تاریخ : جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ 20 ذو الحجة 1447 Friday, 5 June , 2026
3

تبعيد من به گناباد، لطف امام(ره) را هم نسبت به من زياد كرد

  • کد خبر : 6413
  • 17 اسفند 1392 - 8:29
تبعيد من به گناباد، لطف امام(ره) را هم نسبت به من زياد كرد

نکته قابل توجه در خصوص خاطرات آیت الله خزعلی ، تبعید ایشان به گناباد و عدم همکاری روحانی شهر نسبت به ضمانت ایشان برای رهایی از شهربانی است که جای بسی تامل دارد.

به گزارش گنابادتایمز،آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی عضو مجلس خبرگان رهبری در برنامه شناسنامه این هفته در مورد شروع دوران مبارزاتی خود علیه رژیم شاه اظهار داشت: از زمانی که آقای بروجردی به قم آمدند، من با حضرت امام خمینی(ره) آشنا شدم و از درس ایشان استفاده زیادی کردم. من در جاهایی که منبر می رفتم، به خصوص خوزستان در مورد کارهای شاه صحبت می‌کردم. سینمایی برپا کرده بودند که واقعاً نکوهیده بود و افرادی موذی در آن فعالیت داشتند که من با آن مخالفت کردم و گفتم شما با اینگونه امور می‌خواهید اسلام را تضعیف کنید. این موضوعات باعث تبعید من به گناباد شد.

وقتی به گناباد رفتم، کسی از من حمایت نکرد/روحانی گنابادهم ترسید

وی ادامه داد: وقتی به گناباد رفتم، کسی از من حمایت نکرد. من باید در شهربانی می‌ماندم مگر اینکه روحانی شهر بیاید و ضمانت کند که متاسفانه روحانی گناباد(شخصی به نام منتظری که نمايندۀ آيت‌الله بروجردی ) هم ترسید این کار را انجام دهد. همینطور که داشتم در خیابان قدم می‌زدم، جوانی(سيدحسين روحاني) آمد و گفت شما آقای خزعلی نیستید؟ گفتم بله، گفت چرا اینجا دارید قدم می زنید؟ گفتم من باید در شهربانی بخوابم، مگر اینکه یک ضامن داشته باشم. آن جوان گفت من ضامن می‌شوم و در نهایت ضمانت من را انجام داد و مرا به خانه خود برد. بعد از مدتی هم در گناباد منزلی گرفتم و در این شهر مستقر شدم.

آیت الله خزعلی

آیت الله خزعلی

در ادامه متن مصاحبه ÛŒ ایشان را با ” پاسدار اسلام ” Ù…ÛŒ خوانیم:

 چگونه و چرا به گناباد فرستاده شدید؟

براي فرستادن من به گناباد دو ژاندارم تعيين شد. آن سرهنگ به اين دو ژاندارم گفت خزعلي را به گناباد برسانيد و تا رضايت‌نامه‌اي مبني‌بر خوش‌رفتاري با وي تا مقصد از او نگيريد، حق برگشت نداريد. اين دو ژاندارم چنان رفتار خوب و شايسته‌اي با من داشتند كه حتي اگر برادرانم نيز با من بودند اين‌قدر به من خدمت نمي‌كردند. چون در آن سال‌ها جوان بودم و خيلي وسواس داشتم. از وضو‌گرفتن در قهوه‌خانه اكراه داشتم. چون هركسي به آنجا مي‌آمد، آلودگي ايجاد مي‌كرد.

اين دو نفر مي‌رفتند از چاه آب مي‌كشيدند، مي‌آوردند و من وضو مي‌گرفتم. در بين راه، جايي توقف كرديم و نان و ماستي خورديم. در اين هنگام يك ژاندارم با كمال مهرباني به من نزديك شد و مرا به ناهار دعوت كرد. رفتار بسيار گرم او باعث شد از او پرسيدم: آيا مرا مي‌شناسي؟ او گفت من بارها پاي منبر شما بودم. در اين سفر چنان‌كه گفتم الطاف خدا هميشه با من بود مسير كرمان به گناباد در آن زمان بسيار بد و سنگلاخي بود، اما ما بي‌هيچ مشكلي خود را به راه اصلی رسانديم.

در جادۀ آسفالت ماشينمان دو بار خراب شد، اما در آن جادۀ سنگلاخي هيچ عيب و اشكالي پيدا نكرد. حس كردم در جادۀ سنگلاخي تمام اتكا به لطف الهي بود و از این‌رو صدمه‌اي رخ نداد. در جادۀ آسفالت قهراً انسان اطمينان به‌خوبي جاده مي‌كند، شكست ماشين در اينجا روي مي‌دهد. در اين عبرتي است براي هرفرد متوجه. به گناباد كه رسيديم مرا به شهرباني بردند. در اين شهر بايد كسي ضمانت مرا مي‌پذيرفت در غير اين صورت مي‌بايست در همان شهرباني مي‌ماندم. در گناباد سراغ يك روحاني به نام آقاي منتظري را گرفتم كه نمايندۀ آيت‌اله بروجردي بود. پس از اينكه به‌سختي پيدايش كردم و جريان ضمانت را برايش تعريف كردم او ترسيد و به‌ بهانۀ كار‌داشتن حاضر نشد که ضمانت مرا بپذيرد.

