن نیست.
البته این مطلب را بنده نمی‌گویم، روایت را دقّت Ø¨ÙØ±Ù…ایید، روایت می‌گوید Ú©Ù‡ باید ØÙ‚Ù‘ را بگوید، ولو به اینکه به ضررش تمام شود Ùˆ ولو به اینکه علیه او ØØ±Ù بزنند.
ببینید! امروز یک ØÙ‚یقتی در عالم وجود دارد Ùˆ آن اینکه جبهه Ú©ÙØ±ØŒ Ù†ÙØ§Ù‚ØŒ شرک، یهود Ùˆ صهیونیسم جهانی علیه اسلام Ù…ØªÙ‘ØØ¯Ù†Ø¯ تا اسلام را از بین ببرند Ùˆ در این Ø´Ú©ÛŒ نیست؛ یعنی اگر کسی این را Ù†Ùهمد، دیگر خیلی عقب Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ است. اصلاً می‌شود کسی این را باور نکند؟! علّت رجزخوانی‌هایشان برای سوریه هم همین بوده است تا اسلام را از بین ببرند، آن هم اسلام ناب. آن‌وقت اگر به خصوص در این زمان، تصوّر کنیم Ú©Ù‡ باید یک جایی بنشینیم Ùˆ با این مسائل کاری نداشته باشیم، درست نیست.
یا اینکه وقتی الآن عنوان می‌شود Ú©Ù‡ باید ÙˆØØ¯Øª باشد Ùˆ نباید از مسائلی Ú©Ù‡ خدای ناکرده بین مسلمین اختلا٠می‌اندازد، ØØ±Ù زد؛ آن‌ وقت یک کسی بیاید از چنین مسائلی ØØ±Ù بزند Ùˆ بگوید: من دارم از تشیّع Ø¯ÙØ§Ø¹ می‌کنم؛ چنین کسی اصلاً متوجّه نیست Ùˆ نمی‌Ùهمد. درست است Ú©Ù‡ ما زیارت عاشورا را از دست نمی‌دهیم Ú©Ù‡ Ø§ØªÙ‘ÙØ§Ù‚اً یکی از ÙØ¶Ø§ÛŒÙ„ زیارت عاشورا هم همان لعن است، اوّل Û±Û°Û° بار لعن است Ùˆ بعد Û±Û°Û° بار سلام است. امّا اینکه یک کسی Ù†Ùهمد، شرایط زمان را درک نکند Ùˆ بیاید بعضی از این‌گونه مطالب را اسم ببرد، معلوم می‌شود Ú©Ù‡ این‌ها کما اینکه برای ما مسجّل شده از آن سمت هستند تا بین مسلمین ØªÙØ±Ù‚Ù‡ بیاندازند. همان‌طورکه من قبلاً خدمت دوستان عرض می‌کردم؛ امروز امام المسلمین هم بیان ÙØ±Ù…ودند Ú©Ù‡ بعضی از این شبکه‌هایی Ú©Ù‡ اصلش در آمریکا Ùˆ لندن است، به عنوان Ø¯ÙØ§Ø¹ از تشیّع، مطالبی را می‌گویند Ú©Ù‡ به درد ما نمی‌خورد Ùˆ Ùقط به نیّت ØªÙØ±Ù‚Ù‡ است. لذا آن‌ها با ØØ±Ù‌های خود به اهل جماعت هجمه می‌آورند Ùˆ ØØªÙ‘ÛŒ می‌گردند پیدا کنند Ú©Ù‡ مثلاً یکی از بزرگان اهل جماعت را Ú©Ù‡ آن‌ها به او اعتقاد دارند Ùˆ از دنیا Ø±ÙØªÙ‡ØŒ پیدا کنند Ùˆ بگویند: امروز روز جشن Ùˆ ÙØ±Ø Ùˆ سرور است! بعد وهابیّت ملعون هم آن برنامه‌ها را پخش کنند Ùˆ بگویند: ببینید این‌ها همان شیعه‌ها هستند Ùˆ این گونه Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª اهل جماعت را برانگیزند. لذا معلوم است در این مسائل، یک دست دیگر در کار است. اگر امروز کسی Ù†Ùهمد واقعاً ØÙ‚یقت چیست، ایمان ندارد.
*شرطی برای ایمان ØÙ‚یقی
باز ØØ¶Ø±Øª صادق القول Ùˆ Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ØŒ امام Ø¬Ø¹ÙØ± صادق(ع) ÙØ±Ù…ودند: «إÙنَّ Ù…Ùنْ ØÙŽÙ‚Ùیقَة٠الْإÙیمَان٠أَنْ ØªÙØ¤Ù’Ø«ÙØ±ÙŽ Ø§Ù„Ù’ØÙŽÙ‚Ù‘ÙŽ ÙˆÙŽØ¥Ùنْ ضَرَّکَ عَلَى الْبَاطÙÙ„Ù ÙˆÙŽØ¥Ùنْ Ù†ÙŽÙَعَکَ» ØÙ‚Ù‘ را بیان کند Ùˆ بگوید: این‌ گونه نیست Ú©Ù‡ شما الآن دارید قیامت درست می‌کنید، ولو به ضررش باشد Ùˆ به او هجمه کنند.
شما Ùکر می‌کنید امروز Ú©Ù‡ ØØ¶Ø±Øª آقا این مطالب را بیان ÙØ±Ù…ودند، به ایشان ØÙ…له نمی‌کنند؟! همین سایت‌ها Ùˆ همان آن‌ طرÙی‌ها شروع به ØÙ…له کردن به سمت ایشان در همان کانال‌های ماهواره‌ای خودشان Ú©Ù‡ در خود آمریکا به نام Ø¯ÙØ§Ø¹ از تشیّع تأسیس کرده‌اند، می‌کنند. لذا شیعه‌ای Ú©Ù‡ قرار است از آن‌جا Ø¯ÙØ§Ø¹ شود، شیعه نیست.
از نشانه‌های ایمان ØÙ‚یقی چیست؟ «إÙنَّ Ù…Ùنْ ØÙŽÙ‚Ùیقَة٠الْإÙیمَان٠أَنْ ØªÙØ¤Ù’Ø«ÙØ±ÙŽ Ø§Ù„Ù’ØÙŽÙ‚َّ» این است Ú©Ù‡ ØÙ‚Ù‘ را بگوید، «وَإÙنْ ضَرَّکَ عَلَى الْبَاطÙÙ„Ù ÙˆÙŽØ¥Ùنْ Ù†ÙŽÙَعَکَ» Ú†Ù‡ جبهه باطل بخواهد بر او ضرر بزند Ùˆ Ú†Ù‡ Ù†ÙØ¹ او را بگوید. در هر دو صورت او، باید ØÙ‚Ù‘ را بگوید Ùˆ نگران نباشد.
*شرط قتل پدر برای Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ† بیعت!
لذا ایمان شرایط دارد و یکی از آن شرایطی که خیلی مهم است، این است که مطیع باشد که متخلّقین به اخلاق الهی این‌ گونه هستند. پس کسی که مطیع به امر رسول و امر دین باشد، واقعاً برنده است.
روایتی از وجود مقدّس پیغمبر اکرم خاتم رسل Ù…ØÙ…ّد مصطÙÛŒ(ص) است Ú©Ù‡ خیلی زیباست. ØØ¶Ø±Øª صادق القول Ùˆ Ø§Ù„ÙØ¹Ù„(ع) Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «أَتَى رَجÙÙ„ÙŒ رَسÙولَ اللَّه٠ص Ùَقَالَ یَا رَسÙولَ اللَّه٠إÙنّÙÛŒ Ø¬ÙØ¦Ù’تÙÚ©ÙŽ Ø£ÙØ¨ÙŽØ§ÛŒÙعÙÚ©ÙŽ عَلَى Ø§Ù„Ù’Ø¥ÙØ³Ù’لَامÙ» یک کسی به Ù…ØØ¶Ø± پیامبر(ص) آمده بود Ùˆ Ú¯ÙØª: من آمدم تا با شما بر اسلام بیعت کنم. پیامبر Ùهمیدند او به تعبیری خیلی Ø¨Ø§ØµÙØ§Ø³Øª Ùˆ از همان Ù„ØØ¸Ù‡ خیلی قوی آمده، «Ùَقَالَ لَه٠رَسÙول٠اللَّه٠ص Ø£ÙØ¨ÙŽØ§ÛŒÙعÙÚ©ÙŽ عَلَى أَنْ تَقْتÙÙ„ÙŽ أَبَاکَ» پس به او ÙØ±Ù…ودند: من بیعتت را می‌پذیرم امّا یک شرط دارد Ùˆ آن شرط، این است Ú©Ù‡ بروی پدرت را بکشی Ú©Ù‡ من به این شرط بیعتت را می‌پذیرم. ØØ§Ù„ØŒ می‌توانی بروی پدرت را بکشی؟! – شرط خیلی عجیبی گذاشتند. پدری Ú©Ù‡ این ‌قدر راجع به او ØØ±Ù زدیم Ùˆ در کتاب دو گوهر بهشتی، این همه مطالب راجع به آن عرض کردیم –