مرتب با پاسبان قدم مي‌زدم و در اين فكر بودم كه شب را بايد در شهرباني بگذرانم و اين فكر برايم آزاردهنده بود. در همين فكر بودم كه در نزديكي شهرباني جواني كت‌و‌شلواري پيش رويم قرار گرفت و پس از سلام و احوالپرسي گفت: تو خزعلي هستي؟ گفتم بله. گفت: اينجا چه مي‌كني؟ گفتم: تبعيدي هستم و احتياج به يك ضامن دارم. او پذيرفت مرا ضمانت كند. از او پرسيدم مرا از كجا مي‌شناسيد؟ جواب داد در مشهد درس مطوّل را پيش شما گذراندم. اين جوان به نظرم بيش از بيست سال نداشت و چون پدرش روحاني سرشناسي بود، او را نيز مي‌شناختند. به نظرم اين هم از لطف‌هاي خداوند در اين ماجرا بود. اسم اين جوان سيدحسين روحاني بود. مدتي در خانۀ آنها بودم، اما تصميم گرفتم خانۀ جداگانه‌اي بگيرم تا مزاحم خانوادۀ ايشان نشوم.

چه مدتی در گناباد بودید؟

مدت سه ماه را به‌صورت تبعيد در گناباد گذرانيدم. چون خانه‌اي اجاره كرده بودم، خانواده‌ام نيز به آنجا آمدند. صوفي‌هاي گناباد بسيار مايل بودند با من ملاقات كنند، اما من نمي‌پذيرفتم تا اينكه يك‌روز صبح زود سرزده به خانۀ من آمدند. رئيس صوفيان گناباد فردي به نام سلطان حسين تابنده بود كه با آن جمع آمده بود. سپس شروع به بحث و گفت‌وگو كرديم. كم‌كم سلطان حسين تابنده شروع كرد سربه‌سر من گذاشتن، من هم گفتم شما اهل بدعت هستيد و روايت داريم وقتي بدعت ظاهر شد اگر كسي جلوگيري نكند لعنت خدا و ملائكه و همۀ مردم نثارش خواهد شد. به هرجهت مباحثه با اين صوفي به نظرم تبليغ خوبي براي اسلام شد.

 واکنش آیت‌اله بروجردی و امام در خصوص تبعید شما چگونه بود؟

پس از پايان تبعيد به حضور آيت‌اله بروجردي شرفياب شدم. آقاي حاج احمد، مباشرِ آيت‌اله العظمي بروجردي جلو روي ايشان گفت آقا براي شما تب كرده بود، اگر اين حرف را در غياب آيت‌اله بروجردي مي‌گفت شايد شك مي‌كردم، اما چون روبه‌روي ايشان اين را گفت من به خود لرزيدم. با خود گفتم: مرجع بزرگ براي يك طلبه چنين احساساتي دارد. به مرجع عظيم‌الشأن گفتم آقا از شما عذر مي‌خواهم كه باعث زحمت شما شدم. ايشان با وقار گفت: اين كار براي خدا بوده است. انشاءاله سرانجامش خوب است. اين جملات روحيه‌ای قوي و عجيب به من بخشيد.

تبعيد من به گناباد، لطف امام(ره) را هم نسبت به من زياد كرد. بعد از خارج‌شدن از منزل آيت‌اله بروجردي امام مرا خواستند، به منزل ايشان رفتم، ولي موضوع و جريان را با آب‌و‌تاب براي ايشان بيان نكردم. گفتم نكند امام بفرمايد چرا اين كار را مي‌كني، اما امام نه‌تنها آن را نگفت، بلكه متوجه شدم اصلاً روحيۀ امام و نظر ايشان نسبت‌به رژيم، روحيه و نظر پرخاشگري و تقابل است. از اين زمان، پيوند اين جانب و امام(ره) گرم شد و هيچ‌وقت اين پيوند سست نشد. من براي اين ارتباط هميشه با امام صريح بودم. اين ارتباطات همه از نتايج آن تبعيد بود. امام(ره) در نخستین ملاقات پس از تبعيد گناباد بعد از اينكه به حرف‌هاي من گوش دادند، گفتند چيزي نيست؛ يعني بايد بيشتر از اين جوشيد. حضرت امام(ره) در واقع انتظار فعاليت بيش از اينها را داشت.

لینک کوتاه : https://gonabadtimes.net/?p=6413

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • برچسب‌ها
    1392 آمریکا انتخابات امام جمعه امام جمعه گناباد امام خامنه ای ایران بجستان برجام برگزیده ها بیدخت جشنواره عمار حسن روحانی خامنه ای خراسان رضوی داعش دانشگاه آزاد دکتر حسن روحانی دکتر رجائی دکتر رجایی دکتر محمد رجائی دکتر محمد رجایی رجائی روحانی سعید جلیلی سومین کنفرانس مددکاری اجتماعی ایران شورای شهر شهردار گناباد علیرضا جاویدعربشاهی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی فرودگاه گناباد فرماندار فرماندار گناباد پرسپولیس قنات قصبه نماینده گناباد و بجستان هاشمی رفسنجانی مجلس مجلس شورای اسلامی محرم محمد رجائی محمد صفایی کاخک گناباد گنابادتایمز