«قَالَ نَعَمْ» Ú¯ÙØª: بله یا رسول الله! می‌روم این کار را انجام می‌دهم، «Ùَقَالَ لَه٠رَسÙول٠اللَّه٠ص Ø¥Ùنَّا ÙˆÙŽ اللَّه٠لَا Ù†ÙŽØ£Ù’Ù…ÙØ±ÙÚ©Ùمْ بÙقَتْل٠آبَائÙÚ©Ùمْ» ØØ¶Ø±Øª به او ÙØ±Ù…ودند: به خدا قسم ما به شما امر نمی‌کنیم Ú©Ù‡ بروید پدرانتان را بکشید، اصلاً کار ما انبیاء، این نیست، «وَلَکÙنَّ الْآنَ عَلÙمْت٠مÙنْکَ ØÙŽÙ‚Ùیقَةَ الْإÙیمَانÙ» امّا الآن Ùهمیدم Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت ایمان در قلبت است.
من چنین مطلبی را از کسی شنیدم، تقریباً دو سال پیش به لبنان Ú©Ù‡ Ø±ÙØªÙ…ØŒ یکی از نیروهای ØØ²Ø¨â€ŒØ§Ù„له برای بنده بیان کرد: به Ù…ØØ§Ùظ Ø¢Ø³ÛŒÙ‘Ø¯ØØ³Ù† نصرالله Ú¯ÙØªÙ…: ایشان را چقدر دوست داری؟ Ú¯ÙØª: این ‌قدر Ú©Ù‡ اگر الآن بگوید: خودت را بکش، می‌کشم. Ú¯ÙØªÙ…: چقدر ØØ¶Ø±Øª آقا(مقام معظّم رهبری) را دوست داری Ùˆ مطیع ایشان هستی؟ Ú¯ÙØª: اینقدر Ú©Ù‡ اگر آقا دستور بدهد Ú©Ù‡ سیّد ØØ³Ù† نصرالله را بکش، می‌کشم، بعد هم نمی‌پرسم چرا، می‌گویم: من مطیعم. ما این ‌طور Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مطیع به ولایت Ùقیه داریم.
شاید یک کسی اوّلش بشنود، بگوید: اینکه به تعبیری دگم‌ بازی است. امّا ببینید، این را پیغمبر(ص) در این روایتی Ú©Ù‡ عرض کردم، ÙØ±Ù…ودند Ú©Ù‡ وقتی کسی پیش ایشان آمد Ùˆ اعلان کرد Ú©Ù‡ خدمت شما آمدم Ú©Ù‡ با شما بر اسلام بیعت کنم، «أَتَى رَجÙÙ„ÙŒ رَسÙولَ اللَّه٠ص Ùَقَالَ یَا رَسÙولَ اللَّه٠إÙنّÙÛŒ Ø¬ÙØ¦Ù’تÙÚ©ÙŽ Ø£ÙØ¨ÙŽØ§ÛŒÙعÙÚ©ÙŽ عَلَى Ø§Ù„Ù’Ø¥ÙØ³Ù’لَامÙ»، پیامبر(ص) ÙØ±Ù…ودند: من بیعت تو را این ‌طور می‌پذیرم Ú©Ù‡ تو پدرت را بکشی، آیا این کار را می‌کنی؟ چقدر مطیعی؟ «Ùَقَالَ لَه٠رَسÙول٠اللَّه٠ص Ø£ÙØ¨ÙŽØ§ÛŒÙعÙÚ©ÙŽ عَلَى أَنْ تَقْتÙÙ„ÙŽ أَبَاکَ»، Ú¯ÙØª: بله «قَالَ نَعَمْ»، پیامبر نیز به او ÙØ±Ù…ودند: آگاه شدم Ú©Ù‡ تو چقدر ایمان داری Ùˆ ØÙ‚یقت ایمان در تو موجود است، «Ùَقَالَ لَه٠رَسÙول٠اللَّه٠ص Ø¥Ùنَّا ÙˆÙŽ اللَّه٠لَا Ù†ÙŽØ£Ù’Ù…ÙØ±ÙÚ©Ùمْ بÙقَتْل٠آبَائÙÚ©Ùمْ ÙˆÙŽ Ù„ÙŽÚ©Ùنَّ الْآنَ عَلÙمْت٠مÙنْکَ ØÙŽÙ‚Ùیقَةَ الْإÙیمَانÙ».
معلوم است دیگر پیامبر(ص) ضمیر او را می‌دانست Ùˆ إلّا برای همه کس Ú©Ù‡ این ‌چنین نمی‌گویند، آن هم شخصی Ú©Ù‡ تازه آمده Ùˆ می‌خواهد بیعت کند. لذا ایشان می‌دانستند این ÙØ±Ø¯ از آن‌هایی است Ú©Ù‡ آمده Ùˆ تا آخر هست. پس ایمان، این است Ú©Ù‡ به عمل نشان بدهی، نه Ùقط ذکر بگویی.
ایمان، این است Ú©Ù‡ مثل سلمان، در نماز شب اشک بریزی، امّا از ولایت Ø¯ÙØ§Ø¹ Ú©Ù†ÛŒ. یا مثل میثم تمار Ú©Ù‡ بیان می‌کنند: ØØ§Ù„ات عبادت میثم گریه بعضی‌ها را در می‌آورد، امّا زبانش را به خاطر ØÙ‚ّ‌گویی بریدند؛ لذا او ایمانش را به عمل هم نشان داد.
پس ایمان، این نیست Ú©Ù‡ یک گوشه بنشینیم Ùˆ ذکری بگوییم Ùˆ دیگر کاری با کسی نداشته باشیم Ùˆ بگوییم: ما را Ú†Ù‡ به این ØØ±Ù‌ها؟! ما Ùقط باید دعا بخوانیم Ùˆ امام زمان(ارواØÙ†Ø§ ÙØ¯Ø§Ù‡) را صدا بزنیم، إن‌شاءالله آقا بیایند همه چیز درست می‌شود! آیا این، اخلاق می‌شود؟!
خیر، متخلّقین به اخلاق الهی، میثم تمّارند؛ متخلّقین به اخلاق الهی، اباذر صدّیقند Ú©Ù‡ تبعید به ربذه هم می‌شود، امّا دست از امیرالمؤمنین(ع) بر نمی‌دارد. البته این‌ها در همان زمان هم می‌توانستند کاری کنند، امّا امیرالمؤمنین(ع) ÙØ±Ù…ود: شمشیرهایتان را غلا٠کنید، نمی‌خواهد کاری کنید. آن‌ها هم ایستادند Ùˆ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: چشم. ØØ§Ù„ا آیا ما داغ‌تر از آن‌هاییم Ú©Ù‡ بگوییم می‌خواهیم از شیعه Ø¯ÙØ§Ø¹ کنیم؟! معلوم است بعضی از آن طر٠آبی‌ها دارند ØÙ‚ّه‌بازی می‌کنند Ú©Ù‡ بعضی‌ها در داخل هم از آن‌ها ØÙ…ایت می‌کنند Ú©Ù‡ بماند. هوشیار باشید، معلوم است Ú©Ù‡ این‌ها از جانب خودشان است، چون آن‌ها به یک پرس‌تی‌وی یا یک العالم اجازه نمی‌دهند Ùˆ با این‌ها مبارزه می‌کنند، ØØ§Ù„ا چطور اجازه می‌دهند این‌ها ÙØ¹Ø§Ù„یّت کنند؟! یک Ú©Ù…ÛŒ تÙکّر کنیم، می‌Ùهمیم Ú©Ù‡ این‌ها دروغ است.
لذا ØÙ‚یقت ایمان، این است Ú©Ù‡ مطیع باشیم. پیامبر(ص) ÙØ±Ù…ودند: به خدا قسم ما انبیاء نمی‌گوییم پدرانتان را بکشید، امّا من می‌خواستم ببینم تو به ØÙ‚یقت ایمان داری یا خیر «Ùَقَالَ لَه٠رَسÙول٠اللَّه٠ص Ø¥Ùنَّا وَاللَّه٠لَا Ù†ÙŽØ£Ù’Ù…ÙØ±ÙÚ©Ùمْ بÙقَتْل٠آبَائÙÚ©Ùمْ ÙˆÙŽÙ„ÙŽÚ©Ùنَّ الْآنَ عَلÙمْت٠مÙنْکَ ØÙŽÙ‚Ùیقَةَ الْإÙیمَانÙ»، لذا من Ùهمیدم تو هیچ موقع یار Ùˆ همدمی جز خدا برای خودت نمی‌گیری، «وَأَنَّکَ لَنْ ØªÙŽØªÙ‘ÙŽØ®ÙØ°ÙŽ Ù…Ùنْ دÙون٠اللَّه٠وَلÙیجَةً». یعنی در آینده پایت نمی‌لرزد؛ یعنی در آینده، Ú†Ù‡ این روی کار بیاید Ùˆ Ú†Ù‡ آن، رأی تو عوض نمی‌شود Ùˆ این طر٠و آن طر٠نمی‌روی Ú©Ù‡ ایمان ØÙ‚یقی این است.
*خصایص مؤمن ØÙ‚یقی
ØØ¶Ø±Øª صادق القول Ùˆ Ø§Ù„ÙØ¹Ù„(ع) Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: «لَقÙیَ رسول٠اللّه٠صلى الله علیه وآله یَوما ØØ§Ø±Ùثَةَ … » پیغمبر اکرم، خاتم رسل، ØØ¶Ø±Øª Ù…ØÙ…ّد مصطÙÛŒ(ص) روزی ØØ§Ø±Ø«Ù‡ را ملاقات کرد، «Ùقالَ له : Ú©ÛŒÙÙŽ Ø£ØµØ¨ÙŽØØªÙŽ ÛŒØ§ ØØ§Ø±Ùثة٠؟» پس از او پرسیدند: چگونه ØµØ¨Ø Ú©Ø±Ø¯ÛŒØŸ «قالَ : Ø£ØµØ¨ÙŽØØªÙ یا رسول٠اللّه٠مؤمنا ØÙŽÙ‚ّا» او Ú¯ÙØª: یا رسول الله! من ØµØ¨Ø Ú©Ø±Ø¯Ù… در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ یک مؤمن ØÙ‚یقی هستم، « قالَ صلى الله علیه وآله: إنّ Ù„ÙÚ©Ùلّ٠إیمان٠ØÙ‚یقةً، Ùما ØÙ‚یقة٠إیمانÙÚ©ÙŽØŸ » ØØ¶Ø±Øª پرسیدند: ØÙ‚یقت ایمان تو چیست؟ – معلوم است هر ایمانی، باید ØÙ‚یقت داشته باشد – «قالَ : عَزَÙَتْ Ù†ÙŽÙْسی عَن٠الدّÙنیا وأسْهَرْت٠لَیلÙÛŒ Ùˆ أظْمَأت٠نَهاری» – آن‌هایی Ú©Ù‡ مثل میثم تمّارند، زبانشان هم بریده می‌شود Ùˆ سرشان هم بر دار می‌رود، امّا اهل لیل هم هستند – ØØ§Ø±Ø«Ù‡ می‌گوید: از دنیا بیزار Ùˆ بریده شدم، از دنیا بدم می‌آید، دل به اینکه Ú†Ù‡ می‌شود Ùˆ Ú†Ù‡ می‌خواهد بشود، نبستم، شبم هم با شب‌ زنده‌داری می‌گذارنم Ùˆ روزم هم به روزه‌داری.
این ØØ§Ø±Ø«Ù‡ØŒ همان ØØ§Ø±Ø«Ù‡â€ŒØ§ÛŒ است Ú©Ù‡ خودش از Ù…Ø¯Ø§ÙØ¹ÛŒÙ† دین Ùˆ ولایت بود. لذا معلوم است مؤمن ØÙ‚یقی، این خصائص هم درونش دارد. به وقت رزم می‌رزمند، مثل بچّه‌های جبهه، امّا شب هم Ú©Ù‡ می‌شد، اهل نماز Ùˆ شب‌خیزی بودند. یعنی درست ØÙ‚یقت ایمان در آن‌ها تبلور داشت. اگر این‌طور بشود، آن‌وقت انسان، برنده است.
لذا این، ØØ§Ù„ مؤمنین ØÙ‚یقی است Ú©Ù‡ ایمانشان در اعمالشان تبلور دارد Ùˆ مطیعند. تا جایی Ú©Ù‡ وقتی پیامبر(ص) Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…ایند: اگر می‌خواهی با من بیعت کنی، باید پدرت را بکشی؛ می‌گوید: چشم، یا رسول الله! بعد پیامبر Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…اید: نه ما Ú©Ù‡ نمی‌گوییم پدرتان را بکشید، Ùقط می‌خواستم ببینم ØÙ‚یقت ایمان را داری یا خیر.
لذا مؤمنین ØÙ‚یقی اهل عبادت، شب‌خیزی Ùˆ دل نبستن به دنیا هستند؛ ضمن اینکه در دنیا هم هستند. مثل امام راØÙ„ Ú©Ù‡ در سال ۱۳۴۱، Û±Û³Û´Û² درس اخلاق داشتند Ùˆ بعدها یک عدّه از این‌هایی Ú©Ù‡ اهل زهدهای بیجا هستند، Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯: او چرا در این وادی Ø§ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ دنیا طلب شده، می‌خواهد Ú†Ù‡ کار کند؟! امّا امامی را Ú©Ù‡ نایب Ùˆ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù‡ امام زمان(اروØÙ†Ø§ ÙØ¯Ø§Ù‡) بودند، دیدیم Ú©Ù‡ به دنیا وابسته نبودند Ùˆ به یک زندگی Ù…ØÙ‚ّر بسنده کردند. زندگی ایشان را دیدیم، کدام کاخی نشستند؟! کجا Ø±ÙØªÙ†Ø¯ کاخ را دو مرتبه تجدید کنند Ùˆ بروند در آن بنشینند Ùˆ بگویند: این آبروی اسلام است؟! آیا امام این کار را کردند؟ یا آیا الآن امام‌المسلمین این کار را می‌کنند؟ امّا از آن طر٠ایمان خود را در عمل نشان می‌دهند Ùˆ Ù…Ø¯Ø§ÙØ¹ دین Ùˆ مطیع هم هستند. اگر انسان، این‌ طور شد، انسان اخلاقی است.
إن‌شاءالله به ÙØ¶Ù„ الهی در جلسات بعدی نکاتی را عرض می‌کنیم Ú©Ù‡ ایمان ØÙ‚یقی چیست Ùˆ چگونه در دست، زبان، اعضاء Ùˆ Ø¬ÙˆØ§Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯Ø´ را نشان می‌دهد Ú©Ù‡ همان بررسی روایت جنود عقل Ùˆ جنود جهل است Ú©Ù‡ ایمان در جنود عقل بود.
عرض کردیم روایت است Ú©Ù‡ مؤمنین ØÙ‚یقی، عقلای عالم هم هستند. لذا این ØØ§Ù„ را ببینید Ú©Ù‡ مؤمن ØÙ‚یقی، هم قلبش را خالص به خدا سپرده Ùˆ هم اعضاء Ùˆ Ø¬ÙˆØ§Ø±ØØ´ را به خدا سپرده است، جز از خدا هراسی ندارد Ùˆ جز به خدا هم دل به چیزی نبسته است. نه به‌به Ùˆ چه‌چه کسی را می‌خواهند Ùˆ نه ØØ±Ù Ùˆ ØØ¯ÛŒØ« کسی، آن‌ها را از راه بیرون می‌برد، «ÙَاسْتَقÙمْ کَما Ø£ÙÙ…ÙØ±Ù’تَ» در مورد هر Ú†Ù‡ Ú©Ù‡ خدا امر کرده، می‌ایستند Ùˆ دیگر هیچ ØØ±ÙÛŒ برایشان مهم نیست.
از آن طر٠مؤمنین ØÙ‚یقی، شب‌خیزان عالم هستند. ØÛŒÙÙ… می‌آید نگویم، بارها Ú¯ÙØªÙ… چرا نگویم، اگر نگوییم Ø§Ø¬ØØ§Ù است. از این مرد الهی، آیت‌الله خوشوقت، در بین اعاظم، کمتر ØØ±ÙÛŒ بیان می‌شود. البته از اعاظم دیگر Ú©Ù‡ اسم برده می‌شود، آن‌ها هم ØÙ‚Ù‘ گردن ما دارند، نور چشم ما هستند، خدا همه آن بزرگان را غریق رØÙ…ت واسعه کند، امّا این مرد الهی ایستاد Ùˆ Ø¯ÙØ§Ø¹ کرد. اهل شب خیزی، از آن طر٠اهل عبادت Ùˆ از آن طر٠اهل بیان بود.
آن‌ طور جوان‌ها دور ایشان بودند، آن ‌طور اهل شب‌خیزی Ùˆ Ø¯ÙØ§Ø¹ از ولایت بودند Ùˆ آن ‌طور خود را سرباز Ú©ÙˆÚ†Ú© اسلام Ùˆ نظام Ùˆ ولایت می‌دانستند، اخلاق این است. به خدا قسم آن‌ طور هم دید باز داشتند. آن‌ طور هم بعضی‌ها را می‌شناختند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ می‌شوند Ùˆ عاقبتشان را می‌Ùهمیدند Ú©Ù‡ کارشان به کجا می‌کشد. بعضی مواقع Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ بعضی موقع‌ها هم هیچ Ù†Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯. چون اولیاء خدا Ú©Ù‡ دائم نمی‌آیند بگویند: Ùلانی! تو این می‌شوی. دکان Ùˆ بازار Ú©Ù‡ ندارند، Ùقط یک موقعی برای تنبّه به بعضی Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯. این‌ طور الهی بودند. ایمان داشتند. خیلی‌ها هم Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯: مثلاً با این سن بالا، دیگر آخر عمری ورود پیدا کرده، امّا ایشان وظیÙه‌شناس Ùˆ خداشناس بودند. کسی Ú©Ù‡ وظیÙÙ‡ ‌شناس است؛ یعنی خداشناس است Ùˆ ایمان ØÙ‚یقی دارد.
الان بعضی از همین جوان‌های عزیز بیان می‌کنند Ú©Ù‡ وقتی سر قبر Ø´Ø±ÛŒÙØ´Ø§Ù† می‌روند، دعا می‌کنند Ùˆ ØØ§Ø¬Øª می‌گیرند. خدا گواه است، به این منبر قسم جوان آمد به من Ú¯ÙØª: من سر قبر آیت‌الله خوشوقت Ø±ÙØªÙ…ØŒ ØØ§Ø¬ØªÛŒ داشتم Ú©Ù‡ هیچ‌ طور درست نمی‌شد، از آنجا ØØ§Ø¬Øª Ú¯Ø±ÙØªÙ…. همین است دیگر، خدا این ‌گونه به آن‌ها اجر می‌دهد. قبورشان هم مرکز لط٠و عنایت می‌شود. مردان الهی این‌طور هستند.
خدا به ØÙ‚Ù‘ آقاجانمان ما را به ØÙ‚یقت متخلّق به اخلاق الهی بگردان.
ایمان ØÙ‚یقی در قلب ما قرار بده.
Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ کردار ما را، Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ کردار مؤمنین ØÙ‚یقی قرار بده.
آقا جان! بیا؛ بی‌آقایی بسمان است
یکی از خصایص مؤمنین ØÙ‚یقی هم همین است Ú©Ù‡ دائم Ú†Ù‡ در دلشان Ùˆ Ú†Ù‡ بر زبان، یاد آقاجانشان، امام زمان(اروØÙ†Ø§ ÙØ¯Ø§Ù‡) هستند. می‌دانند Ú©Ù‡ عالم به ید مقدّس ایشان هست. می‌دانند همه چیز را ایشان رقم می‌زند، ØØ¬Ù‘ت خداست، یدالله است، عین الله الناظره است. خدا گواه است اگر آقا نخواهد، برگی از درختی Ù†Ù…ÛŒâ€ŒØ§ÙØªØ§Ø¯. لذا درختان بیشتر هم یاد آقا هستند.
من Ùˆ تو هم بیاییم بیشتر یاد آقاجان باشیم. به خصوص ØØ±Ù زدن با آقا را ÙØ±Ø§Ù…وش نکنیم. بارها Ú¯ÙØªÙ… Ùˆ بارهای دیگر هم می‌گویم، هیچ ابایی ندارم. آقاجان خیلی دوست دارد ما با ایشان ØØ±Ù بزنیم. آقا، امام زمان(اروØÙ†Ø§ ÙØ¯Ø§Ù‡)ØŒ غریب است. همه این درگیری‌های جبهه Ú©ÙØ±ØŒ Ù†ÙØ§Ù‚ØŒ Ø§Ù„ØØ§Ø¯ØŒ شرک Ùˆ صهیونیسم، در مورد آقاست. این را بدانید، آن‌ها می‌خواهند آقاجانمان، امام زمان(اروØÙ†Ø§ ÙØ¯Ø§Ù‡) نباشد. این‌هایی Ú©Ù‡ اØÙ…Ù‚ هستند، نمی‌دانند نمی‌شود؛ چون عالم به دست آقاست.
امّا من Ùˆ شما باید مدام آقایمان را ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ بزنیم، مولایمان را صدا بزنیم، یابن Ø§Ù„ØØ³Ù†! آقاجان! می‌دانم بد هستم Ùˆ اعمالم، اعمال خوبی نیست، امّا ØØ¨Ù‘ تو را Ú©Ù‡ دارم، این را نمی‌توانی انکار کنی، قربانت بروم!
موقع خواب ØµØØ¨Øª کردن، خیلی خوبست، ای بسا Ú©Ù‡ دیگر بلند نشویم. خصوصیّت این ØµØØ¨Øª کردن، این می‌شود Ú©Ù‡ آقا می‌گوید: ملائکه! این آخرین ØØ±ÙØ´ با من بوده، جرأت ندارید از او چیزی سؤال کنید. همه چیز به ید آقاست Ùˆ نکیر Ùˆ منکر هم در ید قدرت آقا هستند.
ØØ¶Ø±Øª عزرائیل Ùˆ سپاه Ùˆ جنودش – Ú©Ù‡ در دعا دارد جنود Ùˆ سپاه دارد، می‌توانید در Ù…ÙØ§ØªÛŒØ دعایش را ببینید – بدون اذن آقاجان کار نمی‌کنند. جان کسی را بدون اذن آقاجان نمی‌گیرند. درست است «لا ÛŒÙŽØ³Ù’ØªÙŽØ£Ù’Ø®ÙØ±Ùونَ ساعَةً وَلا یَسْتَقْدÙÙ…Ùونَ» امّا باز خود همین هم به دست آقاست. آقا است Ú©Ù‡ می‌گوید جان کسی را بگیرید، چون آقا شب قدر امضاء کرده، امّا همین آقایی Ú©Ù‡ شب قدر امضاء کرد، Â«Ø§Ù„Ø¯Ù‘ÙØ¹ÙŽØ§Ø¡ÙŽ ÛŒÙŽØ±ÙØ¯Ù‘٠الْقَضَاءَ»، اگر از او بخواهیم Ùˆ بگوییم: آقا! ما بد کردیم، شب‌های قدر بیدار Ùˆ هشیار نبودیم، آدم نبودیم، آن موقع ØÙˆØ§Ø³Ù…ان جمع نبود، ÙØ±ÛŒØ¨ خوردیم، Ù†ÙØ³ØŒ شیطان Ùˆ دنیا ÙØ±ÛŒØ¨Ù…ان داد، Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± بودیم، آقاجان! می‌شود شما امورم را به خوبی رقم بزنی؟ می‌شود من را آدم کنی، برگردم؟ درست بشوم؟ مطیعت بشوم، مطیع دین باشم، لجباز نباشم، کارهای زشت Ùˆ بد نکنم؟ با آقا ØØ±Ù بزنیم Ùˆ از آقا عاجزانه بخواهیم.
«السّلام علیک یا مولای یا بقیّة اللّه»
آقاجان! ما هیچی، تو Ú©Ù‡ کریم هستی، خیلی کریم‌تر از آن چیزی هستی Ú©Ù‡ ما بÙهمیم، امّا آقاجان! اسلام در خطر است، می‌بینی. نظام ما در خطر است، می‌بینی. رهبر ما را، می‌بینی. آقا! یاری Ú©Ù†. ما می‌خواهیم، البته بلد هم نیستیم چطور بخواهیم، راه دارد امّا خودت بخواه، درست Ùˆ ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ از خدا بخواه Ú©Ù‡ دیگر بس باشد، ظهور کنید. دیگر بی‌آقایی بسمان است.
آقاجان! خیلی‌ها منتظر بودند، نیامدی. آیت‌الله بهجت منتظر بود، نیامدی، Ø±ÙØª. آیت‌الله بهاءالدّینی منتظر بود، نیامدی، Ø±ÙØª. آقاجان! بیا. آیت‌الله خوشوقت منتظر بود، نیامدی. آقا! می‌شود بیایی، ظهورت در عمر ناقابل ما باشد؟ ما آن دولتت را ببینیم، عزّتی Ú©Ù‡ به اسلام می‌دهی ببینیم. دیگر کسی نمی‌تواند با شما رجز بخواند.
قربانت بروم، یک عنایتی هم به ما کن، قلبمان صا٠و درست شود.
